تبلیغات
پرگار - وقتی که دیگر نمی فهمم
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 30 مرداد 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

یکم:

حسینیه ارشاد چند سالی هست که محفلی شده است برای هم نشینی و سخنرانی های روشنفکران دینی؛ روشن فکران دینی البته طیف وسیعی را در بر می گیرند از دکتر علی شریعتی گرفته تا مهندس مهدی بازرگان؛ از دکتر عبدالکریم سروش تا دکتر محسن کدیور؛ از دکتر محمد مجتهد شبستری تا مصطفی ملکیان؛ این ها البته مشهور تران آنهایند و گرنه مصادیق روشنفکران دینی بسی بیش از این هاست. طبعا کسی که اندک آشنایی با افکار و اندیشه های این افراد داشته باشد می داند که در بسیاری مواقع افکار و عقاید اینان اختلافات فاحشی با یکدیگر دارد. دکتر علی شریعتی و برخی از طرفدارانش ( کسانی مثل رضا علیجانی یا تقی رحمانی و شاید هم حسن یوسفی اشکوری ) را می توان در طیف چپ و سوسیال این جریان قرار داد و کسانی چون دکتر عبدالکریم سروش، دکتر آرش نراقی، و با کمی احتیاط مصطفی ملکیان و ابوالقاسم فنایی را در طیف راست و لیبرال این جریان قرار داد. البته تفکیک راست و چپ، تفکیکی بسیار کلی است اما اجمالا مراد من از چپ به معنای نزدیکی با مرام های فکری چپ مانند سوسیالیسم و تاکید بیشتر آن بر عدالت و برابری و مرادم از راست نزدیکی با مرام های فکری راست مانند لیبرالیسم و تاکید بیشتر آن ها بر آزادی در مقابل برابری است.


از این ها که بگذریم اما وجه اشتراکی هم میان این ها وجود دارد این افراد همگی دیندار بودند و هستند و همگی هم مدرنیته را در حد وسع خویش فهم کرده اند و سعی در تنظیم مولفه های دینداری خود با مولفه های مدرنیته نموده اند. روشنفکران دینی و مخصوصا متاخرانشان دین را از معرفت دینی جدا کرده اند و معرفت دینی را بشری، تاریخی، و نا مقدس دانسته و از این روی آن را شایسته نقد می دانند و تلاش و همّ خود را در نقد معرفت دینی که تاریخی و بشری است گذاشته اند.

از سال 1384 که بنیادگرایان در ایران به قدرت رسیده اند فضا برای طرح افکار روشنفکری دینی بسی تنگتر شده است و بسیاری از روشنفکران دینی مجبور به مهاجرت از ایران شده اند و آن هایی هم که در ایران مانده اند با مضیقه هایی روبرو هستند مثلا چند سال پیش بود که دکتر محمد مجتهد شبستری را از استادی دانشکده الهیات دانشگاه تهران بازنشسته کردند و در بسیاری از مواقع سخنرانی های او را به دلایل مختلف لغو نموده اند. درباره استاد ملکیان هم از دوستی شنیده ام که در مضیقه است و بسیاری اوقات اجازه سخنرانی را به او نمی دهند ( البته این شنیده من است و صحت و سقمش بر عهده آن دوست عزیز ). علاوه بر این ها می توان به نشریاتی که به طور تخصصی در حوزه روشنفکری و روشنفکری دینی انتشار می افتند هم چون نشریه "نامه" و نشریه " مدرسه " هم اشاره کرد که به محاق توقیف فرو رفته اند. سایت های اینترنتی هم چندان وضع خوبی ندارند اکثر سایت های اینترنتی هم چون سایت "نیلوفر" و یا سایت و یا وبلاگ هایی که به طور اختصاصی به اینان اختصاص داشتند نیز فیلتر شده اند.

دوم:

دو سه روز پیش بود که لینکی را در اینترنت دیدم که برنامه شب های قدر حسینیه ارشاد را نمایش می داد. سخنرانان شب اول ( شب نوزدهم) استاد مصطفی ملکیان و حجت الاسلام محمد علی ایازی بودند. سخنرانان شب دوم ( شب بیست و یکم )  عبدالرحیم سلیمانی و دکتر محمد مجتهد شبستری، و سخنرانان شب سوم ( بیست و سوم ) دکتر ناصر مهدوی و حجت الاسلام مسعود ادیب بودند. واقیعتش این است که حوصله نداشتم تمام این سخنرانی ها را بروم و گوش بدهم اما سخنرانی ملکیان و مجتهد شبستری را حتما می خواستم گوش بدهم.

خلاصه این که شب نوزدهم ماه مبارک رمضان با چند نفر از دوستان به حسینیه ارشاد رفتیم جمعیت به نسبت خوبی آمده بود با این که هنوز هم صندلی های خالی دیده می شد و سالن کاملا پر نشده بود. قرار بود سخنرانی از ساعت 21:30 شروع بشود اما با نیم ساعت تاخیر حدود ساعت 22 شب مصطفی ملکیان صحبت خود را شروع کرد موضوع سخنرانی او "اخلاق در نهج البلاغه" بود. ابتدا ملکیان در باره فلسفه های اخلاق مختلف و سپس در باره اخلاق جهانی صحبت کرد و گفت که قاعده های اخلاق جهانی باید مقدم بر هرگونه تفسیر دینی باشد و اگر تفسیری از متون دینی با قاعده های اخلاق جهانی مطابقت نداشت آن تفسیرها نادرست است. او سپس شروع کرد به شمردن این قاعده ها و شاهد مثال اوردن از نهج البلاغه که حضرت علی ( ع) هم به این قاعده ها توجه داشته است. قاعده اول همان "قاعده زرین" بود که در پست قبلی وبلاگ به آن پرداخته ام. قاعده دومی که او توضیح داد قاعده "هدف  درست وسیله نادرست را توجیه نمی کند" بود او داشت شاهد مثالی درباره این قاعده از نهج البلاغه می آورد که کسی آمد و برگه ای را پیش روی او گذاشت. ملکیان جمله خود را تمام کرد و با لحنی که به نظرم ناراحتی کاملا در آن اشکار بود گفت که به من گفته شده بود یک ساعت وقت داری و حال که چهل دقیقه گذشته می گویند وقت تو تمام است انشاء الله در فرصت آینده 17 قانون اخلاق جهانی را که آماده کرده بودم در اختیار خواهم گذاشت. والسلام علیکم و رحمه الله ( عین جملات یادم نیست ولی تقریبا همین جملات بود).


به نظر من که رفتار مسئولان حسینیه ارشاد رفتار زشتی بود و نباید این کار را می کردند البته این تنها نظر من نبود و دوستان دیگر هم همین نظر را داشتند اصلا بسیاری از این افراد ( من جمله خود من، این مسافت را طی کرده بودیم تا سخنان ملکیان را بشنویم و حال نیمه تمام ماندن سخنان او با رفتار به نظرم زشت مسئولان حسینیه چه توجیهی می توانست داشته باشد) بگذریم.. خلاصه آن شب، دیگر، برای سخنران بعدی نماندم و برگشتم.

امروز ( یکشنبه) یکی دیگر از دوستانم اس ام اس زد و پرسید که ایا برنامه ارشاد لغو شده است؟ نمی دانستم... از او پرسیدم که مگر خبری شنیده ای و او گفت که در سایت ها خوانده است. خلاصه خودش زنگ زد به حسینیه ارشاد و جریان را پرسید و متاسفانه آن ها هم لغو مراسم را تایید کردند. از برخی جا ها و جسته گریخته شنیده ام که کلانتری نیلوفر مانع از برگزاری شده؛ به هر حال موضوع سخنرانی استاد شبستری موضوع جالب و به درد بخوری بود ایشان قرار بود با موضوع " دین سالم و دین فاسد " سخنرانی کنند اما حیف که این فرصت از دست رفت

سوم:

هفته نامه شهروند امروز این هفته را که مرور می کردم به مطلبی از خشایار دیهیمی با عنوان " وقتی که دیگر نمی فهمم" بر خوردم؛ خواندمش؛ مطلب خوب و جالبی بود. در این مطلب خشایار دیهیمی به ماجراهی ممیزی کتاب و اداراه ممیزی وزارت ارشاد پرداخته بود و این که برخی اوقات واقعا نمی تواند بفهمد که گیر کار چیست و چرا مسئولان مربوطه به نکته ای یا نوشته ای گیر داده اند و آن وقت است که انسان مستاصل می شود و نمی داند که چه خاکی بر سرش بریزد « باور کنید بعضی وقت ها آدم شاخ در می آورد. واقعا دیگر نمی فهمی. از هر زاویه به مطلب نگاه می کنی نه مشکلی سیاسی می بینی. نه مشکلی اخلاقی، نه اهانت به کسی، نه خلاصه هیچ چیز دیگر. از دیگران می پرسی فقط پوز خند می زنند و می گویند ما هم نمی فهمیم ... فقط باز همان حال استیصال و درماندگی به ادم دست که دیگر چه باید بکنیم؟» حال به نظر گیج کننده نمی آید؟ عده ای که به جرات می گویم اکثرشان انسان هایی بسیار محترم و فرهیخته هستند در حسینیه ای گرد هم می ایند تا به سخنان اندیشمندی گوش کنند و ساعتی بعد هم به خانه های خود بروند و در این میان نه کاری به کار کسی دارند و نه قرار است حتی میزان بلندی صدایشان، آزاری به دیگران برساند، آن وقت می ایند و همین سخنرانی ها را هم مانع می شوند... به قول خشایار دیهیمی، آدم واقعا دیگر نمی فهمد.

پی نوشت:  تیتر مطلب، کپی برداری  شده از عنوان مطلبی است از خشایر دیهیمی که در نشریه شهروند امروز چاپ شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 شهریور 1390 08:51 ب.ظ
موسسه خیریه حضرت زینب یه برنامه داشت شبای بعدش با سخنرانی آقای مهدوی.برنامه واقعا خوبی بود وهمون جمعیت هم از حسینیه ارشاد اومده بودن اونجا تو اقدسیه.
سه شنبه 1 شهریور 1390 09:39 ب.ظ
سلام
هر چند "اخلاق بر دین مقدمه و قواعد و آموزه های دینی باید مبتنی بر اخلاق " رو قبول دارم ولی مطمئن نیستم که "اخلاقی که توسط عقل عرفی جامعه پذیرفتنی باشه قرار داشته باشه" درست باشه!؟
و در
"قاعده های اخلاق جهانی باید مقدم بر هرگونه تفسیر دینی باشد و اگر تفسیری از متون دینی با قاعده های اخلاق جهانی مطابقت نداشت آن تفسیرها نادرست است" شاید منظوری از سخن را بپذیرم ولی "عین" کلام بنظرم محل بحث!
الان کافی نتم و فرصت قکر کردن و نوشتن رو ندارم ولی تا آنجایی که قبلا فکر کرده بودم و با این قسمت هایی که پررنگ کردم کمی و شاید کمی هم بیشتر اختلاف دراد...من فقط یک جمله که از قران(آیه مورد علاقه سابق شما و ایه مورد علاقه من...فبشر عبادالذین یستمعون...) و هم کلام امام حسین علیه الرحمه مبنی بر اینکه اگر مسلمان نیستی حداقل آزاده باش... ویا مواردی با چنین مضمون فکر میکنم که انسانیت و انسان بودن که لازمه اش اخلاق است مستقل از دین است ولیکن با چند کلامی که شما در متن و یا در جواب خرمگس آورده اید موافق نیستم...
منتظر راهنمایی جنابتان هستم
مخ لص شما مجید
البته شاید بازم ناقص نوشتم ...ولی در این مورد شاید تو وبلاگم بیشتر بنویسم...بزودی ....احتمالا تا آخر سال آقا ماه رمضون برای همینم انرژیم زیاد
اللهم فک کل اسیر
اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین
یا خدا
وحید حلاجسلام آقا مجید نماز و روزه ها قبول
من توصیه می کنم بهت که حتما یا کتاب " دین در ترازوی اخلاق" یا کتاب " اخلاق دین شناسی " که هر دو تاشم نوشته دکتر ابوالقاسم فنایی هست رو بخونی من با نوشته های دکتر فنایی در اون دو کتاب موافقم و قبول دارم که اولا اخلاق مستقل از دینه و ثانیا اخلاق مقدم بر دینه
اما این که تشخیص فعل اخلاقی از غیر اخلاقی بر چه مبنایی باید باشه. من جواب کاملی ندارم وحتی برای ادعام دلیل خیلی قوی ندارم اما اجمالا فکر می کنم که شهود جمعی و عقل عرفی جوامع قادر به تشخیص فعل اخلاقی از فعل غیراخلاقی هست.
در مرود سخنان آقای ملکیان درباره این که تفسیر ما از دین نباید مغایر با اخلاق جهانی باشه؛ برای من هم مبهمه و هنوز نمی دونم که دلیل استاد برای اثبات این گفته چیه و بنابراین حداقل از جانب خودم نمی تونم بگم که این گفته چقدر مستدل و چقدر صحیحه امیدوارم مجالی باشه که خود استاد ملکیان در باره این گفته خودشون دلایلشون رو هم بیان کنند
سه شنبه 1 شهریور 1390 01:58 ب.ظ
سلام
یكی از مواردی كه من را خیلی متعجب می كنه سانسور ملكیان هست
من كاری به اساتید دیگه ندارم ولی آقای ملكیان انصافا نه بحث های سیاسی دارد ونه موارد مشكل دار دیگر
حتی تا همین چند مدت پیش در دفتر تبلیغات مشاور و استاد راهنمای خیلی از طلاب در زمینه فلسفه دین و فلسفه اخلاق بودند
واقعا دیگر نمی فهمم

به روزم
وحید حلاجبله متاسفانه تنگ نظری ها واقعا گیج کننده و خسته کننده شده است و من یکی از دلایل این امر را در این می دانم که متاسفانه در حال حاضر بسیاری از مسئولیتهای بزرگ را انسان های کوچک بر عهده گرفته اند
دوشنبه 31 مرداد 1390 10:58 ق.ظ
البته شاید اون یادداشت از طرف بچه های بالا بوده چون ملکیان آرام آرام بنای باورهای رایج دینی را قلقلک میداد
وحید حلاجفکر نمی کنم چون که این گفته ها تا بخواد شنیده بشه و بعد فهمیده بشه و بعد تصمیم گرفته بشه کلی طول می کشه و به اون مجلس نمی رسه در ثانی صحبت های ملکیان خیلی هم قلقلکی نبود، یعنی حرف تازه ای نبود اگه کتاب "اخلاق دین شناسی " ابوالقاسم فنایی رو خونده باشی کل کتاب این ادعا رو داره که اخلاق بر دین مقدمه و قواعد و آموزه های دینی باید مبتنی بر اخلاق و اون هم اخلاقی که توسط عقل عرفی جامعه پذیرفتنی باشه قرار داشته باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر