تبلیغات
پرگار - پنج کیلومتر تا کجا؟
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 16 شهریور 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

مدت هاست که تلویزیون نگاه نمی کنم تلویزیون ایران را که تقریبا اصلا؛ نه فیلم ها و سریال هایش، نه اخبارش و نه حتی برنامه های ورزشی اش را؛ شبکه های ماهواره ای را اگر نگاه کنم در حد روزی نیم ساعت و آن هم بیشتر اخبار و بعضا برنامه های مستند؛ با این حال اما گهگاهی توفیق اجباری حاصل می شود و بر سر سفره غذا اگر تلویزیون باز باشد یا در میهمانی  باشیم و صفحه تلویزیون در میان جمع روشن باشد از برنامه های تلویزیون نصیبی هم عاید من می شود.  

ماه رمضان امسال اتفاق جالبی افتاد. تلویزیون سریالی پخش می کرد به نام " پنج کیلومتر تا بهشت " اگر این سریال را نگاه نکرده اید حتما نامش را شنیده اید. در این سریال شخصی به نام امیر حسین که کارمند مورد اعتماد یک شرکت است طی یک حادثه دزدی، ضربه سختی  می خورد و به کما می رود وقتی که جسم او در کما بود روحش تقریبا آزاد می شود و در جهانی دیگر که به نوعی به این جهان وصل است با روح دیگری که مربوط به یک دختر جوان بود ارتباط بر قرار می کند و ماجراهایی که برای این دو پیش می آید و در آخر سر هم پسر شفا می یابد و با دختر مورد علاقه اش ازدواج می کند.

داستان هایی با این موضوعات چند سالی هست که در ایام ماه رمضان تولید می شود و به خاطر وقت مناسب پخش و پرداختن به مقوله ارواح که به خودی خود جذاب است باعث جلب علاقه بسیاری از بینندگان تلویزیون میشود. در همین ماه رمضان، خودم بارها در میهمانی ها شاهد بودم که چند دقیقه ای که از افطار می گذشت و مردم روزه خود را باز می کردند تلویزیون روشن می شد و تقریبا همه مهمانان روبروی تلویزیون می نشستند و با دقت و توجه کامل به این سریال نگاه می کردند. 

سریال هایی اینچنین بسیار خطرناک هستند از آن روی که با معنویات سر و کار دارند و به مقوله های ماورایی می پردازند و متاسفانه آنچه که از تلویزیون ایران پخش می شود را بسیاری از مردم به عنوان حقایق غیر قابل انکار قبول می کنند و احتمالا مبنای عمل خویش قرار می دهند و متاسفانه سریال های تلویزیونی در این گونه موارد تخیلات و اوهام را با روایات دینی می امیزند و داستانی را می سازند که معلوم نیست تا چه مقدار مبتنی بر واقعیت است.

اگر این کار از یک شبکه خصوصی صورت می گرفت می شد به راحتی نشست و آن را نقد کرد اما واقعیت این است که نمایش هایی که از تلویزیون رسمی ایران پخش می شود بر قشری از مردم تاثیرگذار است و بسیاری از مردم ایران، برنامه های تلویزیونی را به عنوان حجت می پدیرند.


این ها را گفتم تا به خبری که همین امروز خواندم برسم؛ خبری که بغض را درگلویم اسیر ساخت و تنم را به لرزه انداخت. خبر این بود: « سه‌شنبه هفته گذشته، محمدمهدی در بازی با برادر کوچک خود گفته بود "می‌خواهم روح شوم و ببینم بابا و مامان راجع به من چه می‌گویند" او زمانی که خودش و برادر 6 ساله‌اش را در خانه تنها دید تصمیم گرفت همانند سریال پنج کیلومتر تا بهشت تبدیل به یک روح شود و به مکان‌های مورد علاقه‌اش سر بزند. اما او با روسری خود را خفه کرد و بر اثر این حادثه دچار مرگ مغزی شد. ( منبع)  بدون هیچ تعارفی این خبر برایم تکان دهنده بود و سوال های زیادی را در ذهنم ایجاد کرد. این که مسئول این رفتار کیست؟ مسئولیت مدیران تلویزیونی در قبال خودکشی این کودک چقدر است؟ پدر و مادر او چقدر مسئولند؟ و سوالاتی پیچیده تر؛ این که مسئولیت اخلاقی انسان ها در برابر پیامدهای ناخواسته نظریاتشان چه مقدار است؟ در تربیت فرزندان هنجار ها به چه شکلی باید رعایت شوند؟ ووو با این همه اما نباید از یاد برد که کارگردانی سریالی مغلوط از راست و دروغ می سازد، صدا و سیما آن را در پربینده ترین ساعت پخش می کند، پدر و مادری که شاید نمی اندیشند سریال مناسب سن کودک هست یا نه، می گذارند تا کودک آن را تماشا کند، و کودکی که سریال را می بیند و تحت تاثیر آن فیلم، خودکشی می کند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 شهریور 1390 05:09 ب.ظ
مسئول این رفتار چیست ؟ ادبیاتت کجا رفته پسر ؟ مسئول این رفتار کیست نه چیست اصلاح کن لطفا اصلاحگر!!!!
وحید حلاجمرسی از تذکرت. اصلاحش کردم
شنبه 19 شهریور 1390 12:05 ق.ظ
اتفاقا من هم دیشب خواندم كه یك دختر دوازده ساله خودكشی كرده تا بتواند روح شود و ...
متاسفم
جمعه 18 شهریور 1390 11:40 ق.ظ
خود کرده را تدبیر چیست؟ خودمان کردیم که خدا بخودمان رحم کند
پنجشنبه 17 شهریور 1390 10:16 ق.ظ
وچه بنالم،که ننالیدوم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر