تبلیغات
پرگار - قدرت، دولت، و دموکراسی
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 27 تیر 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

درباره رابطه دولت و دموکراسی می اندیشیدم به نظرم رسید که دولت کوچکتر یا دولت حداقلی به دموکراسی نزدیکتر است از آن روی که:

برخی از متفکران فلسفه سیاسی مانند کارل ریموند پوپر دموکراسی را توانایی  تعویض حاکمان و سلب قدرت از آنان می دانند به عبارت ساده تر به گفته پوپر، دموکراسی آن نیست که هرکسی را بخواهی بر سر کار بیاوری دموکراسی آن است که هرکس را نخواهی بتوانی از قدرت بر کنار کنی ( نقل به مضمون). در عالم فلسفه علم، پوپر را با نظریه ابطال پذیری می شناسند، شاید بتوان تلقی پوپر از دموکراسی را هم ادامه پروژه ابطال پذیری او در فلسفه علم دانست. از این که بگذریم به نظرم سخن پوپر سخن قابل تاملی است.

روانشناسی انسان ها حکایت از این دارد که انسان ها علاقه دارند تا قدرت را به دست بیاورند و قدرت خود را به راحتی حاضر نیستند که از دست بدهند این قدرت لزوما هم قدرت سیاسی نیست بلکه منظور از قدرت، توانائی انجام کاری که اراده کرده ایم است. البته قدرت سیاسی هم یکی از بارزترین و بلکه بارزترین نوع قدرت اجتماعی است. قدرت سیاسی حاکمان باعث خواهد شد تا تمایل به حفظ قدرت در میان آنان شکل بگیرد و آنان بتوانند با استفاده از قدرت خود علایق خود را در حوزه اجتماعی پیش ببرند. در مقابل قدرت حاکمان باید قدرت دیگری باشد که بتواند قدرت انان را محدود نماید و اجازه افزایش بیش از حد قدرت را به آن ها ندهد، این قدرت در دموکراسی عبارت است قدرت قانون که پشتوانه آن خواست مردم یک جامعه است.

قانون در نظام های دموکراتیک باید به گونه ای تنظیم شود که بتواند قدرت حاکمان را محدود نماید یکی از زمینه های محدودیت قدرت دولت،محدودیت زمانی است یعنی این که دوره ای زمانی را برای آنان تدارک ببیند که بعد از طی این دوره باید جای خود را به دیگری بسپارند به نظر من مهمترین دلیل برای محدود کردن دوره زمانی حکمرانی حاکمان این است که طی کردن زمان باعث نهادینه شدن ارزش های غالب و ارزش های دیکته شده توسط حاکمان می شود و به مرور با استفاده از اختیاراتی که حاکمان دارند باعث نهادینه شدن ارزش های مد نظر آنان و در نتیجه تبدیل به هنجار شدن آن ارزش ها و جلوگیری از طرح و بسط عقاید و راهکارهای دیگری خواهد شد.

نوع دیگر از محدودیت که برای دولت در نظام دموکراتیک لازم است محدودیت ابزارها و اختیارات قانونی است. برای این که دموکراسی در جامعه ای قوام بیشتری داشته باشد لازم است تا حوزه اختیارات دولت بسیار محدود باشد اگر اختیارات دولت گسترده باشد و از ابزارهای بسیاری مانند ابزارهای نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی، رسانه ای و... سود ببرد باعث ترویج هرچه بیشتر ارزش های مد نظر حاکمان که یکی از آن ها میل به حفظ و تداوم قدرت آنان می باشد خواهد شد در نتیجه این امر حاکمان با استفاده از ابزارهای فراوان و اختیارات گسترده ای که دارند سعی در هنجاری نمودن ارزش های مد نظر خودشان داشته و تلاش می کنند تا با استفاده از راهکارهای گوناگون دوره حاکمیت خود را گسترش دهند و تا حد توان از اعمال تغییرات جلوگیری نمایند.

نکته دیگر که درباره کوچک بودن دولت لازم به ذکر می دانم وابستگی اقتصادی کارمندان دولت است. از ملزومات دولت گسترده وجود بوروکراسی عظیم و به تبع آ« کارمندان بسیار می باشد. دولت برای این که بتواند حقوق کارمندان خود را تامین نماید ناگزیر از فعالیت اقتصادی است و فعالیت اقتصادی دولت به علت ابزارهای گسترده ای ( از قبیل ابزارهای رسانه ای، اطلاعاتی، قانونی، نظامی و...) که در اختیار دارد موجب تفوق آن و کنار یا در حاشیه رفتن دیگر بازیگران عرصه اقتصادی خواهد شد. همین هم به گسترش بیشتر دولت کمک خواهد کرد و گسترش بیشتر دولت لزوم به کار گیری کارمندان بیشتر را باعث خواهد شد و باز نیاز به فعالیت بیشتر در زمینه های اقتصادی دولت را به این سوی سوق خواهد داد. از سوی دیگر هرچه تعداد افرادی که معیشت آنها وابسته به دولت است بیشتر باشد میل به تغییر در میان آن ها کاهش خواهد یافت از آن روی که این نگرانی در آن ها به وجود می آید که آیا پس از تغییر هم زندگی ما به همین صورت خواهد بود؟ آیا این ساختاها که ما در درون آن ها به کار مشغولیم و از این طریق زندگی خود را می چرخانیم حفظ خواهند شد؟ ایا اگر تغییری صورت گیرد و دولتی دیگر بر سر کار آید تضمینی وجود دارد که معیشت ما که وابسته به دولت است تامین شود؟ نگرانی هایی از این دست که اتفاقا نگرانی هایی جدی هم هستند باعث خواهد شد که انگیزه تغییر در میان مردم و کسانی که از لحاظ معیشتی وابسته به دولت هستند کاهش بیابد و بلکه آن ها حتی شرایطی را به وجود آورند که به گسترده شدن و قدرتمندتر شدن دولت بیانجامد و این با دموکراسی که یکی از اهداف آن تغییر دولت ها و جلوگیری از قدرتمند شدن بیش ازحد آن هاست در تعارض قرار می گیرد.





نوع مطلب : سیاست، دموكراسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 مرداد 1390 10:50 ب.ظ
همیشه کوچک شدن دولت هم کمکی به قشر ضعیف نمی کند
دموکراسی لازمه ی هر جامعه ای است مگر اینکه مثل بعضی ها فکر کنیم در جزیره ای ناشناخته زندگی میکنیم و زندگی ما به دیگران مربوط نیست
دوشنبه 3 مرداد 1390 10:47 ب.ظ
سلام یه اتفاقی برام افتاده کمکم میکنی؟
وحید حلاجسلام چه اتفاقی؟ اگر بتونم حتما
دوشنبه 3 مرداد 1390 01:31 ب.ظ
من معتقد به آخرین نظریات تایید و آزمایش شده که بر دوش نظریات قبل خودش ایستاده هستم البته به یک شرط که بر محوریت انسان باشد
این نظریات سیاسی که در عمل همیشه دردی بر درد های انسان اضافه کردند
هرچند فعلا دموکراسی معقول ترین ولی کلا
آش دهن سوزی هم نیست هرچند زیاد دریاره آخرین اصلاحاتی که بر روی دموکراسی انجام شده اطلاع ندارم اگر می شود در مطالب اینده درباره آخرین تغییراتی که روی دموکراسی اعمال کردند که منافع اکثریت بیشتر انسان ها رعایت شود مطالبی بنویس با تشکر
جمعه 31 تیر 1390 04:17 ب.ظ
بله ربطی نداشت....ولی بعد خوندن این مطلب ناخوداگاه به ذهنم اومد و به قلم تحریر اوردم.
پنجشنبه 30 تیر 1390 08:06 ب.ظ
این پاراگراف آخر یعنی اینكه در كشورهایی كه دموكراسی برقرار نیست به دلیل محافظه كاری بوجود آمده امكان تغییر وجود نداره؟یعنی باید قید دموكراسی رو زد؟یا در كشورهای دموكرات همیشه دموكراسی وجود داشته؟میشه بیشتر توضیح بدید؟
وحید حلاجنه؛ لزوما اینطور نیست در کشورهای مختلف عوامل متفاوتی باعث شکل گیری یا عدم شکل گیری دموکراسی شده به عنوان مثال شکل گیری دموکراسی در آمریکا روند کاملا متفاوتی را با فرانسه طی کرده انقلاب فرانسه که باعث شکل گیری جمهوری فرانسه شد ناشی از ساختارهای استبدادی و فعالیت فیلسوفان دوره روشنگری بود در حالی که در آمریکا، تکثر قومی و عقیدتی گروه های مهاجر لزوم پذیرش تکثر و دموکراسی را ایجاب می کرد ( البته این بحث مفصلیه و من فقط برای مثال آوردم). من حتما قبول دارم که برای رسیدن به دموکراسی عوامل مختلفی تاثیرگذارند مثلا عوامل معرفتی، فلسفی، جغرافیایی، اجتماعی، روانشناسی، تاریخی وووو اما عامل اندازه دولت هم چزء عوامل ساختاریه که در پیشبرد یا پسرفت دموکراسی تاثیرگذاره
پنجشنبه 30 تیر 1390 07:14 ب.ظ
شیدا ...

نقد شما متوجه آمریکاست یا دموکراسی؟

ربطش به بحث پرگارو نمی فهمم، توضیح بدین تا ما هم بیایم تو باغ!!

بحث در مورد رابطه دولت و دموکراسیه، ربطی به سیاست خارجی نداره ها... حالا شاید با توضیحات شما معلوم بشه داره
وحید حلاجمنم با خرمگس موافقم
پنجشنبه 30 تیر 1390 06:25 ب.ظ
الان امریکا خیر سرش دموکراسی داره...ولی ما رو تحریم کرده...بخاطر اینکه بهشون بله قربان نمییم....این مثلا دموکراسیه
پنجشنبه 30 تیر 1390 03:38 ب.ظ
دمکراسی یعنی حرفت را خودت بزن نانت را خودت بخور .... " دکتر شریعتی"
چهارشنبه 29 تیر 1390 01:06 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر