تبلیغات
پرگار - نه در نعمت نه در نقمت
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 13 دی 1390 :: نویسنده : وحید حلاج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 3 بهمن 1390 10:25 ب.ظ
من فکر کنم یه مرحله از شما عقب ترم، آخه چشمه اشکم خشک شده واسه اینکه نمیدونم آدمایی که دم از اعتقاد به آخرت میزنن، دم از ایمان به پیامبری که گفته مرگ گذر از یک حیات به حیاتی برتر و بالاتره، اصلا چرا برای مرگ عزیزانشون اندوهگین میشن؟؟؟ مگر اینکه قبول کنیم این حس تنها از خودخواهی ما انسانها سرچشمه میگیره...
آقا وحید، فکر میکنم تجربه این دنیای کاملا مجازی زود باشه واسه اینکه تصمیم بگیری به نیستی و نابودی... چیزی که مسلمه اینه که ما الان هیچ ایده روشن و واضحی از "حیات" واقعی نداریم، فقط میتونیم امیدوار باشیم که با مرگ بتونیم به حقیقت برسیم!!!!! (خودمم به حرفایی که زدم شک کردم!! خیلی باحاله)
وحید حلاجخب پرواضحه که نظر من با توجه به خصوصیات الانمه اگه قرار باشه در زندگی پس از مرگ یک جور دیگه باشم و با خصلت های دیگه کاملا طبیعیه که نظرم و تفکراتم هم چیز دیگه ای باشه
جمعه 16 دی 1390 12:00 ق.ظ
جیغ و جار حروف :
http://horuf.blogfa.com
پنجشنبه 15 دی 1390 04:03 ب.ظ
وحید عزیز !
نمی دانم چقدر جدی و واقعی به این موضوع فکر کرده ای ...
در اثر ملالت و دلزدگی از تکرار بی رحمانه روزهای خشک و بی روح، چنین احساسی به آدمی دست می دهد.
شاید این احساس تو ناشی از دست و پنجه نرم کردن هر روزه ات با مسائل دشوار و بعضا لاینحل فلسفی باشد .
فلسفه خوب است اما لذت حیات را از آدمی می گیرد ... شاید دردآورتر از تردید مدام چیزی نباشد .
پیشنهاد می کنم چندی فارغ شو از مصاحبت با عقل و هم خانه با دل شو.
چندی به چیزی میندیش ...
...
چه می گویم؟! چه میدانم...؟!
کامنتی نوشته ام ذیل پست "آیه"در وبلاگ "جیغ و جار حروف"...
خواندنش شاید بی ضرر باشد.
وحید حلاجسلام هادی عزیز
اتفاقا بیزاری من از جاودانگی نه به خاطر ملالت است نه سرخوردگی نه دلزدگی نه خستگی از دست و پنجه نرم کردن با فلسفه... بیزاری من از جاودانگی دقیقا به خاطر خود جاودانگی است این که تو هیچ پایانی برای خودت متصور نباشی و همچنان باقی بمانی متاسفانه فعلا نمی توانم این ادعایم را صورت بندی منظم و دقیق بکنم ... اگر بتوانم فارغ شوم که زهی سعادت اما نمی توانم؛ آدرس وبلاگ را ایکاش می گذاشتی دوست عزیزم
پنجشنبه 15 دی 1390 10:08 ق.ظ
سلام

اگر بخواهیم از نگاه درون دینی به این مطلب بپردازیم یکی از مباحثی که
به ان اهمیت فراوان داده شده بحث وجود است وانسان خواهان جاودانگی بگونه ای که می فرمایند در اخرت به کافران ندا میدهند اگر میخواهید شما را نیست میکنیم میگویند حاضریم عذاب بکشیم اما وجود داشته باشیم.ترس ما ناشی ازجهل و عمل ماست
وحید حلاجسلام دوست عزیز
فکر می کنم همین که من و کسان دیگه ای جاودانگی رو نمی پسندند مثال نقض خوبی برای گفته شما باشه
پنجشنبه 15 دی 1390 08:09 ق.ظ
سلام وحید جان ، نمی خوام بحث دینی راه بندازم ؛
ولی اگه ما شرایطی كه داریم (طرز زندگی دنیوی) رو مقایسه با زندگی جاوید اخروی كنیم شاید این حس برای همه باشه ؛
ولی به نظر من این زندگی دنیایی ست كه تكرار داره و آدمو خسته می كنه ، فكر می كنم یك فرقی داشته باشه زندگیه اخروی و اینكه چون در اونجا (بهشت) خیلی از حس های خسته كننده ی روح رو نداریم زندگی برامون ایده آل باشه و بودن در ابدیت هم اذیتمون نكنه..
وحید حلاجسلام اقا سید
خب البته این بحث دیگه ای مسلما من الان دارم با علایق و خواسته های الانم حرف می زنم ولی اگه خواسته های یا احساسات تغییر کنه خب اونوقت شرایط فرق می کنه
چهارشنبه 14 دی 1390 07:43 ب.ظ
سلام
یکی از دغدغه های انسان ها همین جاودانگی است
جالب اینجاست که برخی ،معتقدند انسان به این دلیل از مرگ می هراسد که نکند بعد از مرگ معدوم شود


وحید حلاجسلام
ولی کسانی هم بده اند در طول تاریخ که از جاودانگی بیزار بودند اگه اشتباه نکنم " گوته " هم جزء همین دسته بود
چهارشنبه 14 دی 1390 08:22 ق.ظ
سلام آقا وحید ؛
امروزها بحث های خوبی در وبلاگت راه اندازی و خوشحالم كه می تونم بیام و بخونم و نظر بدم ..
به نظرم اكثر انسان ها جاودانگی رو می پسندند و اینكه بعضی ها نمی خواهند جاودانه باشند شاید بخاطر شرایط زندگی ای ی كه دارند یا شاید هم از عاقبت كارهایی كه كردند می ترسند..
اینها نظر منه و فقط و فقط در قالب یك نظره نه چیز دیگه...
وحید حلاجسلام سید جان
البته این که من جاودانگی ابدی رو دوست ندارم به خاطر علت هایی که شما اشاره کردی نیست به نظر من نفس جاودانگی وحشتناکه این که همیشه و الی الابد باقی بمونی و هیچ پایانی برات متصور نباشه
سه شنبه 13 دی 1390 11:45 ب.ظ
کاش یکی از ما میپرسید که اصلا میخوایم باشیم یا نه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.