تبلیغات
پرگار - محدودیت؛ پاک کردن صورت مسئله
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 9 شهریور 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

امروز صبح مادرم از من پرسید که وحید ! آیا روش تربیتی من درست بوده است ؟ خب من به سوال های کلی مانند این، معمولا جوابی نمی دهم و سعی می کنم که سوال را واضح و روشن بشنوم. پس از مادرم پرسیدم که چطور؟ خانواده مادریم خانواده ای به غایت مذهبی است و با این حساب هنجارهای مذهبی برایشان ارزشمند است آنطور که مادرم می گفت با چند نفر از خانم ها در همین باره صحبت می کردند و یکی از آن ها گفته بود که من به خاطر این که فرزند جوان در خانه دارم  هنوز اجازه ندادم کامپیوتر به خانه آورده شود دیگری گفته بود که من اجازه خرید ماهواره را نداده ام و دیگری سخن از جلوگیری از وصل شدن به اینترنت فرزندانش در خانه گفته بود. ظاهرا منظورشان این بود که جوان یا نوجوان در معرض انواع آسیب های اخلاقی است و کامپیوتر یا ماهواره و یا اینترنت که می توانند فضایی برای استفاده غیر اخلاقی فرزندان فراهم آورند باید از دسترس دور نگه داشته شوند. حال مادرم از من می پرسید که من که این محدودیت ها را برای شما نگذاشته ام آیا روش تربیتی من درست بوده است یا نه؟

من به مادرم گفتم که به آن بانوان بگو فقط برای یک روز فرزندشان را با کامپیوتر یا اینترنت یا ماهواره تنها بگذارند و ببینند چه اتفاقی می افتد. به احتمال قریب به یقین فرزندان آن ها از آن فرصت استفاده می کنند و تمام وقتشان را برای پیدا کردن سایت ها و یا شبکه های غیر اخلاقی می گذارند.

متاسفانه این اتفاقی است که که در ایران امروز ما افتاده است. چندی پیش یکی از مسئولان سپاه اعلام کرده بود که کاربران ایرانی در ظهر عاشورا در بین 182 کشور جهان رتبه اول را در مراجعه به سایت های غیر اخلاقی داشته اند. من نمی دانم که این آمار تا چه حد مستند است و به چه بهانه ای گفته شده است اما به نظر پر بیراه هم نمی آید و رجوع به منابع آماری دیگر هم نشان می دهد که کاربران ایرانی در صد قابل توجهی از بازدیدکنندگان سایت های پورنو را تشکیل می دهند. 

با این حال به نظر می رسد که مسئولین و بسیاری از کارشناسان هنوز هم در پی اعمال محدودیت بیشتر هستند مدت هاست که با شدت هرچه بیشتر ماهواره ها جمع آوری می شوند و فیلترینگ گسترده ای بر سایت های اینترنتی اعمال می شود و هر چه بیشتر کوشش می شود تا دختران و پسران در فضاهای عمومی از یکدیگر دور نگاه داشته شوند. هنوز چند هفته ای از اعتراضات گسترده مسئولان و غیر مسئولان درباره مختلط بودن فضای دانشگاه ها و لزوم تفکیک جنسیتی فضاهای آموزشی نگذشته است و خبرهای جسته گریخته ای به گوش می رسد که برخی از دانشگاه ها و در بعضی رشته ها تفکیک جنسیتی را آغاز کرده اند.

هدف از این سخنان و اظهارات، نگرانی بسیاری از شخصیت های مذهبی و همچنین حکومتی نسبت به شیوع فساد در ایران امروز بوده است. فاجعه هایی که اخیرا رخ داده هم ظاهرا مزید بر علت شده است. فاجعه خمینی شهر یا کاشمر و یا اتفاقی که در پل مدیریت تهران افتاد و پسری دانشجو بدن همکلاسی دختر خود را که به او جواب رد داده بود کارد باران کرد.

به نظر من اعمال محدودیت گسترده نتنها چاره کار نیست بلکه نتیجه عکس خواهد داد کما این که تا به حال نیز داده است. البته منظور من این نیست که در برابر جوانان همه چیز آزاد باشد تا آنان چشم و دلشان سیر شود بر عکس من معتقدم که در معرض فساد قرار گرفتن هم فساد آور خواهد بود اما اعمال محدودیت گسترده هم نتیجه ای مشابه خواهد داد. اگر کسی منصفانه به فضای امروز ایران نگاه کند متوجه خواهد شد که سیاست های محدودیت زا نتیجه بخش نبوده است. چندی پیش در سایت فیس بوک نظر سنجی انجام داده بودند مبنی بر این که اگر حجاب آزاد شود شما حجاب خود را بر می دارید یا نه؟ نتیجه جالب و البته قابل پیش بینی بود اکثر شرکت کنندگان در آن نظر سنجی که اتفاقا دختران جوان ایران امروز بودند پاسخ داده بودند که بلی، حجاب خود را بر می داریم.

خب از این چه نتیجه ای می توان گرفت ؟ کافی است که یک روز حکومت ایران اعلام کند که از امروز دیگر حجاب اجباری نیست و دختران و زنان اگر حجاب را نمی خواهند می توانند بدون حجاب باشند فکر می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به نظر من درصد زیادی از دختران و زنان حجاب خود را بر خواهند برداشت و بدون حجاب در جامعه ظاهر خواهند شد.

برای جلوگیری از فساد در جامعه ( من از بی حجابی  اصلا اراده فساد نمی کنم بلکه مثال بالا را برای نزدیک شدن اذهان آوردم ) به نظر ساده اندشی می آید که تنها اعمال محدودیت را چاره کار بدانیم. گرایش به فساد ( در این مورد بخصوص فساد جنسی) ابعاد مختلف زیست شناختی، جامعه شناختی، اقتصادی، فرهنگی ، روانشناختی و معرفت شناختی دارد و برای این که جامعه ای اخلاقی تر داشته باشیم باید برای اصلاح ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی چاره ای بیندیشیم. اعمال محدودیت های فیزیکی، پاک کردن صورت مسئله است.





نوع مطلب : جامعه ایرانی ما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 شهریور 1390 11:11 ب.ظ
سلام...
ای کاش واضح تر توضیح میدادید که در وضعیت اکنون جامعه ما نه یک جامعه ایده ال چه چیزی به بهبود وضعیت اخلاقی کمک می کنه. من هم با محدودیت و چشم و گوش بسته نگه داشتن فرزندان مخالفم. انسان نسبت به هرچه که ازش دور نگه داشته بشه ولع بیشتری پیدا میکنه. "الانسان حریص بما منع" (امیدوارم اشتباه ننوشته باشم) ولی به هرحال بعضی وقتا نیاز هست تا کسی یه تشری بزنه تا فرد به خودش بیاد... به نظر من هرکسی باید خودش به این شعور برسه که مثلا حجاب واسه ی خودش مفیده. واین شعور رو خانواده در فرزند پرورش می ده.بعد جلوه های تربیت صحیح توی جامعه بروز می کنه و یک جامعه ی نسبتا نرمال ایجاد می شه.البته مسلما مسایل دیگری هم دخیل هستند ولی من بر این باورم که اساسی ترین نقش رو خانواده بازی می کنه و در درجه بعد طبعا آموزش و "پرورش" قرار می گیره.
یکشنبه 13 شهریور 1390 09:54 ب.ظ
تربیت باید طوری باشه که جوان این برنامه ها و شبکه ها رو که میبینه تو ذهنش اونا رو نقد کنه. خودش از ان ها فاصله بگیره.
شنبه 12 شهریور 1390 08:42 ق.ظ
هیچ چیز بهتر از میانه و تعادل نیست آزادی در حد رها کردن فرد به حال خودش و در کوچه وخیابان به هر راه بیراهه ای رفتن که در آخر هم باعث بی آبرویی همان خانواده اش میشود که کلی ذوق این بچه را میکردند،درست نیست اما محدود و بسته بودن در آن حد که خود فرد کنجکاو شود که این وسیله ها ،این سایت ها و ....چی در درونش است که خانواده و اطرافیان مرا دور میکنند اصلا درست نیست و شاید اگر این فرزند واقعا در سن نوجوانی باشد کاری ندارد که این سایت ها یا شبکه های ماهواره ای چیست فقط از سر لجبازی با خانواده هر روز چند ساعتی وقت بگذراد وتماشا کند و در آخر هم وابسته شود من نمیگویم آزادی در این حد اما در حدی باشد که خانواده به فرزندان بفهمانند هر وسیله ای در منزل یا هر جای دیگری لازم است اما همان وسیله یه استفاده مثبت دارد یه منفی جوانان امروز ما که خودمان هم یکی از آنها باشیم باید فرهنگ استفاده از کامپیوتر و ماهواره و نت و بقیه را یاد بگیریم.
وحید حلاجمن تفکیک قائل میشم بین آزادی فرزندان در خانواده و آزادی مردم در اجتماع، در مورد آزادی فرزندان با شما موافقم و قبول دارم که ازادی بی حد و حصر کار اشتباهیه و اتفاقا همانند محدودیت زیادی، آزادی زیاد هم موجب بد تربیت شدن و احتمالا فاسد شدن بچه ها می شه، اما در مورد اجتماع نظر دیگه ای دارم و معتقدم که حد آزادی افراد در اجتماع، آزادی دیگر افراد اجتماعه؛ البته این که چطور میشه این حد رو تعیین کرد موضوع بسیار دشواریه که هنوز نتونستم به جواب کاملا قانع کننده ای برسم
جمعه 11 شهریور 1390 12:04 ب.ظ
من همیشه با نهی کردن و حساس کردن بچه مخالف بودم.....
اصلا علت اکثر طلاقها اینه که مادر فکر میکنه با مثبت بار آوردن بچه و دست و پاشو بستن میتونه اونو دختر خوب و پسر خوب بار بیاره....در حالی که بر عکس میشه و تشنه تر.
پنجشنبه 10 شهریور 1390 07:14 ب.ظ
سلام
دو سه هفته پیش در مجلد مصوب پرگار نشینان"شهروند امروز" سخنی بود که بی هیچ شکی واقعیت دارد بدین مضمون / یک روستازاده وقتی به شهر می آید به همه محرک ها پاسخ میدهید درحالی که یک شهروند به مولفه های خاصی پاسخ میدهد(یا حتی اجازه ورود به ذهن می دهد..برداشت من)/
یکی دیگه هم اینکه آدم های که محدود میشوند(از طرف دیگران) برای به اثبات رسیدن قدرتشان حریم را دور خواهند زد تا احساس شخصیت کنند هر چند دیگران از این قدرت مطلع نشوند( آدم ها وقتی مطمئن باشند یک چیزی رو دارند خیلی زور نمی زنند که به دیگران ثابت کنند که ما فلان را داریم) و به نظرم درصدی از "رد" کردن ها بخاطر نشان دادن قدرت افراد صورت می گیرد
و و و دلایل دیگر(یا خوانش های متفاوت از دلایل به صورت مشابه)
باری، با نتیجه گیری محدودیت پاسخ نمیدهد موافقم
مسلمان بودن تو شهر ارزشمند تر و در دل ممالک غرب هم با ارزش تر از مسلمانی یک محدود!
چند وقتی است می خواستم چند بیت به عنوان معیار و خط کش توی وبلاگم بذارم ابیاتی است که فوق العاده برایم مهم هستد ولی اینجا موضوعیت داره و ارزشش بیشتر
در شریعت هست مکروه ای کیا
در امامت پیشه کردن کور را
گرچه حافظ باشد و چست وفقیه
چشم روشن را به وگر باشد سفیه
كور را پرهیز نبــــــــــــــــــــود از قذر
چشم باشد اصل پرهیز و حذر
"مولوی"
بیشترین ابیاتی که از اون لذت بردم همین 2سه بیت،امیدوارم شما هم خوشتون بیاد و دربارش فکر کنید
خیلی پراکنده نوشتم ولیکن اگر اشتباه در این "بریده" هست بی اجرت نگذاریدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر