تبلیغات
پرگار - "نصر حامد ابوزید" در گذشت

"نصر حامد ابوزید" در گذشت

دوشنبه 14 تیر 1389 10:38 ب.ظنویسنده : وحید حلاج

 



نصر حامد ابوزید در سال 1943 در شهر طنطای مصر به دنیا آمد . در هشت سالگی حافظ کل قرآن شد و در بیست و پنج سالگی وارد دانشگاه گردید و در سال 1972 در سن بیست و نه سالگی لیسانس زبان و ادبیات عرب را از دانشگاه قاهره دریافت نمود. چهار سال بعد مدرک فوق لیسانس خود را از همان دانشکده گرفت. عنوان رساله فوق لیسانس او مسئله مجاز در قرآن در نزد معتزله بود که بعدها تحت عنوان رویکرد عقلانی به تفسیر منتشر گردید. در سال 1981 دکترای خود را در همان رشته زبان و ادبیات عرب ، از دانشکده ادبیات قاهره گرفت رساله دکترای او درباره ی تاویل قرآن از دیدگاه ابن عربی بود که بعدها در قالب کتاب فلسفه تاویل به طبع رسید.
ابوزید در سال 1992 برخی از مکتوبات خود را جهت ارتقای درجه از مقام استادیاری به مقام استادی ، به کمیته ارتقای درجه تقدیم نمود ، که این کمیته پس از قریب به دو سال جلسات متوالی و جنجالهای فراوانی که پیرامون آرای او در مجامع دانشگاهی و غیر دانشگاهی مصر صورت گرفت. چند تن از اساتید دانشگاه الازهر و دارالعلوم با تسلیم دادخواستی علیه ابوزید خواستار جدایی او از همسرش به دلیل ارتداد شدند. سرانجام دادگاه تجدید نظر قاهره در تاریخ 14/6/1995 حکم به ارتداد و جدایی وی از همسرش (خانم دکتر ابتهال یونس ـ استاد زبان فرانسه دانشگاه قاهره ) داد. در این میان سازمان الجهاد به سرکردگی ایمن الظواهری دستیار بن لادن در القاعده دستور ترور ابوزید را صادر نمود و از آن پس در مراقبت پلیس فعالیت های خود را ادامه داد و سرانجام به لایدن هلند رفت.
از جمله آثار ابوزید را می توان: مفهوم النص ، نقد الخطاب الدینی. اشکالیات القراءة و آلیات التاویل ، دوائر الخوف ، الخطاب و التاویل و چنین گفت ابن عربی ، نام برد. 

ابوزید علاوه بر تدریس در دانشگاه ادبیات قاهره، در دانشکده اوزکای ژاپن و دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا ، به تدریس و تحقیق پرداخت. هم چنین وی استاد اسلام شناسی موسسه دانشگاه لایدن هلند بود و نیز در دانشگاه اوتریخت (شهری نزدیک به لایدن) کرسی ابن الرشد و اومانیسم را داشت و  یکی از اعضای دائرة قرآنی انتشارات بریل هلندبود

منبع:http://www.nasr-hamed-abuzayd.blogfa.com 


پی نوشت 1 : هرگاه اندیشمندی می میرد گویی سرچشمه تفکری خشکیده است. پروفسور ابوزید از بزرگان نواندیشی دینی بود که در مباحث هرمنوتیک و علم تاویل بسیار چیره دست می نمود، خدایش رحمت کناد

پی نوشت 2 : دو پست پیاپی از مرگ نوشتم ... اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا




آخرین ویرایش: چهارشنبه 16 تیر 1389 12:20 ق.ظ

 
چهارشنبه 16 تیر 1389 02:02 ب.ظ
برسان باده كه غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
.
.
.
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی
سه شنبه 15 تیر 1389 11:08 ب.ظ
این دو پست اخیرتو نخوندم اما این پست " چه پست است انسان و به همین سادگی " یه جورایی تکان دهنده بود ...
وقتی به همین سادگی رو خوندم یاد این بیت شاملو افتادم که می گه " زیستن سخت آسان است و پیچیده نیز هم ..."

پاینده باد ایران !
وحید حلاج
"چه پست است انسان" برای خودمم تکان دهنده بود. آلبر کامو می گه که اولین وظیفه فلسفه اینه که مشخص کنه چرا نباید خودکشی کرد؟ نمی دونم زیستن به خودی خود ارزشمنده یا این که برای زیستن باید ارزشی ایجاد کرد؟
سه شنبه 15 تیر 1389 03:59 ب.ظ
از مرگ مینویسی و مرگ بزرگان.باشه اگه قسمت تو شد ما هم راجع به تو پست میذاریم.مرسی که قابو عوض کردی روحم شاد شد.
وحید حلاج
کلی گشتم تا قالب خوب پیدا کردم. البته بعد از پست، فاتحه هم یادت نره !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر