تبلیغات
پرگار - نشانی دیگر از فساد اخلاقی ایرانیان
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

چه بر سر مردم ما آمده است؟ من هنوز هم گیجم؛ نمی دانم مردم ایران به کجا می روند و این سیر قهقرایی اخلاق تا کجا ادامه خواهد داشت. تصورش هم سخت است. 15000 نفر از مردم جمع شوند تا صحنه اعدام یک نوجوان 17 ساله را تماشا کنند. این نوجوان انسانی را به قتل رسانده است از قضای حادثه آدم معروفی هم بوده است. قویترین مرد ایران، روح الله داداشی؛ خبرش هم به فاصله کمی در مراکز اطلاع رسانی پخش شد و بسیاری باخبر شدند و بسیاری هم متاثر؛ با این همه مردم منتظر مرگی دیگر هستند انگار؛ 15000 نفر جمع می شوند تا اعدام قاتل را تماشا کنند و حتما هم به راحتی به منزل بروند و شام را در کنار خانواده میل کنند و خواب آرامی هم داشته باشند. 

هنوز هم گیجم... بگذارید وقایع را کنار هم ردیف کنیم. در خمینی شهر گروهی از اوباش به مجلسی حمله می کنند و مردانشان را می بندند و حریم عفت زنان را می درند؛ در کاشمر گروهی به صورت دسته جمعی به زنی تجاوز می کنند، در پل مدیریت تهران جوانی با چاقو بدن همکلاسی دختر خود را پاره پاره می کند و مردم هم ایستاده اند و تماشا می کنند. در سعادت آباد فردی با چاقو بدن فردی دیگر را می درد و چندین دقیقه عربده می کشد و مردم هم در کنار ایستاده اند و تماشا می کنند، و اخیرا هم نوجوانی 17 ساله را اعدام می کنند و 15 هزار نفر به تماشای این مراسم می روند تا صحنه جان دادن جوانی را تماشا کنند.

نمی دانم چه بر سر ما آمده و ما به کجا خواهیم رفت اما این ها نشان از فسادی گسترده و انحطاط اخلاقی عظیم در جامعه امروز ایران دارد.





نوع مطلب : جامعه ایرانی ما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 مهر 1390 02:06 ب.ظ
من منظور شمارو کاملا متوجه شدم.اما میخاستم از یه بعد دیگه قضیه رو بگم.خوب این هم یه جنبه از قدرت نمایی و انتقام گیریشونه.
پنجشنبه 7 مهر 1390 07:09 ب.ظ
دختران شهر
به روستا فکر می کنند
دختران روستا
در آرزوی شهر می میرند
مردان کوچک
به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
مردان بزرگ
در آرزوی آرامش مردان کوچک
می میرند
کدام پل
در کجای جهان
شکسته است
که هیچکس به خانه اش نمی رسد

"گروس عبدالملکیان"
چهارشنبه 6 مهر 1390 03:18 ب.ظ
http://pargar.persianblog.ir/
چقدر همفکرید شما ودوست عزیز من.
برایتان آرزوی موفقیت دارم وبرای جامعه آرزوی عبور از این گذرگاه نازیبا
وحید حلاجمن هم امیدوارم که هرچه زودتر این دوران تلخ بگذرد
سه شنبه 5 مهر 1390 02:49 ب.ظ
http://bazandishi.blogfa.com/post-64.aspx
نقد اثر هنری
دوشنبه 4 مهر 1390 01:48 ب.ظ
اونهایی كه میرن تماشا از دسته ی همون اراذل و اوباش خمینی شهر و كاشمر و سعادت آباد و غیره اند.كدام دل مهربانی تاب تماشای مردن یك انسان را دارد.
اینكه اصل ماجرا چه بوده و این آقا حقش بود اعدام بشه یا نه و اصلا مجازات مرگ درسته یا غلط یه بحث دیگه است.ولی نگاه كردن به مردن یك آدم دیگه خیلی دردناكه و با شما موافقم كه به شدت به انحطاط اخلاقی افتاده ایم.اصلا همچین مراسمی با روحیات زندگی مدرن و شهرنشینی و این حرفا تناسب نداره.
وحید حلاجخدا رو شکر که بالاخره یک نفر منظور من رو فهمید به نظر من شما چون نگاه جامعه شناختی به موضوع دارید بهتر می تونید ابعاد فاجعه بار این قضیه رو متوجه بشید
دوشنبه 4 مهر 1390 11:36 ق.ظ
دعوا سر هر چی بوده باشه یه هیکلی مثل مرحوم داداشی بیاد طرف آدم هرکی باشه واسه نجات جونش از هر وسیله ای استفاده میکنه.بعضی وقتها شاید قتل به صورت عمدی نباشه.دفاعی باشه.اونم یه نوجون.چه دلیلی داره اعدامش با بقیه فرق داشته باشه و انقدر تماشاچی داشته باشه.مطمئنا اینا یه بازیه بین خودشون.
وحید حلاجمنظورت رو از قسمت آخر نفهمیدم این که گفتی "اینا یه بازیه بین خودشونه" نتونستم بفهمم یعنی چی
دوشنبه 4 مهر 1390 07:07 ق.ظ
هیچی معلوم نیست......
دوستان سر کارم میگن شاید اون پسر اصلا قاتل واقعیش نبوده.....!
به نظرم یکی از چیزهایی که مسببش شده اینه که ما در کشورمون حسود زیاد دایم......این قتل از پیش تعیین شده بوده.....حسادت.
نظره شما چیه؟
تا یکی پیشرفت کنه از سر راه بداشتنش چه معنی میده؟
وحید حلاجنمی دونم واقعا؛ این که اون آدم موقع این کار چه حسی داشته احتیاج داره به این که از درونیات اون باخبر باشیم که محاله؛ اما اگر بخوایم دقیقتر به احساس درونی اون بپردازیم باید علم روانشناسی بدونیم که متاسفانه من چندان حظی از این علم ندارم
یکشنبه 3 مهر 1390 11:35 ب.ظ
سلام
به نظر من اعدام حق ادم های قاتل مخصوصا قاتل ادم هایی مثل همین روح الله داداشی که خود من شخصا چقدر ناراحت شدم ایشون واقعا یه قهرمان بودن اما اینکه شما میگویید در ملأ عام اغدام میشن و مردم تماشا می کنند در واقع کاری از دست مردم بر نمیاد اون آدم جون یه هموطن از ما رو گرفته>........
وحید حلاجولی بحث اصلی بر سر اینه که چرا مردم اینقدر اشتیاق دارند که مرگ یک ادم رو ببینند گیرم که اعدام هم حق اون آدم بوده باشه اما این همه اشتیاق مردم عجیب نیست؟
یکشنبه 3 مهر 1390 11:23 ب.ظ
سلام ، چرا نظر "می شنوم" رو حذف کردید؟
وحید حلاجسلام چون خودش ازم خواست
یکشنبه 3 مهر 1390 08:30 ب.ظ
سلام آقا وحید
از یه منظر نگاه کنی صحنه خشنیه و حرف شما درست....ولی اگه به دور از احساس نگاه کنی این حرکت باعث میشه خیلیا تکرارش نکن....شاید تکرار بعدی سر برادر یا خواهر خودت باشه....اون وقت چی؟
وحید حلاجسلام خانم شیدا
ببینید بحث من توی این پست اصلا این نبود که اعدام اون نوجوون کار درستی بود یا نه ( که به نظر من بحث خیلی مهمیه اما چون من هنوز در این مورد به نتیجه قابل قبولی نرسیدم پس نفیا یا اثباتا حرفی نمی زنم) بحث من توی این پست این بود که چه اتفاقی برای جامعه ما افتاده که 15000 نفر جمع میشن تا برن صحنه اعدام یک نوجوون رو تماشا کنند، یکم به این موضوع فکر کنیم ببینیم اعدام و مرگ یک نوجوون ، یک انسان ( گیرم که قاتل باشه) اینقدر جذابه که 15000 نفر برن تماشا؟ انگار که صف کشیدن تا یک فیلم سینمایی تماشا کنند
یکشنبه 3 مهر 1390 08:22 ب.ظ
واقعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر