تبلیغات
پرگار - کار، کار انگلیساست
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 5 تیر 1390 :: نویسنده : وحید حلاج
آیا رمان دائی جان ناپلئون را خوانده و یا سریالش را دیده اید؟ شخصیت دائی جان ناپلئون شخصیتی متوهم بود که همه اتفاقات پیرامونش را کار انگلیسی ها می دانست و آخر سر هم بر اثر همین توهم دچار نوعی جنون شد و بر اثر بیماری ناشی از توهم خود در گذشت.

رمان دائی جان ناپلئون طنز گونه است اما خالی از واقعیت نیست. جامعه ایرانی حداقل در چند دهه اخیر جامعه ای توهم زده بود که دست های پشت پرده را مسئول نابسامانی ها می دانست سابقه تفکرات اینگونه را به درستی نمی دانم اما یادم هست که دکتر صادق زیبا کلام سابقه این تفکرات را به حزب توده ایران در سال های پس از دهه 1320 نسبت می داد. سابقه آن هر چه باشد و از هرگجا نشئت گرفتهب اشد وجود آن واقعیتی است که در ادامه سخن سعی می کنم با آوردن شواهدی آن را نشان دهم:

در سال 1373 بازی فوتبال میان دو تیم استقلال و پرسپولیس به درگیری کشیده شد در آن دعوای معروف ، تماشاگران به وسط زمین فوتبال آمدند و بسیاری از بازیکنان دو تیم و مخصوص تیما پرسپولیس محروم شدند. پس از آن بود که تا سال ها برای دربی تهران از وجود داوران خارجی استفاده می شد. یادم هست که چندین بازی پس از آن بازی دو تیم مساوی می شدند و این شائبه تقویت می شد که دست هایی پشت پرده قرار دارد که به بازیکنان می گوید تا بازی را با تساوی خاتمه دهند تا اینکه تماشاگران جنجال نکنند و به آرامی به خانه هایشان بازگردند. چند سال بعد که دولت اصلاحات بر سر کار بود و مهندس صفایی فراهانی ریاست فدراسیون را بر عهده داشت باز هم هر گاه این دو تیم مساوی می شدند سریعا نگاه ها به سمت توطئه و ایجاد امنیت و جلوگیری از آشوب تماشاگران می رفت.



این یک نمونه بود که نقل کردم و مطمئنا نمونه هایی شبیه به این بسیار است مثلا بارها پیش آمده که درباره انقلاب اسلامی ایران برخی می گویند که انقلاب ساخته دست آمریکا بود ( همانطور که محمدرضا پهلوی گمان می کرد) یا برخی می گویند که انگلیس مسبب انقلاب بود. خود من با گوش های خودم شنیده ام که شخصی می پرسید چرا برخی از مراجع تقلید هنگامی که بیمار می شوند برای درمان به انگلستان می روند؟ یا مثلا این که اعتراضات مدنی مردم ایران ساخته دست آمریکا یا انگلیس است. یا درباره اتفاقات اخیر خاورمیانه و مخصوصا سوریه احتمالا شنیده اید که گاهی آن را به امریکا ربط می دادند گاهی به انگلیس و گاهی به دیگر قدرت های جهانی.

چند وقت پیش مد شده بود که در اشکال دست ساخت بشر می گشتند و یک "ستاره داوود" پیدا می کردند. من بسیار مطلب در این باره خوانده بودم و بسیاری از شکل ها را دیده بودم حتی یادم هست که در یکی از وبسایت ها که اتفاقا متعلق به یکی از منتقدان وضعیت فعلی هم بود و چندماهی را هم در زندان به سر می برد دیدم که از طرح روی جلد رساله توضیح المسائل یکی از علمای فعلی قم، عکس ستاره داوود را در آورده بود. یا این که در جایی دیگر عکسی دیده بودم که از طرح جدید میدان انقلاب تهران کلی ستاره داوود استخراج کرده بود.

چند ماهی می شود که مد جدیدی در عرصه رسانه ای ظهور کرده و آن هم مد "فراماسونری" است. کافی است تا جستجوی کوچکی در اینترنت بکنید تا ببینید که چقدر مطلب در باره فراماسونر ها می بینید. کسانی که دنبال اینگونه مسائل هستند تمام تلاش خود را می کنند تا از یک معماری بشری حتما عکس "یک چشم" را پیدا کنند در جایی دیده بودم که عکس بازار مبل یافت آباد تهران را تشبیهی فراماسونری کرده بودند. 

اگر با دیده همدلی به طرفداران فراماسونری ( که من آن را نمونه جدیدی از توهم توطئه می دانم) نگاه کنید خواهید دید که تمام وقایع مهم دنیا به وسیله فراماسونرها اتفاق افتاده است اخیرا هم دیدن فیلمی به من پیشنهاد شد که در آن شخصی ( که ظاهرا بسیار هم معروف است ولی متاسفانه نامش را نمی دانم) در باره تاریخچه فراماسونری و کارهایی که کرده اند توضیح می داد آن فیلم را کامل نگاه نکردم اما گوشه هایی از آن را دیدم و اتفاقا صادقانه بگویم که اگر کسی با دیده همدلی به حرف های ایشان گوش بدهد حتما تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

من نمی دانم که در پشت پرده ها چه خبر است. آیا واقعا در قدیم همه کارها توطئه انگلیسی ها بوده؟ آیا مسئولان می نشستند و نتایج بازی های ورزشی را تعیین می کردند؟ آیا فراماسونرها از سده ها پیش برای منفجر کردن برج های دوقلوی آمریکا در یازده سپتامبر برنامه ریخته بودند؟ آیا هر چیزی که می خوریم و هر کاری که می کنیم نسخه اش را صهیونیسم جهانی پیچیده است؟ واقعا نمی دانم که چقدر این حرف ها درست است اما یک چیز را می دانم و آن این است که این حرف ها جذاب و هیجان آور است و متاسفانه انسان صحبت های جذاب را بیشتر از استدلال های خشک علمی و منطقی می پسندد. وقتی که قرار باشد مقوله ای را با دید عقلانی و علمی بنگریم باید دقیق باشیم و مسئولیت اشتباهات خود را بپذیریم اما اگر همه چیز را حاصل توطئه دست های پشت پرده بدانیم کار خود را راحت کرده ایم و مسئولیت سنگین استدلال ورزی و پذیرفتن اشتباهات را از خودمان سلب نموده ایم و کیست که راحتی باور داشتن به دست های پشت پرده را به سختی تفکر عقلانی و پذیرفتن مسئولیت اشتباهات ترجیح ندهد؟




نوع مطلب : جامعه ایرانی ما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 تیر 1390 03:21 ق.ظ
Basi ranj bordim dar in sale 30...
Ke faqat ranj borde bashim,
Mersi.
Bebin diazpame 10 khorandeand khalgh ra ...
...
Bebin chegune midahim pule abo bargh ra...
...
چهارشنبه 8 تیر 1390 09:51 ب.ظ
قبول دارم...هر چیزی هم دلیل نمیشه.
چهارشنبه 8 تیر 1390 03:29 ب.ظ
هنر رندی
در فرهنگ و تاریخ ایران، هویتی ویژه شکل گرفته است که به نام و صفت " رند " و " رندی " معروف گشت.
http://malamati.blogfa.com/
سه شنبه 7 تیر 1390 09:48 ب.ظ
وحید من که می بینم نمادهاشو حرص میخورم.
میدونی چرا/....چون خیلی جامعه ما احمقه....به یارو میگی این گردنبند چیه گردنت عکس اسکلت داره میه خوشگل بود گرفتم!!!....اصلا نمیدونه چی تنشه چی گردنشه.....این حماقت منو حرص میده.
وحید حلاجحرفت رو قبول دارم اما همیشه هم نمیشه گفت که هر چیزی شبیه به نماد خاص که وجود داشته باشه حتما عالما و عامدا در خدمت هدف خاصی تولید شده و مردم ازش استفاده می کنند
سه شنبه 7 تیر 1390 04:06 ب.ظ
اسم این آقا که میگی رائفی پور هست که اتفاقا تو شمسی پور هم اومده
من نظرم اینه که صرف نظر از درست یا غلط بودن این مسائل باید جامع تر به مسائل روزمون نگاه کنیم. مثلا فاجعه و بلایی که بر سر اقتصاد مملکتمون توسط دارو دسته احمدی نژاد اومده خییییییییلی بدتر از توطئه های فراماسنوری هست. تازه بر فرض صحتشون.
بنظر من اینا فقط یک رد گم کردن هست برای اینکه به جوانب ظاهری و ابتدایی معطوف بشیم و اصل قصه که سرمایه و حیثیت مملکتمونو که داره بر باد میره رو فراموش کنیم.(شاید هم این تو برنامه فراماسونر ها باشه!...)
هوشیار باشیم
موفق باشید
وحید حلاجآره درسته اسمش رائفی پور بود. من با نظرت موافقم البته من به تاسی از ملکیان بیشتر مشکلات رو ناشی از فرهنگ مردم می دونم این فرهنگ مردمه ایرانه که کسی مثل رئیس دولت فعلی بر سر کار می آد
سه شنبه 7 تیر 1390 01:09 ب.ظ
دایی جان ناپلئون به نظرم یكی از معدود فیلمهایی است كه كاملا با شرایط ایران چه در گذشته و چه امروز مطابقت داره.تمام اقشار و طرز فكر اونها جایی در گوشه و كنار این داستان و فیلم ساخته شده از اون دارند و مخصوصا جمله ی معروف كار كار انگلیساست كه به طور واضح طرز تفكر قشری كه تعدادشون هم كم نیست رو نشون میده.نمی دونم در گذشته های خیلی دور هم چنین فكری در بین ایرانیها رواج داشته یا نه (منظورم نسبت دادن مسایل لاینحل داخلی به عوامل خارجی)ولی به هر حال ضعف دولتها در برآورده كردن نیازهای درون جامعه در حداقل فكر می كنم یك قرن اخیر به نظرم عامل عمده ای در بوجود آمدن چنین نگرشی است كه شاید نوعی حالت دفاعی باشه
دوشنبه 6 تیر 1390 10:06 ب.ظ
سلام ممنون از نظر خوبت.
معمولا ما براساس موقعیت ووضعیت هایی که در آن قرار داریم رفتار می کنیم.مثلا در دانشکده یک رفتار ،با یک دوست نزدیک ودور یک رفتار.
حالا هم وضعیت به گونه ای است که رفتارها بر اساس یک نوع گریزاز اصل رفتار خاص یک شخص است.
وحید حلاجسلام مرسی از این که نظر گذاشتی با قسمت اول نظرت موافقم ولی قسمت دوم رو متاسفانه دقیقا متوجه نشدم
دوشنبه 6 تیر 1390 07:46 ق.ظ
سلام
پست خوبیه
سر فرصت نظرمو میذارم.
وحید حلاجسلام ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر