تبلیغات
پرگار - صدای پای رمضان
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

خواستم بنویسم که فواید روزه چنین است وچنان،این که روزه انسان را به خدا نزدیکتر می کند و باعث میشود تا بندگی خود را در مقابل معبودش نشان دهد اما دیدم که این جملات کلیشه ای که سال هاست از در و دیوار و تلویزیون و رادیو و منابر و غیره گفته میشود بیشتر مایه ملال است و بیشتر دل ها را دور می کند و حساسیت ها را بر می انگیزاند تا این که موجب رغبت دیگران به ماه رمضان شود.

خواستم از جامعه شناسی دین بنویسم و از جایگاه مناسک دینی در این عرصه، اما دیدم که نه انقدر دراین باب می دانم که حرف تازه ای برای گفتن داشته باشم و نه آنقدر سخن گفتن در این باره و به مناسبت ورود به این ماه ضروری است. البته منکر جامعه شناسی دین نیستم و به نظرم می آید همانطور که دکتر صدری ( دقیقا خاطرم نیست که دکتر احمد صدری بود یا دکتر محمود صدری که هر دو از جامعه شناسان دین هستند) در مطلبی گفته بود یکی از ایرادات روشنفکران دینی و کسانی که از دیدگاه معرفت شناسی به مقوله دین می نگرند غفلت از بعد جامعه شناسی و بالاخص مناسک دینی است. با این حال اما فکر می کنم که برای مطلبی درباره ابتدای ماه رمضان نوشتن؛ سخن از جامعه شناسی دین گفتن چندان به مذاق ها خوش نخواهد امد.


با این همه حیف است که ماه رمضان بیاید و انسان هیچ سخنی در این باره نگوید گفتم شاید بهتر باشد تا از تجربه خویش کمی سخن بگویم:

یادم نمی آید که هیچ گاه نگاه دگماتیکی به دین داشته باشم البته می دانم که اینطور سخن گفتن درست نیست طبعا شما کسی را پیدا نخواهید کرد که بگوید من دگماتیک هستم ( یا حداقل تعداد بسیار کمی اینگونه ادعا می کنند) اما تا جایی که یادم هست از دوران نوجوانی آیه "فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه  اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب" ( زمر 18) از محبوبترین ایات قران برای من بوده است اصلا این آیه تلنگری برای من بود تا بتوانم در حد وسع خودم از مسیحیت و یهودیت و بهائیت مطلب بخوانم و در باره حقانیت ادیان و آئین های مختلف تحقیق کنم. البته روش تحقیق من روش درستی نبود چون کتاب هایی هم که درباره ادیان و آئین های دیگر می خواندم بیشترشان نوشته مسلمانان بود و از گرایشات و علایق دینی آنان خالی نبود با اینحال همین که در پی تحقیق در ادیان دیگر بودم نشان خوبی از غیردگماتیک بودنم بود.

علاوه بر این یادم نمی آید هیچگاه مخالف آزادی و مخصوصا آزادی بیان بوده باشم حتی در دوران نوجوانی؛ آن وقت ها استدلالم این بود که  عقیده ما ( مخصوصا اسلام ) یا برحق است یا بر حق نیست. اگر بر حق است که نباید از ورود و بروز دیگر اندیشه ها بترسیم چون در آخر این باور و عقیده حق است که پیروز خواهد شد و اگر بر حق نیست که  اصولا باور به عقیده ناحق درست نیست و بنابراین، انسان حق جو نباید از آزادی بیان و ابراز دیگر اندیشه ها بترسد. امروز دیگر از این دیدگاه از آزادی دفاع نمی کنم و دیگر نگاه صفر و صدی گذشته را ندارم اما به دلایل دیگری بازهم از آزادی بیان دفاع می کنم.

از این ها که بگذریم نوع باورهایم به شدت تغییر کرده است در گذشته از فقه بسیار دفاع می کردم از فقهای بزرگ و روش و منش آن ها بسیار خوشم می آمد و زندگی نامه هایشان را با اشتیاق می خواندم دیدگاهم صفر و صدی بود و اسلام را بر حق و دیگر ادیان را ناحق می دانستم. بسیار متشرع تر از زمان حال بودم یادم هست که خیلی از اوقات قرآن می خواندم و دعاهای مفاتیح را زمزمه می کردم ( جزء معدود رفتارهایی است که به کمرنگ شدنشان افسوس می خورم با این که هنوز هم کمابیش عادت قرآن خواندن و قرآن گوش دادن را حفظ کرده ام)

امروز اما جور دیگری می اندیشم باورهای دینی ام به سمت عقلانیت فلسفی کشیده شده است، بیشتر به پلورالیزم متمایل شده ام، به فقه سنتی انتقادهای جدی دارم و دینداری سنتی را در بسیاری از موارد ( بحث عبادت البته جداست) مناسب زمان حال نمی دانم، بر خلاف گذشته حساسیتم و غیرتم به مناسبت های مذهبی و مخصوصا مناسبت های درباره شهادت ها و ولادت ها کمتر شده است و دیدم در این باره بیشتر تاریخی است. با این حال ماه رمضان هنوز هم برایم اهمیت پیشین را دارد و بلکه اهمیتش برای من افزون شده است.

رمضان را راهی می دانم که می توان دریچه ای بگشایم به سوی خالقم و معنا بخش زندگی ام؛ نوع نگاه به خداوند در نوع عبادت بسیار مهم است اگر خدا را همچون حاکمی تصور کنید که در روز قیامت دادرسی می کند و افراد را به بهشت و جهنم می فرستند جور دیگری او را عبادت خواهید کرد تا این که او را خالق این جهان و معنا بخش به آن بدانید. هرچه پیشتر می روم نوع نگاهم به خداوند به سمت معنا بخش بودن متمایل می شود و همین هم مناسک مذهبی را جلوه دیگری برایم می بخشد و باعث می شود که در هنگام عبادت خود را همچون کسی که محتاج معبود خویش است تصور کنم تا به ارامش برسم.

رمضان برای من زمینه ای است که می توانم در آن به خدایم بیشتر نزدیک شوم و تنبلی ها و رخوت هایم را اندکی کنار بگذارم با این که در میان گرمای 40 درجه و روزهای طولانی روزه گرفتن آسان نیست اما این سختی را دوست دارم. رمضان را با گرسنگی هایش، با تشنگی هایش، با نشستن بر سر سفره افطاری، با رفتن به جلسات قرآن، با هم صحبتی با دوستانم، و با خواب های روز جمعه تا به نزدیک افطارش، هنوز هم دوست دارم





نوع مطلب : روزگار من هم اینطور می گذرد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 مرداد 1390 02:21 ب.ظ
بجز چند سوره كوچیك كه حفظ بودم، اولین آیه ای كه عمدا حفظ كردم و از اون لذت میبردم/میبرم/و خواهم برد و همیشه به عنوان یه مسلمان افتخار میكنم كه اندیشه من در قلب خودش چنین بیانی داره كه"فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه "
جمعه 14 مرداد 1390 10:50 ق.ظ
اگه این ماه در بیاد و ما دست خالی بیرون بریم بزرگترین خسارنو دیدیم.
و اگه این ماه در بیاد و ما یکی از اعمال زشتمونو ترک نکرده باشیم معلومه فقط تشنگی و گشنگی کشیدیم و روی ما اثر بسزایی نداشته این ماه.
آقای حلاج پستتونو دوست داشتم.
ممنون.
موفق باشی.
پنجشنبه 13 مرداد 1390 12:21 ق.ظ
ماه رمضان فرصت خوبیه برای نزدیک تر شدن به خدای متعال و کسب یک تجربه معنوی و یک توشه برای یک زندگی بهتر در بقیه ماه های سال
بسیاری از مردم در ماه رمضان به قرائت قرآن اهمیت خوبی میدن و تو آیه های نورانی خداوند که قرائت می کنن بعضی از آیه ها بیشتر به دلشون می چسبه و بیشتر باهاش صفا می کنن هر چند که همه آیات کتاب خدا از نوارانیت برخوردارن به همین خاطر جالب دیدم در این ایام نورانی یک مصاحبه مجازی با بزرگان و علمای دین برگزار کنم و ببینم نظر اونها در مورد زیباترین و لطیف ترین آیه های نورانی کتاب وحی چیه

به نظر شما با حال ترین آیه در قرآن کدام آیه است؟
وحید حلاجمنظورتون رو از باحال ترین نتوستم بفهمم اما آیه : "ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فامنا" ( ال عمران 193) رو من خیلی دوست دارم
چهارشنبه 12 مرداد 1390 03:33 ب.ظ
سلام
با این اوصاف الان دارید دور خودتون دور میزنید...
وحید حلاجسلام
چطور؟
سه شنبه 11 مرداد 1390 11:42 ب.ظ
سلام
آقای حلاج
ممنون از حضورتون
شما هم لینك شدید
انشالله بتونیم در موضوعات مختلف بحث های خوبی داشته باشیم
موفق باشید
سه شنبه 11 مرداد 1390 11:04 ب.ظ
رمضان یکی از شیرین ترین ماه های خداست
التماس دعا
وحید حلاجمحتاجیم به دعا (:
سه شنبه 11 مرداد 1390 05:05 ب.ظ
سلام
وقت بخیر هم اسم عزیز
تقریبا سیری مشابه داشتیم
اگوست كنت تقسیم جالبی از زندگی بسیاری از انسان ها دارد
مرحله اول زندگی دینی كه به همان دگماتیسمی كه اشاره كردی می انجامد زندگی كه خود را بر جای خدا می نشاند و باقی ماجرا را می دانی
مرحله دوم مرحله فلسفی كه كمی متواضعانه تر سخن می گوید و غیر از دین به فلسفه هم اعتقاد دارد در واقع كمی عقلانیت چاشنی باورهای فرد می شود و البته او مرحله سومی هم ترسیم می كند كه امید كه كارمان به آنجاها نكشد
با این همه
من هم رمضان را دوست دارم
موفق باشید
وحید حلاجسلام دوست گرامی! فضولی کردم و به وبلاگ شما سر زدم طرز فکر شما به عنوان یک طلبه برای من خیلی جالب بود کمتر طلبه ای را دیده ام که که از آگوست کنت یا سورن کی یرکگارد بنویسد... دوست دارم که آشنایی بیشتری با شما پیدا کنم. در ضمن با اجازه شما را در این وبلاگ لینک کردم
سه شنبه 11 مرداد 1390 01:08 ب.ظ
التماس دعا
جلسات قرآن میری واسه منم الرحمن بخون
وحید حلاجحالا چرا الرحمن؟ خدای نکرده اتفاقی افتاده؟
سه شنبه 11 مرداد 1390 12:07 ب.ظ
عشق و بندگیتون قبول درگاه حق
وحید حلاجهمچنین برای شما هم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر