تبلیغات
پرگار - راهی به ترکستان
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 30 آبان 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

چند روز پیش تلویزیون ایران برنامه ای راپخش می کرد( متاسفانه نام برنامه را نمی دانم) که در آن 3نفر روحانی نشسته بودند که یکی از آن ها مجری و دو نفر دیگر عنوان کارشناس را داشتند و تعدادی دختر جوان که به نظر می رسید دانشجوی لیسانس باشند به عنوان پرسشگر حضور داشتند. ظاهرا روال برنامه بر این بود که موضوعی مطرح می شد و کارشناسان برنامه درباره آن توضیح می دادند و چند نفری هم از میان جمع، سوالاتی می کردند و کارشناسان پاسخ می دادند و برنامه تمام می شد. موضوعات هم، موضوعات و مسائل روز مانند حقوق زنان، نابرابری دیه میان زن و مرد، نابرابری ارث و ... بود.

تا جایی که من برنامه را نگاه کردم و البته بعد از آن هم یکی دو بار دیگر این برنامه را دیدم به نظرم آمد که چند نکته قابل ذکر باشد:

نخست: این که این برنامه و بسیار برنامه های شبیه به این، آن مثل معروف را به یاد می آورد که می گوید " خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی"؛ دو نفر کارشناس که هر دو روحانی هستند و حتی مجری برنامه هم شخصی روحانی است و مهمانان دختر برنامه که همگی آن ها جوانانی کم سال و همگی هم پوشش چادر داشتند ( در این جا اصلا قصد ارزش گذاری ندارم منظور من این است که دختران کم سالی که پوشش چادر داشته باشند به احتمال قریب به یقین با احکام سنتی اسلام، مخالفتی آن چنانی ندارند و سوال هایشان هم سوالاتی چالشی نیست کما این که نوع سوالات هم این را نشان می داد.)

دوم: اجرای سخیف مجری برنامه بود که تمام سعیش را می کرد که امروزی باشد و گه گاه تگه ای می پراند و یا شوخی ای می کرد که به نظر من در شان کسی که ملبس به لباس روحانیت است نمی باشد.

سوم: کسانی که به عنوان مهمان حضور داشتند و قرار بود از کارشناسان سوال بپرسند نمی توانستند مباحث را عمیق تر مطرح کنند و موضوعات را به چالش بکشند بنابراین اگر هم سوالی می پرسیدند سوالی کلیشه ای بود که پاسخ کلیشه ای را هم به دنبال داشت مثلا در باره نابرابری دیه، خانمی پرسید که چرا دیه زن و مرد نابرابر است ( سوالی به غایت کلیشه ای و خام) و روحانی کارشناس هم جواب داد که چون خداوند مسئولیت مالی خانواده را بر عهده مردان گذاشته و اگر مردی بمیرد یا ناقص العضو بشود نان آور خانواده صدمه دیده است بنابراین دیه دو برابر تعلق می گیرد اما چون زن این مسئولیت را ندارد پس دیه آن هم نصف است و قس علی هذا ( جوابی که بار ها و به طرق گوناگون در روزنامه ها و کتاب ها خوانده ایم و از رادیو و تلویزیون شنیده ایم) در صورتی که اگر آن دختر می خواست یا می توانست، قادر بود که سوالات عمیق تری را بپرسد و کارشناس را به چالش بکشد. اما ظاهرا قرار بر این بوده که سوالی بشود و پاسخی داده شود نه که این مبحثی دینی به چالش کشیده شود.

چهارم: من نمی خواهم همه را به یک چوب برانم در میان روحانیون هستند کسانی که بری از خصلتی که می خواهم بگویم هستند ( مانند دوست طلبه خوبی که که منت می گذارد و این وبلاگ را می خواند) اما به هر حال اکثر روحانیون عادت کرده اند که پرسشی بشنوند و پاسخی بگویند و مطمئن باشند که پاسخ درست را داده اند و شخص را ارشاد کرده اند. کافی است اندک جستجویی در سایت ها و وبلاگ ها بکنید و ببینید که چند صد طلبه، وبلاگ درست کرده اند و یا سایتی به راه انداخته اند اما روال کارشان مانند منابر قدیمی و دفاتر استفتائات است طوری می نویسند و طوری می گویند که انگار همه چیز دان هستند و و ظیفه شان برطرف کردن شبهه هاست. اصلا اگر دقت کرده باشید بسیاری از روحانیون خودشان را "عالم" می دانند و باقی مردم را "عوام" می خوانند. در دوران گذشته، این موضوع صادق بود اکثریت قریب به اتفاق مردم بی سواد بودند و این روحانیون و عالمان دین بودند که سواد داشتند و می توانستند بخوانند و بنویسند اما در این روزگار اینطور نیست روحانیون حداکثر متخصصانی هستند در کنار دیگر متخصصان، یکی متخصص اقتصاد است دیگری جامعه شناس است یکی متخصص برق است و یکی هم متخصص فقه است. اما متاسفانه باور تاریخی به "عالم" بودن خودشان و "عامی" بودن دیگران باعث شده تا به دیده تحقیر به دیگران بنگرند. کافی است شما بنشینید و با یک نفر روحانی درباره موضوعی بحث کنید مطمئن باشید در آخر اگر عصبانی نشده باشد به شما خواهد گفت " که عزیزم شما در این زمینه تخصص ندارید و نمی دانید چه می گوئید باید بروید سال ها درس حوزوی و فلان کتاب ها را بخوانید تا بتوانید بحث کنید" و اگر هم عصبانی شده باشند با شما با کلماتی مثل "شما غلط می کنید " برخورد خواهند کرد.

برنامه فوق هم مانند تمام برنامه های دیگر از این دست، برنامه ناموفقی خواهد بود از آنروی که واقعیات را نادیده می گیرد. در جامعه امروز، شبهه های بسیار جدی درباره احکام سنتی و فقه سنتی مطرح است و اتفاقا منتقدان دلایل و مواضع قوی هم دارند. صدا و سیما به جای این که بیاید از صاحبنظران منتقد فقه سنتی و از صاحبنظران موافق فقه سنتی دعوت کند تا بنشینند و به طور جدی و عمیق مباحث را مطرح کنند و هر دو هم به نتیجه بحث پای بند باشند و نه این که هدف برنامه از ابتدا پیروزی فقه سنتی باشد؛ آمده است چند نفر دختر دبیرستانی و دانشجوی کم سن و سال و مذهبی را گرد آورده و دو نفر روحانی ( که البته لقب دکتر هم دارند بعضا) و یک مجری لوس با اجرای سخیف ( که مثلا جوانان را جذب کند) و هدفش هم این است که از "اسلام اصیل" شبهه زدایی کند. این برنامه و اصولا این نوع نگاه کردن به موضوعات، راه به جایی نخواهد برد کما این که تا به الان هم نبرده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 18 آذر 1390 12:55 ق.ظ
سلام
قشر روحانی که این رذیله اخلاقی رو کمتر از قشرهای دیگه دارن ولی چون روحانی هستند بیشتر به چشم میان
به عنوان مثال وقتی به مطب یک پزشک میری اصلا حقی نداری سوال کنی و چرا و چگونه بگی چون اگه بگی یکدفعه از کوره در میره و با عصبانیت میگه : پس تو بیا جای من بشین دیگه... و یا مثلا شما به هیچ وجه نمیتونین به مهندس ناظر ساختمونتون اعتراض بکنین که چرا به فلان جای ساختمون من ایراد میگیری
و قس علی هذا
وحید حلاجمن البته نمی فهمم کمتر دارند یا بیشتر دارند یعنی چه و میزانی هم ندارم که مقایسه کنم اما به هر حال با شما موافقم که اکثر متخصصان بای نحو دچار این رذیله هستند اما نکته ای که اینجاست این است که ادعای آن متخصصان تنها در حوزه تخصصیشان است اما روحانیت ادعا می کند که نسخه ایشان، سعادت این جهانی و آن جهانی را به دنبال دارد و از این نظر اصلا قابل مقایسه با اصناف دیگر نیست
چهارشنبه 2 آذر 1390 07:11 ق.ظ

آیا حقیقتا ما تنهاییم
سلام و وقت بخیر
با مطلبی جدید به روزم و منتظر حضورتون
موفق باشید
چهارشنبه 2 آذر 1390 07:11 ق.ظ
سلام آقا وحید
اتفاقا یكی دو قسمت از این برنامه را دیدم
1.یكی از تقسیم بندی های اشتباه كه شده تقسیم بندی هاست مثلا عوام تو حوزه این اصطلاح خیلی شنیده می شه
این عوام همه كارها را خراب كرده یعنی من به صرف چند سال درس و بحث خاص هستم و بقیه عوام
پیش فرض اشتباه این عده را هم كه می دانید
اینكه همه حقیقت در چنگ من است و ایها الناس بیایید تا به شما هم یاد بدهم
2.در مورد این برنامه البته باید دید بر چه اساسی كار شده است گاهی یه برنامه فقط برای اقناع مثلا بچه دبیرستانی هاست و اساسا برای همین قشر كار شده است
انتظار بیشتر نمیشه داشت
وحید حلاجسلام از جهتی حق با شماست ولی من فکر می کنم که اخلاق و انصاف حکم می کنه که انسان در پی حقیقت باشه و نه در پی اقناع، حال چه اقناع کودکان و چه اقناع بزرگترها
دوشنبه 30 آبان 1390 11:53 ب.ظ
فوتبال ما همینه!!!!!!!!!!!
دوشنبه 30 آبان 1390 11:26 ب.ظ
سلام وجید جان
امیدوارم دیگر امثال این نوشته را به عنوان مطلب در وبلاگت نبینم...
من كه غیبتت را بر اظهار نظری اینچنینی ترجیح میدهم
این نوشته ها بنظرم ارزش قلم شما و وبلاگ شما را ندارند..
نظرم رو گفتم و شاید از نظر شما اشتباه باشد
چه كنیم عادت كردیم ازت مطلب چالش برانگیز بخونیم یا دغدغه های اگزیستانسیال نه این مطالب كه بر سر هر كوی و برزن یافت می شود
وحید حلاجسلام آقا مجید
اتفاقا امثال این مطالب که به قول شما در هر کوی و برزن یافت می شود مهم است من خوشحال می شوم که این مطالب آنقدر فراگیر بشود که در هر کوی و برزن شنیده بشود ولی با این حال به نظر من اینطور نیست و عوام زدگی و دگم اندیشی در اکثر دینداران ما به غایت یافت می شود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر