تبلیغات
پرگار
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 19 دی 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
در میان اصحاب اندیشه راجع به حقانیت ادیان و مذاهب و باورها و رستگاری مومنان، سه تلقی وجود دارد که عبارتند از: انحصارگرایی، شمول گرایی، و تکثر گرایی.
انحصارگرایان معتقدند که تنها یک دین حق وجود دارد و تنها باورمندان به آن دین، رستگارند مثلا انحصارگرایان مسلمان عقیده دارند که تنها دین حق اسلام است و فقط مسلمانان، رستگارند. انحصارگرایان مسیحی همین عقیده را در رابطه با مسیحیت دارند و قس علی هذا.
شمول گرایان معتقدند که با توجه به این که تنها یک دین حق وجود دارد اما اینطور نیست که فقط پیروان آن دین خاص، رستگار باشند بلکه هر کس که پیرو دین یا ائین دیگری باشد ولی عمل یا اعمالی را مطابق با دین حق انجام دهد، درباره انجام آن عمل، ماجور است و پاداش می برد. مثلا اگر نیکی به پدر و مادر در اسلام سفارش شده است و کسی مسیحی باشد ولی به پدر و مادرش نیکی کند، چون مطابق دستور اسلام عمل کرده است، ماجور است.
تکثرگرایان عقیده دارند که دین یا آئین حق یا دین یا ائینی که موجب رستگاری می شود منحصر در یک دین یا آئین نیست و از شماره "یک" افزون است. تکثرگرایی ( پلورالیزم ) خود به دو دسته پلورالیزم صدق و پلورالیزم نجات تقسیم می شود.
آنچه به نظر خودم می رسد و تا کنون بر همین باور هستم و به نظرم می توانم تا حدی به نفع آن استدلال کنم این است که زندگی اخلاقی و عقلانی موجب رستگاری است. تفاوتی نمی کند که شخص مسلمان باشد یا یهودی باشد یا مسیحی یا بودیست یا هندوئیست یا پیرو هر دین و مذهب دیگری و یا حتی پیرو هیچ دین و مذهبی نباشد، مادامی که عقلانی عمل می کند و اخلاقی رفتار می کند ( و احتمالا اخلاقی و عقلانی هم می اندیشد ) ماجور و رستگار است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 دی 1392 :: نویسنده : وحید حلاج



یک: این عکس از مراسم یادبود همسر بنیامین بهادری ( خواننده پاپ ) گرفته شده است.
دو: حالت چهره بنیامین کاملا حزن و اندوه و شکستگی را نشان می دهد
سه: بنیامین آدم مشهوری است و دوربین ها و چهره ی دختران و پسران جوان هم نشان می دهد که از دیدن بنیامین ذوق کرده اند.
چهار: اما سوال اینجاست که از میان این همه طرفدار، کدام یک واقعا از ناراحتی بنیامین ناراحت شده اند و با او همدردی می کنند؟ ظاهرا بسیاری فقط آمده اند تا عکس بگیرند و به دوستانشان نشان بدهند و از این که بنیامین را از نزدیک دیده اند کلی ذوق کنند
پنج: همین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 آذر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
به نظرم نه غنی سازی 20 درصد، نه افزایش سانتریفیوژها، نه به فضا فرستادن میمون ها، نه ساختن موشک هایی با برد چندهزار کیلومتر، نه حتی ساختن ابرکامپیوتر، و نه هیچ پیشرفت علمی دیگری افتخار آفرین و موجب سرافرازی نیست؛ آنچه مهم است و به نظرم موجب سربلندی است این است که ایا این پیشرفت های علمی توانسته است از میزان درد و رنج مردم بکاهد و بر میزان خوشی آن ها بیفزاید یا نه؟ آیا غنی سازی اورانیوم و افزایش سانتریفیوژها، ساختن موشکهای قاره پیما، فرستادن میمون به فضا، ساختن ابرکامپیوترها، و از این قبیل از میزان درد و رنج مردم کاسته است یا بر میزان درد و رنج آن ها افزوده است؟ پیشرفت علمی، نه موجب افتخار است و نه موجب سرافکندگی، بلکه نسبتش با درد و رنج بشری است که افتخار می آفریند یا سرافکندگی به بار می آورد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 آذر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
دکتر زیباکلام را از لحاظ شخصیتی بسیار دوست می دارم. شخصیت بی آلایشی دارد و اهل ادا و اطوار روشنفکری و کبر و نخوت اهالی آکادمی نیست. اما صفتی دارد که به نظرم قابل نقد است و آن این است که دوست دارد پا توی هر کفشی بکند و در هر موضوعی اظهار نظر و مناظره کند. به نظرم دکتر زیبا کلام اگر در حوزه تخصصی اش - مسائل سیاسی، و تاریخ معاصر ایران- تمرکز کند و مناظره ها و اظهار نظرهایش را محدود به همین حوزه ها کند بسیار موفق تر خواهد بود اما متاسفانه این طور نیست. یادم هست چندماه پیش با حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه در باره علوم انسانی اسلامی ( اگر موضوع دقیق به یادم مانده باشد ) در شبکه چهار سیما مناظره کرد و با این که شخصا با دکتر زیبا کلام موافق بودم و به نظرم علوم انسانی اسلامی، ممتنع است با این حال چون جناب خسروپناه فلسفه دان بود و دکتر زیبا کلام، چندان فلسفه نمی دانست، به نظرم در بحث، مغلوب خسروپناه شد و حرف چندانی برای گفتن نداشت؛ با این که قابل کتمان نیست که صدا و سیما هر کسی را به عنوان میهمانبه برنامه هایش دعوت نمی کند اما این ایراد به دکتر زیباکلام وارد است که در حوزه هایی که تخصص ندارد، ورود پیدا می کند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 آذر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج

کمی توبه شکستم وباز به خانه ی عزیزم بازگشتم و امیدوارانه هم باز گشتم. به هر صورت، در گشت زنی اینترنتیم به وبلاگی برخوردم که حیفم آمد معرفی اش نکنم. دوستانی که من را می شناسند یحتمل می دانند که با این بضاعت اندکم؛ خود را وامدار استاد ملکیان می دانم عقاید و باورهای کنونی ام را کاملا متاثر از آرائ و نظرات و گفته های ایشان می دانم. شاید و بلکه جتما؛ ایشان بیشترین تاثیر را در تطور فکری من داشته اند. القصه وبلاگی که اینک لینکش را می گذارم و دوست دارم دوستان هم بروند و ببینند و بخوانند وبلاگی است که نوشته ها و سخنرانی ها و فایل های صوتی استاد را در اختیار علاقمندان قرار می دهد و از این جهت واقعا غنیمتی است.
http://bidgoli1371.blogfa.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
مدت هاست که رونق این وبلاگ مثل سابق نیست و هنوز نمی دانم که چند نفر از دوستانم این وبلاگ را می خوانند با این حال شاید تا چندماهی هیچ ننویسم و وقت خود را بیشتر برای مطالعه ی کنکور ارشد بگذارم. به امید حق قصد شرکت در آزمون کارشناسی ارشد فلسفه را دارم از دوستانم مستدعی دعا هستم. با این همه گهگداری مطلبی در سرویس اندیشه ی سایت لبخند منتشر می کنم. بسی خوشحال خواهم شد تا دوستان قدم رنجه کنند و سری به آنجا بزنند. البته همچنان خواننده مطالب دوستانم خواهم بود و امیدوارم پس از چندی در قامت یک دانشجوی فلسفه به این وبلاگ بازگردم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 شهریور 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
به نظرم قائلان به این سخن که زنان باید حجاب داشته باشند تا آرامش روانی جامعه از طریق تحریک جنسی مردان به هم نخورد به چند سوال باید پاسخ دهند:
یک: حد یقف این استدلال کجاست؟ یعنی اگر در جامعه ای مردان، آنقدر شهوت پرست باشند که حتی به زنی که کاملا پوشیده است و حتی صورتش هم مشخص نباشد، نگاهی شهوت آلود داشته باشند. باید زنان را در محبس و دور از دیده هر مردی نگاه داشت یا خیر؟
دو: چه استدلالی به نفع این اقامه شده که نگاه شهوت آلود مردان به زنان باعث سست شدن بنیان های اجتماع می شود؟
سه: کدام تحقیق روشمند و مبتنی بر آمار، ارائه شده است که نشان دهد میان رعایت پوشش بیشتر در زنان و شهوت آلود بودن نگاه مردان، نسبت معکوس وجود دارد؟ یعنی هر چه بر میزان آن اضافه شود از مقدار دیگری کم می شود؟
چهار: بر فرض وجود نگاه شهوت الود مردان و همچنین بر فرض این که شهوت الود بودن نگاه مردان باعث سستی بنیان جامعه می شود و بر فرض این که سستی بنیان اجتماع امری نامطلوب است؛ بنابر کدام دلیل به وسیله پوشش بیشتر زنان می توان از میزان این آفت کاست؟
پنج: بر فرض قبولی تمام نکات بالا، آیا تحقیق روشمندی انجام شده که نشان دهد آیا پوشش بیشتر زنان علیرغم فایده ای که دارد ( بنابر فرض البته ) هزینه های دیگری ندارد؟ و اگر هزینه های دیگری دارد چگونه می توان میان این فایده و هزینه های مترتب بر آن تعادل ایجاد کرد؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
سال گذشته در پروژه مسکن مهر پردیس ثبت نام کردیم آن موقع قانون آورده متقاضی برابر با 20 میلیون تومان بود. حدود سه ماه گذشت تا خبر دادند که شرایط شما مورد پذیرش واقع شده و می توانید برای ثبت نام نهایی بیائید. با مراجعه دوباره به شرکت عمران شهر جدید پردیس ( اردیبهشت 92) اعلام کردند آورده به 28 میلیون افزایش یافته که شما باید هر سه ماه شش میلیون تومان واریز کنید تا بعد از 18 میلیون تومان بتوانید انتخاب واحد نمائید. هنوز یک ماه نگذشته بود که اعلام کردند قانون تغییر یافته و باید 25 میلیون واریز کنید تا انتخاب واحد بنمائید. بعد از گذشتن حدود یک ماه اعلام کردند که قانون تغییر یافته و آورده متقاضی به 35 میلیون تومان افزایش پیدا کرده و شما باید 32 میلیون تومان واریز کنید تا انتخاب واحد نمائید. علاوه بر این که زمان تحویل را اواخر پائیز اعلام کرده بودند و اکنون خبر از تحویل واحدها در سال اینده می دهند. با این وصف معلوم نیست که این افزایش قیمت ها که با وضع فعلی درآمد، تامین مبلغ را به مراتب دشوار می کند تا کجا ادامه خواهد یافت و متولیان این پروژه تا چه حد برای اعتبار متقاضیان و پای بندی به تعهداتشان اهمیت قائل خواهند شد؟ ظاهرا اصل وجود مسکن مهر که تامین مسکن ارزان قیمت برای اقشار کم درآمد بود مورد تغافل واقع شده است و انگار کسی هم پاسخگو نیست.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 تیر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
چندی است که آلوده ی Facebook شده ام به نظرم نسبت به محیط وبلاگ مزیت های بی شماری دارد اما فی الواقع وبلاک هم اصیل تر است و هم برای مطالب جدی تر و تحلیلی تر جای بهتری است. با این همه مزایای فیس بوک آنقدر هست که وبلاگ نویسی را به حاشیه می کشاند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 13 تیر 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
زندگی خصوصی فیلم مزخرفی است. چند روز پیش DVD اش را خریدم و دیدم. ظاهرا فیلم نمادهایی دارد تا تغییر اصلاح طلبان را تداعی کند. شخصیت اول فیلم ( ابراهیم کیانی ) که در ابتدای انقلاب ریش انبوه می گذاشت و زنان و دختران بی حجاب را آزار می داد و اکنون ته ریش می گذارد و کت و شلوار می پوشد نماد چپ های خط امامی اوایل دهه شصت و اصلاح طلبان سال های بعد است. او رئیس روزنامه "مردم امروز" است که هم نام روزنامه و هم فونتش تداعی گر روزنامه "صبح امروز" به مدیر مسئولی سعید حجاریان است. شخصیت سردار جنگ فیلم، که در حال حاضر تراشکار است و جانباز و نامش هم داود است، به شدت تداعی گر حاج داود کریمی از سرداران جنگ و از پیروان مرحوم منتظری است که اتفاقا بچه محل سعید حجاریان هم بود.در قسمتی از فیلم هم ابراهیم کیانی - که شخصیت فاسدی است- سخن از قرائتهای مختلف صورت گرفته از اسلام می کند - که نظریه کسانی چون محمد مجتهد شبستری در باب هرمنوتیک و تفسیرهای مختلف از متن است - و البته زمینه فیلم نشان از این دارد که او انسان فرصت طلبی است و از دین تفسیری می کند که نفع خودش را تحقق بخشد. در مورد فیلمنامه و تکنیک فیلم، چون سوادی ندارم سخنی نمی گویم گرچه به نظرم از آن دو لحاظ هم حرفی برای گفتن نداشت.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 24 خرداد 1392 :: نویسنده : وحید حلاج


به نام خدای امیدواران

با ائتلاف گسترده‌ی اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گریان و تحول‌خواهان در انتخابات ۹۲ همراه می‌شویم و از هم‌وطنان خود نیز دعوت می‌کنیم به امید گشایش سیاسی و اقتصادی و بهره‌گیری بیشتر از انباشت دانش و تجربه‌ی بشری در مدیریت کلان کشور به نامزد این ائتلاف رای بدهند. امیدواریم در دولت آینده اصحاب اندیشه و قلم و فرهنگ رنج کمتری ببرند و ایران آزادتر، توسعه‌یافته‌تر و دموکراتیک‌تر شود.

با امید

مصطفی ملکیان
سعید حجاریان
علیرضا علوی‌تبار
حمیدرضا جلائی‌‍پور
حسن یوسفی اشکوری
علی پایا
ابوالقاسم فنایی
احمد صدری
محمود صدری
سروش دباغ
یاسر میردامادی
محمدرضا جلایی پور


پی نوشت: روز جمعه به پای صندوق رای خواهم رفت و به امید حق، به دکتر روحانی رای خواهم داد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
22خرداد سال 88 بود که با کلی شور و شوق رفتیم رای دادیم تقریبا همه اعضای خانواده به مهندس موسوی رای دادیم حتی مادربزرگم که بیسواد است آمد و به او رای داد. آنقدر از رای آوریش مطمئن بودم که شب راحت خوابیدم. صبح فردا ساعت 7 با صدای گوینده اخبار از خواب بیدار شدم گوینده، خبر از حدود 63 درصدی احمدی نژاد و سی و اندی درصد موسوی می گفت. بین خواب و بیداری بودم و فکر می کردم که هنوز ابتدای شمارش است و شمارش که به آخر برسد حتما مهندس موسوی رئیس جمهور می شود. اما کور خوانده بودم و احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور اعلام شد. نمی دانستم چکار کنم هنوز در بهت بودم به هر کدام از دوستان که زنگ می زدم همین حس را داشتند. همان روز صبح رفتم دانشکده، جو عجیبی بود. انگار خاک غم پاشیده بودند هر کدام از بچه ها گوشه ای کز کرده بودند به چشم خودم دیدم دوستانی را که از عصبانیت ناسزا می گفتند و دوستانی را که از فرط بغض، اشک می ریختند. روز بدی بود همگی در بهت بودیم و ناامیدی در چهره هایمان آشکار بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
واژه سانسور برای اکثر ما آشناست. آنقدر آشنا که با تصورش، تصویر آن بدون احتیاج به هیچ گونه تعریفی به ذهن متبادر می شود. با این حال آنچه من در این نوشته از سانسور مراد می کنم عبارت است از احتساب واسطه ای به نام دولت، میان منتشر کننده متن – به معنای اوسع آن یعنی اعم از متن نوشتاری، صوتی و تصویری و حتی تکنولوژیک- و دریافت کننده آن و انجام عملی از سوی واسطه ( دولت ) در جهت حذف بخش یا همه ی آن متن. با این وصف مصادیق دیگر سانسور از قبیل سانسور اجتماعی و سانسور اخلاقی و یا سانسور در محیط های اجتماعی کوچکتر مانند خانواده و از این قبیل، خارج از مقصود این گفتار است.

در این نوشتار نه در پی آنم که میزان سانسور را در کشور خاصی شرح دهم و نه در پی آنم که از کلیت سانسور دفاع کنم یا نقدش کنم و نه  حتی در پی آن که به طور مصداقی به مواردی خاص بپردازم و شایستگی یا ناشایستگی سانسور در آن موضوعات خاص را بررسی کنم؛ بلکه در پی آنم تا در حد وسع خود و مجال موجود، به تفاوت دولت ها و نگاهشان به مقوله سانسور بیندازم:

به نظرم دولت ها را می توان در دو دسته کلی جای داد: الف: دولت های سلبی ب: دولت های ایجابی.


الف: دولت های سلبی، دولت هایی هستند که تشکیل شده اند تا از بروز برخی مسائل در جامعه جلوگیری کنند. نمونه بارز دولت های سلبی را می توان دولت های لیبرالی با خوانش های مختلف آن نام برد. غالب فلاسفه سیاسی لیبرال مانند توماس هابز، جان لاک، ژان ژاک روسو و غیره، دولت ها را به عنوان شرّ لازم می دانند. از آن جهت که دولت ها چون برخی از آزادی های افراد را سلب می کنند و محدودیت هایی برای زندگی افراد در جامعه می گذارند، شرّ هستند اما از آن جهت که در جهت حفظ برخی از حقوق از جمله بیشینه آزادی ممکن و تامین امنیت شهروندان ،ضروری اند، لازم هستند. بنا بر این تلقی، وضع طبیعی یا وضع اولیه ای برای جوامع در نظر گرفته می شود که در آن وضع، تضاد منافع رخ نداده است و از این جهت دولتی هم لازم نیست؛ اما به مرور تضاد منافع رخ می دهد و برای این که افراد بتوانند به بیشینه حقوق و منافعشان برسند نهادی به نام دولت تاسیس می کنند که وظیفه قانونگذاری و اجرای قوانین را بر عهده دارد. دولت های سلبی در پی آرمان شهر نیستند و اهدافشان، اهداف حداقلی است. مبنای مشروعیت این دولت ها اغلب زمینی است. یعنی دولت ها به واسطه خواست و اراده مردم به وجود می آیند و ادامه می یابند.  از این جهت، دول فوق غالبا دولت هایی سکولار به حساب می آیند. منظور من از سکولار در این جا این است که هم مبنای مشروعیتشان، هم ابزارهایی که در جهت اهدافشان به کار می گیرند و هم اهداف و یاغایاتی که برای رسیدن به آن شکل گرفته اند، این جهانی است. با این حساب در این دولت ها آزادی، فی حد ذاته دارای ارزش است و تلاش دولت در جهت حفظ بیشینه آزادی های ممکن شهروندان در جامعه است و از این روی سانسور در حداقل خود قرار می گیرد.

ب: دولت های ایجابی، دولت هایی هستند که تشکیل شده اند تا جامعه را به هدف خاصی رهنمون شوند و یا پس از تشکیل شدن، این هدف را برای خود ایجاد نموده اند. ظاهرا افلاطون، نخستین فیلسوفی است که از او اثر مدون ( کتاب جمهوری ) در جهت رهنمون شدن جامعه به هدفی خاص یا همان آرمانشهر یا یوتوپیا بر جای مانده است. پس از او هم البته بسیاری از متفکران در پی تدوین آرمانشهر بوده اند و کتاب های بسیاری در این باب نوشته اند که از آن میان می توان کتاب "آرمانشهر" نوشته توماس مور و "آتلانتیس نو" نوشته فرانسیس بیکن را نام برد.  اغلب فیلسوفان و متفکرانی که آرمانشهر را ممکن و مطلوب می دانسته اند ناگزیر از تعریف نهادی به نام دولت بودند  تا جامعه را به سوی عدالت یا سعادت و یا فضیلت هایی از این قبیل سوق دهد. این دولت ها که بسیاری از آن ها در طول تاریخ شکل گرفته و حکمرانی کرده اند بعضا مذهبی و بعضا غیر مذهبی هستند و یا بودند؛ ولی الا ایّ حال، تمام آن ها هدفی در جهت کمال جامعه برای خویش تعریف کرده اند و وظیفه خویش را تدارک مقدمات برای رسیدن به آن جامعه آرمانی و کامل دانسته اند. دولت های ایجابی، معمولا زمینی نیستند و ماموریت خود را فراتر از خواست شهروندان قرار داده و مشروعیت خود را از شهروندان نمی گیرند. این دولت ها ماموریت الهی یا تاریخی یا ماورایی برای خود قائل هستند و سعی خود را در جهت انجام آن ماموریت می دانند. با این حساب آزادی نزد این دولت ها ارزش ذاتی ندارد و اگر ارزشی داشته باشد، ارزش آن ابزاری یا طریقی است. یعنی آزادی تنها در صورتی ارزشمند است که در جهت رسیدن به آن هدف والا باشد و در غیر این صورت اگر نقشی در رسیدن به آن هدف نداشته باشد، خنثی است و اگر مانع رسیدن به هدف مزبور باشد، ضد ارزش تلقی می شود و باید با آن مقابله نمود. واضح است که در دولت های ایجابی، امکان وجود سانسور بیشتر است و دولت ها متونی – متن به معنای اعم - که در جهت ضد رسیدن به آن هدف خاص، که برای خود ماموریت رساندن جامعه به آن را قائل اند، باشد را مضر تشخیص می دهند و خود را محق می دانند که فرآیند سانسور را در آن زمینه ، اعمال نمایند.

                                                                            ***

تفکیک فوق میان دولت ها و تقسیم آن ها به دولت های ایجابی و دولت های سلبی، البته آرمانی است. آرمانی به این معنا که دو سر طیف را نشان داده است و شاید نتوان هیچ دولتی را پیدا کرد که کاملا ایجابی و یا کاملا سلبی باشد. با این وصف می توان انتظار داشت به میزانی که هر کدام از دولت ها به سمت سلبی طیف نزدیکتر باشند، سانسور در آن ها کمتر و هر چه به سمت ایجابی طیف نزدیکتر باشند، سانسور در آن ها بیشتر باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
1- مقالات شمس، شمس الدین محمد تبریزی،به کوشش کاظم عابدینی مطلق، هنر قلم
2- درآمدی به فلسفه اخلاق، آر.اف.اتکینسون، ترجمه سهراب علوی نیا، هرمس
3- درآمدی به فلسفه زبان، ویلیام جی. لایکن، ترجمه میثم محمد امینی، هرمس
4- زندگینامه فلسفی من، کارل یاسپرس، ترجمه عزت الله فولادوند، هرمس
5- ایمان چیست؟، آنتونی کنی، ترجمه اعظم پویا، هرمس
6- فلسفه معاصر اروپایی، ا.م.بوخنسکی، ترجمه شرف الدین خراسانی، علمی فرهنگی
7- تاریخ فلسفه در قرون وسطی و رنسانس، دکتر محمد ایلخانی، سمت
8- فلسفه تجربی انگلستان، دکتر سید محمد حکاک، سمت
9- زندگی نامه من، کارل گوستاو یونگ، ترجمه بروز ذکا، کتاب پارسه
10- اندازه گیری دنیا، دانیل کلمان، ترجمه ناتالی چوبینه، نشر افق
11- خاطرات خانه اموات، فئودور داستایوسکی، ترجمه مهرداد مهرین، نگاه
12- زندگانی من و شش داستان دیگر، آنتون چخوف، ترجمه جهانگیر افکاری، ناهید
13- اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر، آنتون چخوف، ترجمه کاظم انصاری، ناهید
14- ظلمت در نیمروز، آرتور کوستلر، ترجمه مژده دقیقی، نشر ماهی






نوع مطلب : نمایشگاه کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
از سال 76 تا به الان سالی نشده است که به نمایشگاه نرفته باشم یعنی دقیقا شانزده سال مداوم است که هر سال به نمایشگاه کتاب تهران می روم و هنوز هم اردیبهشت که می شود دلم پر می زند تا وقت نمایشگاه برسد و من شب ها در خانه بنشینم و کتاب های تازه خریده را ردیف مقابل حودم بچینم و بارها و بارها تماشایشان کنم.
با این همه، به نظرم می رسد که نمایشگاه کتاب هر سال رو به قهقرا می رود و بیشتر تبدیل به فستیوال سالانه برای گشت و گذار و استفاده از طبیعت و خوردن انواع خوراکی ها و احیانا خریدن یکی دو تا کتاب می شود تا یک نمایشگاه واقعی. نمایشگاه کتاب تهران ظاهرا محفلی شده است تا ناشران مختلف بیایند و کتاب های خود را در ویترین بگذارند و تخفیفی بدهند و چند جلدی بفروشند و بعد بروند پی کارشان تا سالی دیگر و نمایشگاهی دیگر؛ اما می شود در طول سال هم، جشنواره های فروش داشت و تخفیف های مختلف داد  و کتاب های بیشتری فروخت و به جای آن، نمایشگاه کتاب را پربارتر برگزار کرد.
به نظرم نمایشگاه کتاب باید محفلی برای آشتی دادن و آشنا کردن مردم با کتاب ها باشد و نه صرفا جشنواره ای برای گشت و گذار و فروش کتاب های مختلف. می شود و بلکه باید نویسنده ها را آورد تا با خوانندگان رودر رو شوند و بگویند و بشنوند. می شود کتاب های جدید را بسیار و به مراتب بهتر معرفی کرد. می شود کارگاه های کتاب خوانی برگزار کرد. می شود میزگرد گذاشت و شخصیت های فرهنگی کشور را دعوت کرد و آن ها را به چالش کشید و بسیار کارهای دیگری از این قبیل؛ و البته در کنار این ها می شود قسمتی را هم به فروش کتاب اختصاص داد و نه این که کل نمایشگاه را تبدیل به یک فروشگاه بزرگ نمود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...