تبلیغات
پرگار - نقش "انسان" در علم "جغرافیا" کجاست؟
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

در تعاریف کلاسیک از جغرافیا دو خصلت عمده به چشم می خورد نخست تاکید بر طبیعت و کره زمین به عنوان زیستگاه انسان و دیگر، غلبه خصلت توصیفی بر خصلت کارکردی. اما در جغرافیای مدرن و پس از تغییر و تحولاتی که در اکثر علوم انسانی در قرن نوزدهم به وقوع پیوست و بسیاری منشاء آن را انقلاب کپرنیکی کانت می دانند باعث شد که در جغرافیا ( حداقل در تعاریف ) سنگینی تاکید ها از محیط طبیعی کاسته شود و انسان و نوع زندگی و محیط پیرامون زندگی انسان برجستگی بیشتری بیاید از سوی دیگر به تدریج جغرافیا از حالت یک علم توصیفی صرف خارج شد و صبغه تجویزی- کارکردی در آن نمود بیشتری یافت.

در تعاریف جدید از علم جغرافیا، به محیط از آن رو بها داده می شود که در رابطه با زندگی انسانی قرار می گیرد و گرنه محیط طبیعی به خودی خود، مورد مطالعه جغرافی دانان نیست بلکه آنچه مهم است انسان و محیط طبیعی پیرامون آن است یعنی جغرافیا مانند هر علم انسانی دیگری نخست با انسان سر و کار دارد و سپس به یکی از موضوعات انسانی می پردازد مثلا در اقتصاد به رفتارهای اقتصادی انسان می پردازند یا در جامعه شناسی به جامعه و رفتارهای اجتماعی انسان می پردازند و قس علی هذا. در جغرافیا هم به مکان و رفتارهای مکانمند انسان می پردازند.


با این همه انتظار می رود که مطالعات در باره انسان و رفتارهای مکانمند انسان در نوشته ها و واحد های درسی جغرافیایی برجسته باشد اما فی الواقع این طور نیست. هنوز هم غلبه با مطالعات طبیعی در جغرافیاست گویا جغرافی دانان ایران، همسو با باور عمومی، علم جغرافیا را یا در توصیف پدیده های مکانمند مانند نام کشورها، کوه ها، دریاها، صادرات و وادرات فلان کشور، میزان جمعیت و ... می دانند و یا در تشریح و تبیین پدیده های طبیعی مانند پدیده های توپوگرافیک، لایه های زمین شناسی، تنوع زیستی جانداران و ... و یا اگر به روز باشند در آموزش نرم افزارهای جغرافیایی چون GIS  و یا نرم افزارهای آماری مانند SPSS.

اما آنچه در این میان غایب و یا با نگاهی خوشبینانه تر، کمرنگ است بررسی انسان و چیستی  و چگونگی رفتارهای مکانمند انسان است جغرافی دانان تقریبا هیچ گونه کند و کاو فلسفی یا روانشناختی یا انسان شناختی در مورد انسان و رفتارهای مکانمند انسانی نمی کنند تنها موردی که در دوره کارشناسی دانشگاه تهران ( به عنوان مادر دانشگاه های ایران) درباره انسان و رفتار مکانمند انسان صحبت میشود دو واحد فلسفه جغرافیا است که آن هم متاسفانه بسیار ناقص و سرهم بندی شده آموزش داده می شود و دیگر هیچ. به نظر می رسد ضعف بزرگی در این رشته علوم انسانی وجود دارد که یک دانشجو یا پژوهشگر جغرافیا تعریف درستی از انسان و رفتارهای مکانمند انسان ندارد در جغرافیا و خصوصا جغرافیای انسانی، مسائلی از این دست که چرا انسان ها در مکان های متفاوت زندگی می کنند؟ چرا انسان ها تعلق هویتی به مکان زندگی خویش پیدا می کنند؟ از لحاظ فلسفی نمود مکان در ذهن انسان ها چگونه است؟ ووو کاملا در حاشیه قرار دارد و این برای علم جغرافیا که موضوع خود را مطالعه مکان و رفتار مکانمند انسان تعریف کرده است نقطه ضعف قابل توجهی به حساب می آید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 مهر 1390 10:13 ب.ظ
علم جغرافیا باید در وهله اول به مکان بپردازد،سپس رابطه انسان و محیط طبیعی را بررسی کند.
جغرافیا علم مکان است و همین امر عامل تمایز این رشته و دیگر رشته های علوم انسانی است..
آقای حلاج واقعا قدرت قلم خوبی دارید و مطالب وبلاگتون قابل تأمل و خواندنی
براتون بیشتر از پیش آرزوی موفقیت می کنم
وحید حلاجمرسی خانم رها من هم متقابلا براتون آرزوی موفقیت می کنم
دوشنبه 25 مهر 1390 10:13 ق.ظ
درود بر آقای حلاج . وبلاگتون بسیار عالی بود سپاسگذارم.به امید پیشرفت روز افزون شما
وحید حلاجمرسی لطف دارید امیدوارم که باز هم به این وبلاگ بیائید
یکشنبه 24 مهر 1390 09:25 ب.ظ
بی شک یکی از عوامل تاثیر گذار در رفتار و کنش انسان محیطی است که در آن زندگی می کند، چه یک فرد در یک محیط بسته و سنتی ممکن است رفتارهایی را ازخود بروز دهد که همان فرد در محیطی دیگر با تعاریفی متفاوت رفتاری دیگر...این مسئله در میان مردم این سرزمین هم نمادی عینی دارد، اینکه مردم کویر مردمی سخت از نظر درونی و برونی و البته سخت کوش ( و شاید مثال عینی اش فردوسی که از خطه خراسان است و شعر های حماسی می سراید) و مردم در سرزمین گل و گیاه و درخت، مردمی با رفتار و منشی متفاوت ( شاعرانی چون نیما از خطه شمال و سعدی و حافظ از شیراز)...به هر حال به مطلب قابل تاملی اشاره کردید...ممنون
وحید حلاجبا نظر شما موافقم اما به نظرم باید عمیق تر به این نوع مسائل نگاه کرد و از حالت توصیف صرف باید خارج شد مطمئنا تفاوت های مکانی در رفتار آدمی تاثیر بسیار زیادی داره اما فکر می کنم که حداقل درباره ایران، پژوهش های انجام شده شایسته بزرگی موضوع نبوده
شنبه 23 مهر 1390 09:04 ب.ظ
سلام
بعد از تحولاتی كه در غرب در حوزه علوم مختلف بود كه به قول بزرگی نگرش انسان را به عالم و آدم عوض كرد اساسا انسان محور شد و هر آنچه مربوط به انسان بود اصل قرار گرفت
حتی خدا هم در نسبت با انسان معنا شد و از نسبت خدا و انسان بحث شد
علم جغرافی هم طبعا باید همین مسیر را طی كند و مكان پس از این تحولات در نسبت با انسان باید معنا دار و مورد مطالعه قرار گیرد
وحید حلاجکاملا موافقم
شنبه 23 مهر 1390 07:34 ب.ظ
http://mohitgeo.blogfa.com/post-4.aspx

سلام وحید....
علم جغرافیا، از طریق تفکر و کاربرد، جهان ما رو شکل می ده و جغرافیدانان به منزله متخصصین محیط جغرافیایی...راهگشا...برنامه ریز... هدایت گر...کشتیبان... مشاهده گر....آموزش دهنده... منتقد و بالاخره زندگی بخش به مکانهای شناخته می شوند.
با تغییر شرایط اجتماعی، محتوای تعاریف جغرافیا هم تغییر میکنه.

اینم بگم که در دوران تحصیل دبیرستانم جغرافیا برام شیرین بود ولی از امتحانش خوشم نمیومد.....!
نمیدونم چرا


شنبه 23 مهر 1390 11:36 ق.ظ
سلام وحیدجون
هم جغرافی خوندی هم فلسفه ...پس
رخ بر افروز كه فارغ كنی از برگ گلم
قد بر افراز كز سرو كنی آزادم

تو وبلاگ خرمگس پست موخر و پستی كه راجعه به روشنفكری دینی بود از خرمگس سئوالاتی پرسیدم كه منتظر بودم شما هم راهنمایی كنید ولیكن بخت یار نبوده..
وحید حلاجحالا خرمگس رو نمیدونم ولی درباره من به کاهدونی زدی مجید جان چون برای اون سولاتی که پرسیده بودی من تقریبا هیچ جوابی ندارم ( تقریبا رو واسه قشنگی جمله آوردم درستش اینه که دقیقا هیچ جوابی ندارم)
شنبه 23 مهر 1390 11:20 ق.ظ
درود بر حلاج عزیز،عزیز از ان رو كه به زعم من بدون اغراق شیك می نویسی وبلاگت بسیار دلنشین بود برایم،دو ماهی است كه ملغمه ای دارم به اسم وبلاگ امیدوارم ببینی و نقد بگذاری .نوشته هایت را كه دیدم از قدرت قلمت شرم كردم كه بگویم وبلاگ نویسم اما من هم مثل شما شدیدن معتقد به اصلاحم نه انقلاب مثل شما سال هاست نشریات تیم قوچانی را مطالعه می كنم وبه تازگی اسمانشان را البته من در شیوه ی اصلاح ورزی اندكی متفاوت با شما عمل میكنم در شرایط گذار ودر جامعه ای كه هنوز هم باور های سنتی غالب رفتار را شكل می دهند ما برای پیشبرد اصلاحات ابزارمان بیشتر مكتوبات است تا اینترنت ،اسمان نیاز امروز است بودنش نماد تغییر ،من پسندیدم شیوه ی اسمان را البته نه به اندازه شهروندوتجربه اما بیشتر از مهرنامه چون ضریب نفوذ مهرنامه فقط محدود به قشر خاصی است اما اسمان را شاید دیگرانی كه متفاوت فكر می كنند هم بخرند چندین و چند نوشتارت را پسندیم تمایل دارم كه در فضای تبادل نظر باشم اگر شما استقبال كنید،در ضمن شاید اگر وبلاگم را ببینی قدری چیپ به نظرت اید اما به زعم خودم بزرگترین هدفم در وبلاگ جذب حتی یك نفر برای ارتقای اندیشه اش با مطالبی كه غالبن كوتاه است كه شاید تین ایجری یا چت باز های نوجوان از بریده كتاب یا از ترانه ای كه گذاشته خوشش اید و فضای فكری اش تكان بخورد ما در شرایطی هستیم كه به پل نیازمندیم پلی بین روشنفكران وعوامی كه حرف هم را نمی فهمند
وحید حلاجسلام دوست عزیز
از این که وبلاگ پرگار ور خوندید و پسندیدید واقعا خوشحالم... اما در مورد آسمان؛ من نظر شخصی خودم رو گفتم و هیچ توصیه جمعی نکردم علایق شخصی من به مرور از بحث های سیاسی به بحث های فلسفی، ادبی تغییر پیدا کرده بنابراین نوشتارهای شهروند امروز با سردبیری رضا خجسته رحیمی رو که در فضای روشنفکری بیشتری قلم میزد و سعی میکرد از بحث های روزمره سیاسی دوری کنه بیشتر دوست داشتم تا نخستین شماره نشریه اسمان روغ و این یک نظر سلیقه ایه با این حال من هم مثل شما از تولد هر نشریه جدیدی خوشحال میشم و از توقیفش ناراحت. و از صمیم دل آرزومندم که فضای باز سیاسی آنقدر وجود داشته باشه که نشریات واقعا بتونند هرچه که می خواهند بنویسند و از توقیف و لغو امتیاز هم نترسند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر