تبلیغات
پرگار - بسی رنج بردیم...
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 18 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید حلاج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 بهمن 1390 08:04 ب.ظ
سلام آقا وحید
کتاب رو دارم میخونم...فوق العاده است. جلد اول رو امشب تموم میکنم.عصیان رو خوندم.
همیشه وقتی سئوالی برام پیش میاد دوست دارم با توجه به اطلاعاتی که دارم بدون درنگ بهش پاسخ بدم.گاهی هم میشود که پاسخی برای سئوال ندارم.دنبال جوابش نمیرم.میذارم یه مدت بگذره ..خود به خود جواب پیدا میشه..اون موقع اگه جواب خراب بود...میرم دنبال جواب درستش.
اما بعد
آقا وحید من هم اخلاق نسبی بودن رو با سواد اندک خودم نمیتونم بپذیرم و از شما می پرسم چرا اخلاق نسبی نیست؟ اگر اخلاق نسبی نباشد یعنی قوانین خدا یا بنحوی دیگر بگوییم قوانین حاکم بر طبیعت نسبی نیست
نسبی بودن به منزله آن نخواهد بود که در هر شرایطی معادله ما جواب یکسان میگیرد.بلکه به معنای آن است که در شرایط 1 جواب 1 و در شرایط 2 جواب 2 حاصل خواهد شد. نه آنکه در شرایط 1 گاهی جواب1 و گاهی 2 حاصل شود.
"بنای جهانی را بگذارم که در آن کودکی بیگناه رنج بکشد کودکی آزار ببیند و هیچ راه دفاعی هم برای خود نداشته باشد." سئوال. آیا خدا خواسته که کودک رنج بکشد؟ مادر و پدر کودک به او رنج میرسانند...آیا خدا مادر و پدر کودک را قرار داد که او را رنج بدهند؟ پس چرا خدا در پدر و مادر توانایی رنج دادن فرزندش را قرار داد؟آیا بدون توانایی رنج دادن فرزند.توانایی محبت کردن به فرزند زیبا و لذت بخش خواهد بود؟
نمی دونم خوب توضیح دادم یا نه.ولی بنظر من این رنج نه سبب رد خداست و نه سبب بی عدالتی(اگر آخرت را بپذیریم.نمی دانم دوستان می پذیرند یا نه.اگر نه که .بحث چیز دیگری است)
راستی این توضیح نبود.مجموعه سوالی است که جواب هایش توضیح خواهد بود.خواهش میکنم اگر نقد میکنید سئوال رو بعلاوه جواب از زبان خودتان بنویسد و آنگاه نقد را وارد کنید
وحید حلاجسلام مجید جان
1- آره من هم قبول دارم؛ فوق العاده است
2-خب تعریفی که از نسبی بودن مد نظر من هست و فکر می کنم که تعریف غالب هم همینه اینه که نسبی بودن با توجه به انسان های مختلف؛ یعنی اخلاق نسبت به انسان های مختلف و گروه های انسانی مختلف متفاوته؛ تعریفی که تو کردی و اخلاق رو نسبت به شرایط و وضعیت های متفاوت نسبی فرض کردی، به نظر من قابل دفاع هست و فکر می کنم که پذیرفتنیه 3- به همین مقوله شر پاسخ های زیادی داده شده مثلا یکیش این که برخی گفتن لازمه اخلاق وجود شره و اخلاق باعث تکامل و یا سعادت انسان می شه؛ یا این که لازمه آفرینش همچین نظامی با همچین انسان هایی که قوه عقلانی دارن؛ وجود شروره ووو همینی هم که تو گفتی توی این مقولات می گنجه اما سوال مهمی که ایوان کارامازوف می پرسه همینجاست اتفاقا: آیا سعادت نوع بشر، یا کمال اخلاقی نوع بشر؛ یا شناخته شدن خداوند؛ یا ... ارزش این رو دارن که به خاطر اون ها جهانی خلق بشه که در اون کودک بیگناهی که مستحق هیچ مجازاتی نیست؛ رنج بکشه؟ جواب این سوال از قدرت فاهمه من بیرونه واقعا؛
چهارشنبه 19 بهمن 1390 11:56 ق.ظ
سلام

فیلسوفان غربی مسیحی میگن اگه خداوند دلیل اخلاقی برای وجود شرور در عالم داشته باشه، شرور با رحمت مطلق، علم مطلق و قدرت مطلق خداوند سازگار میشه

در مورد پاسخ اولت به ارزیاب هرچند به هیچ عنوان قبولش ندارم اما ترجیح میدم وارد بحث نشم

پی نوشت 3 فکر کنم منظورت منم، من نامردی بهت کردم؟!
وحید حلاجسلام
نه منظورم به تو نبود خرمگس جان؛ تو اگه اخلاق رو قبول نداری ولی برای خودت دلایلی داری و آگاهانه هم این رو انتخاب کردی ولی کسانی که من اشاره کردم اصلا توی این وادی ها نیستن بلکه قبول نداشتن و رعایت نکردن اخلاق شده جزئی از مدل زندگیشون؛ یعنی اصلا مقوله ای به نام اخلاق براشون اهمیتی نداره که درباره اش فکر کنند که نسبیه یا مطلقه؛ ذهنی یا عینیه؛ خاص یا عامه ووو اینا مدل زندگی کردن بدون اخلاق درونشون در حال نهادینه شدنه و به خاطر همینم هست که میگم شاید عامدانه و عالمانه نیست رفتارشون
چهارشنبه 19 بهمن 1390 08:50 ق.ظ
باید خودتو آماده میکردی از قبل تا اینجور منفعل نشی.من از بیگانگان هرگز ننالم یادته؟که با من اونچه بی اخلاقی کرد وانتظارشو نداشتم اون آشنا کرد .عیبی نداره برخیزفدای سرت انگار نه انگار .این اقا ارزیاب همشهری منه از همین جا سلام .اراک
وحید حلاجبالاخره هرچی باشه آدم از دوستان و نزدیکانش انتظار بیشتری داره ولی ظاهرا این انتظارها بی جا بوده
سه شنبه 18 بهمن 1390 10:54 ب.ظ
سلام
---------------------------------به نام خداوند بخشنده مهربان---------------------------------
1- بگو پناه میبرم به پروردگار مردم
2- به فرمانروای مردم
3- به مبعود مردم
4- از شر وسوسه گر پنهان شونده
5- از آنکه در سینه مردم وسوسه میکند
6- از جنیان و آدمیان

سوره ناس 114
سه شنبه 18 بهمن 1390 09:15 ب.ظ
سلام آقا وحید
1.این مساله شر هم برای خود بحرانی است انقدر بحران شده که این روزها به عنوان یکی از دلایل عدم وجود خدا( ونه عدالت نداشتن خدا) مطرح می شود و از حالت یک شبهه به یک برهان جدی تغییر یافته
2.در مورد اخلاق به نظرم شدیدا تو جامعه کمبود داریم انقدر که می ارزد همه چیز را تعطیل کنیم و چند سالی چه در فضای آکادمیک و چه در عمل انرژی برای این بحران صرف کنیم
وحید حلاجسلام
1- من فکر می کنم که مساله شر نمی تونه برهانی بر علیه وجود خداوند باشه - حداقل از لحاظ منطقی - ولی به هر حال مسئله ای بسیار جدیه و پاسخی که بسیاری از فیلسوف ها و از جمله اکثر فلاسفه اسلامی دادن که « شر، عدمی است » شبیه شوخی می مونه؛ شر چه عدمی باشه چه نباشه اصلا مهم نیست مهم اینه که انسان هایی و شاید موجودات زنده ای در حال رنج کشیدن هستند
2-موافقم و عقیده دارم که باید هرچه در توانمون هست بذاریم برای اخلاق؛ اخلاق بسیار مهمه یه نقل قولی توی کتاب " معمای مدرنیته" بابک احمدی از ویتگنشتاین درباره اهمیت اخلاق اومده بود که به نظرم جالب اومد. ویتگنشتاین در یک کنفرانس که درباره اخلاق بود گفته بود که : " من فقط می توانم احساسم را به وسیله یک استعاره بیان کنم. اگر کسی می توانست کتابی درباره اخلاق بنویسد که به راستی کتابی درباره اخلاق باشد، این کتاب می توانست با یک انفجار، تمامی کتاب های دیگر در جهان را ویران کند"
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.