تبلیغات
پرگار - قالیباف؛ اتفاقا ولایی بود
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 27 مهر 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

چند روز پیش در یکی از سایت های اشتراک لینک، لینکی با عنوان "آیا قالیباف ولایی است؟؟؟" دیدم و خواندمش. نویسنده مطلب در پی اثبات این بود که قالیباف در خط ولایت نیست و این عکس ها را هم شاهد مثال آورده بود که در تابلوهای قدیمی قبل از نام کوچه اسم شهید درج شده بود و در تابلوهای جدید عنوان شهید حذف شده و فقط نام کوچه باقی مانده بود. نویسنده با نشان دادن این عکس و با استدلالی که من خلاصه اش را آوردم می خواست ثابت کند که قالیباف ولایی نیست.

اتفاقا فردای آن روز برای کاری به ولنجک رفته بودم از بلوار بهزادی که پیچیدم به سمت جنوب تا برسم به میدان تجریش دیدم در خیابان اعجازی هستم بلافاصله به یاد مطلب وبلاگ فوق افتادم از روی عمد تمام تابلوهای مسیرم - که اتفاقا تابلوهای طرح جدیدبودند- را نگاه کردم تا ببینم آیا عنوان شهید دارند یا خیر. بلا استثنا تمام تابلو ها عنوان شهید داشتند و بر روی  تمامشان نوشته شده بود " خیابان شهید اعجازی".

من نمی دانم که در مورد بقیه تابلوها هم همین مورد صادق است یا خیر. و نمی دانم که نویسنده وبلاگ که این مطلب را نوشته آیا واقعا دست به تحقیق زده یا از جایی دیگر کپی کرده. و نمی دانم که آیا کسی که این مطلب را ساخته و پرداخته در پی چه نیت و هدفی بوده و برایم هم مهم نیست که آیا قالیباف ولایی هست یا ولایی نیست اما آنچه برایم مهم است این است که جایگاه اخلاق در این میانه کجاست؟ چطور شخصی به خود اجازه می دهد و چگونه خود را توجیه می کند که برای هر هدفی - تاکید می کنم: برای هر هدفی - نسبت دروغ به شخصی ببنند و شخصیت او را تخریب کند؟

مطمئنا این تنها نمونه کوچکی از بی اخلاقی بسیار رسانه های جمعی در جامعه کنونی ماست این بی اخلاقی هم مختص به یک طیف یا جریان خاصی نیست تا جایی که من توانستم استقرا کنم دروغ ها و یکجانبه دیدن های رسانه ای در تمام طیف های سیاسی وجود دارد البته در برخی بیشتر و در برخی کمتر.

به نظرم می آید که از مهمترین علل این بی اخلاقی ها تقدیس قدرت سیاسی در ایران امروز باشد. باوری تاریخی در جامعه ما وجود دارد که برای انجام دادن هر کاری باید صاحب قدرت سیاسی بود و تا قدرت سیاسی وجود نداشته باشد نمی توان کاری از پیش برد. بنابراین باور کسانی که ایده ها و عقاید خود را حق و درست می پنداشتند برای گسترش ایده ها و عقاید خود، راه چاره را در بدست گرفتن قدرت سیاسی می دانستند و هنوز هم می دانند و بنابراین سعی وافر در بدست گرفتن آن داشتند در این میان رسانه ها البته نقشی درخور می یافتند از آن روی که قدرت تبلیغ داشتند و می توانستند افکار عمومی را جهت دهند و به نفع خود بکشانند حال در این میان اگر دروغی هم گفته شود تا رقیب سیاسی از پای درآید چه باک. هدف رسیدن به قدرت برای جاری کردن عقاید و باورهای "برحق" است حال در این میان مگر چند نفر پیدا می شوند که اتفاقی گذرشان به خیابان اعجازی در ولنجک بیفتد تا تابلوها را به دقت بنگرند و ببینند که نخیر؛ اتفاقا شهردار تهران مردی ولایی ست و تصویر آن نوشته، تبلیغ ناراستی بیش نبوده است.





نوع مطلب : یك عكس، یك سخن، اخلاق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:41 ب.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how could i subscribe for a blog website?
The account aided me a acceptable deal. I had been tiny
bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 03:15 ق.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice while you amend your site, how could i subscribe for a blog web site?
The account helped me a acceptable deal. I had been a little bit acquainted of this your
broadcast provided bright clear idea
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:47 ق.ظ
My brother recommended I might like this website. He was totally right.
This post actually made my day. You can not imagine just how much time I had spent for this info!
Thanks!
دوشنبه 28 فروردین 1396 04:12 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.

Look advanced to more added agreeable from you! However, how can we communicate?
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:18 ب.ظ
Hey there, I think your site might be having browser compatibility
issues. When I look at your website in Firefox, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it has some
overlapping. I just wanted to give you a quick heads up! Other then that, great blog!
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:31 ق.ظ
Wonderful article! That is the type of information that are supposed to be shared around the web.
Shame on Google for no longer positioning this publish higher!
Come on over and seek advice from my web site
. Thanks =)
سه شنبه 3 آبان 1390 05:28 ب.ظ
سلام ,ولایی بود؟ یعنی دیگر نیست؟
واصلا ولایی بودن چه ربطی دارد به عنوان شهید را از نام کوچه ای حذف کردن؟ به نظر می رسد نویسنده آن متن برای اثبات ولایی نبودن دکتر قالیباف علاوه بر اینکه اخلاق را رعایت نکرده بلکه معیاری که برای نیل به این مدعا انتخاب کرده است هم بیشتر به نوعی تعصب بی ربط شبیه است تا به دلیلی منطقی.
وحید حلاجسلام
تیتر مطلب کنایه ای بود به نوشته وبلاگ کذائی وگرنه من هم با شما موافقم که اسم شهید را حذف کردن، ربطی به ولایی بودن یا نبودن ندارد. فارغ از این که به نظرمان ولایی بودن خوب باشد یا نه؛ من جسته و گریخته از کسانی شنیده ام که قالیباف شخصی به شدت ولایی است و در ولایی بودنش هم ظاهرا صادق است
یکشنبه 1 آبان 1390 04:07 ب.ظ
بدبخت قالیباف دیواری کوتا تر از دیوار اون ندیده؟یارو تازه کار بوده هاااااااااا گیر داده به این والا اگه مث داش حسین شریعتمداری که تو این کار موسفید کرده بود میزد به کسب وکار موسوی یا کروبی یا چمیدونم هرکسی که امروز شده منفور حضرات آیات عظام !!!و جمرات شیطان تا ایادیش کور کورانه رمی اش کنن غافل از اونکه این راهی که میرن به ترکستانم نیست به گورستانه همیشه پشت ماشین قراضه ها یه جمله میخوندم ومیخندیدم به نوشتش الان میبینم چقد یکیش به این کارا میخوره مردی نبود فتاده راپای زدن
یکشنبه 1 آبان 1390 01:58 ب.ظ
الا ای طوطی گویای اسرار
مبادا خالیت شکر ز منقار
سلام برادر
وحید حلاجعلیکم السلام و رحمه الله
شنبه 30 مهر 1390 09:34 ق.ظ
شما که میدونی امروز نردبام بالا رفتن وترقی در ایران چیزی نیست جز تهمت زدن وفحاشی اونهم به کسانی که معمولا خیلی جایگاهی نزد رهبران ما!! ندارند .
وحید حلاجبله متاسفانه
جمعه 29 مهر 1390 06:53 ب.ظ
اصولا میتونیم اینجور ببینیم که در این جهان یکپارچه روابط دیالکتیکی برقراره
همانطور که سیاست میتونه به عنوان یک زیر ساختار عمل کنه و ساختارهای اقتصادی و فرهنگی را جهت بده ،که این قدرت اقتصادی در بسیاری زمینه ها اثر کننده و تعیین کننده است.
جمعه 29 مهر 1390 12:25 ق.ظ
با سلام. من دانشجوی ارشد الهیات هستم. قبل از هر چیز اگه می بینی که نظرم مرتبط با مطلب نیست، عذرخواهی می کنم.توی مطالب قبلی، در مورد سنت اعتراف و اعتراف نامه نویسی نوشته بودی. منم نظر دادم اما چون مطلبش مربوط به ماه های قبل بود، جوابی ندادی. لطفا، در این مورد هر چی اطلاعات داری یا کتابی و مقاله ای مخصوصا از آقای ملکیان داری، در اختیارم بذار. به خاطر اینکه در این مورد مشغول پایان نامه نویسی ام اما اطلاعاتی که موجوده، بسیار محدود و کمه. اگه کمکم کنی، لطف بزرگی در حقم کردی. منتظر جواب هستم. با تشکر.
وحید حلاجسلام دوست گرامی متاسفانه من منبع بیشتری به غیر از دو کتاب گفته شده در اون متن نمی شناسم و البته از یکی از دوستانم هم که اهل فلسفه بود پرسیدم ولی ایشون هم منبع بیشتری نمی شناخت
پنجشنبه 28 مهر 1390 06:09 ب.ظ
سلام دوست گرامی خسته نباشید

كوله ‌پشتی‌اش‌ را برداشت‌ و راه‌ افتاد. رفت‌ كه‌ دنبال‌ خدا بگردد؛ و گفت: تا كوله‌ام‌ از خدا پر نشود برنخواهم‌ گشت.نهالی‌ رنجور و كوچك‌ كنار راه‌ ایستاده‌ بود.مسافر با خنده‌ای‌ رو به‌ درخت‌ گفت: چه‌ تلخ‌ است‌ كنار جاده‌ بودن‌ و نرفتن؛ و درخت‌ زیر لب‌ گفت: ولی‌ تلخ‌ تر آن‌ است‌ كه‌ بروی‌ و بی‌ رهاورد برگردی.

راستی جایزه ویزه خداوند برای انسان ها میدونید چیه؟به همراه یه کلیپ دینی از استیو جابز به روزم

چهارشنبه 27 مهر 1390 08:35 ب.ظ
سلام
به نظر یكی از نقاط مورد تاكید دغدغه مندان این دوره این است كه به جای اصل قرار دادن سیاست،اصل را بر فرهنگ قرار دهیم
همیشه كار سیاسی راحت تر و جذاب تر بوده به خاطر همین این مشكلی كه اشاره فرمودید پیش میاد
ولی كار فرهنگی دیربازده و نیاز به سواد و مطالعه و سختی دارد
لذاست كه این باور پیش می آید كه
«برای هر کاری باید صاحب قدرت سیاسی بود و تا قدرت سیاسی وجود نداشته باشد نمی توان کاری از پیش برد.»
وحید حلاجاز این جهت با شما موافقم اما به نظرم میشه از یک زاویه دیگه هم نگاه کرد این که چرا بسیاری دوست دارند به قدرت برسند و عقاید خودشون رو در جامعه جاری کنند این نشانه ای از خود -محوری و یا خود-حق پنداری داره و این که هر کس یا هر گوهی در وهله اول فکر می کنه که عقایدی داره و بعد عقاید خودش رو حق می دونه و بعد وظیفه خودش می دونه که اون عقاید رو گسترش بده و بعد هم برای رسیدن به قدرتی که بتونه اون عقاید رو گسترش بده بسیاری از ارزش های اخلاقی رو قربانی می کنه؛ به نظر من فرهنگ گفتگو و عدم خود- محوری در جامعه ما بسیار کمرنگه به قول جغرافی دانان سیاسی جامعه ایران خصلتی تمرکزا گرا داره و از کثرت گریزانه
چهارشنبه 27 مهر 1390 06:51 ب.ظ
salam manam esmam elham hallaj hast
khoshhal misham ashna beshim
وحید حلاجسلام برای من هم یافتن هموطنی با فامیل مشترک البته خوشحال کننده است
چهارشنبه 27 مهر 1390 10:41 ق.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر