تبلیغات
پرگار - اى غزلواره پایانى دیوان نبوت
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : وحید حلاج




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 بهمن 1390 01:08 ق.ظ
چرا تخته کردین.حالا که من تو فکر نوشتن خاطراتم هستم شما وبلاگ خاطرات روزانه رو تخته کردین؟ پشیمون نشین بعدا!
وحید حلاجواقیتش یکم حوصله ام کم شده خیلی دست و دلم به نوشتن نمی ره
یکشنبه 30 بهمن 1390 01:04 ق.ظ
سلام.
وبلاگتونو دیدم.دلنشینه.
خوشحال میشم وبلاگ منم ببینید و لطفا در صورت امکان،با نام الماس طلایی لینک بفرمایید.ممنونم.موفق و سربلند باشید
شنبه 29 بهمن 1390 01:04 ب.ظ
سلام
وحید جان وقت بخیر
راستی یه نکته ای مطالبی که تو وبلاگ دین پژوهان طرح می شه همه اش از من نیست
فقط مطالبی نوشته خودم هست که با اسم خودم درج میشه
ممنون موفق باشید
وحید حلاجسلام
می دونم؛ و البته ظاهرا همکاران شما با شما تفاوت فکری مشهودی دارن از ظاهر نوشته ها که اینطور بی می آد
جمعه 28 بهمن 1390 02:11 ب.ظ
up نمی کنی؟!!
بروزم
دوشنبه 24 بهمن 1390 10:17 ب.ظ
نمینویسی ازین روزهای سرد بهمن ماه؟!
وحید حلاجچی بنویسم؟ امیدوارم با این که هوا بس ناجوانمردانه سرد است اما سرها در گریبان نباشد
یکشنبه 23 بهمن 1390 10:52 ق.ظ
باورم نمیشود.بعد از این همه احساسات و فکرهای مشترک در نقطه ای با هم آنقدر اختلاف که نه تضاد داشته باشیم.همیشه عمر چنین استدلال میکردم که وقتی افراد در دو تا زمینه هم فکر باشند در زمینه سوم حداقل متضاد نظر نمی دهند!هضم ش برایم سخت است.وحیدجان تو خودت نمیتونی این رو برای من خر فهمش کنی
باور کن بدجوری شکه ام..من آنقدر نادان و بقول دوستان کوچک هستم که جواب این سئوال رو ندونم ...وحیدجون فرضی که با اون زندگی میکردم لرزیده..میدونی یعنی چی...کمکم کن
وحید حلاجخب سعی می کنیم موضوع رو باز کنیم تو دقیقا برای من مشخص کن که کجای اون حرف غیراخلاقی بوده. اونطور که من فهمیدم این که "گوسفند" خطاب شده بودن از نظر تو غیراخلاقی بوده اگر اینطوره من قبول می کنم که لفظ گوسفند چندان مناسب نبود اما فحوای کلام کاملا درست بود شاید اگه به جای گوسفند از الفاظی مثل نادان، احمق، نفهم یا شبیه این ها استفاده می شد بهتر بود اما به هر حال مفهومی که از گوسفند به ذهن می آد نشان از معانی ای مثل احمق و نفهم و ... داره. اما اگه منظور تو از بی خلاقی بودن کل جمله و منظور شیدا باشه که با این برداشت تو کاملا مخالفم و در این مورد حق رو کاملا به شیدا می دم و از جمله ای که نوشته بود دفاع می کنم
یکشنبه 23 بهمن 1390 08:09 ق.ظ
تشکر که نظرمو برداشتی وحید عزیز...
چون بعضی افراد متهمم کردند به خیلی چیزا و همچنین بی اخلاقی....!!!
کاش خودشون یکم اخلاقو یادم میدادن....کاش وقتی دلشون شکست با لبه های تیز شکستش منو زخمی نمیکردن....
کاش درشتی منو با نرمی پاسخ میدادن...که اینست رسم بزرگان!
ممنون وحید.
وحید حلاجخب من از نظر تو اصلا بی اخلاقی برداشت نکردم و هنوز هم از اون نظر دفاع می کنم اتفاقا تعبیری که به کار بردی تعبیر درستی بود ایکاش که فضای اینجا امکان می داد که بتونم صریح تر صحبت کنم اما متاسفانه این امکان نیست دوست عزیزی هم که از این تعبیرات برداشت " بی اخلاقی " بودن کرده خوبه توجه کنه که من و تو و کسان دیگه چقدر از دست این جماعت رنج کشیدیم و باز در حال رنج کشیدنیم
شنبه 22 بهمن 1390 07:43 ب.ظ
«با ظلومان و جهولان و منوعان و جزوعان
مهربان باش چو بر حمل امانت بگمارى»

و ما ارسلناك الا رحمة للعالمین

وحید حلاجقطعا همینطوره
شنبه 22 بهمن 1390 05:19 ب.ظ
متاسفم
وحید حلاجولی من متاسف نیستم در ضمن با پدر زوسیما هم موافق نیستم
شنبه 22 بهمن 1390 10:23 ق.ظ
عیدت مبارک
کسی عید ما رو تبریک نگفت...نه تو نه اون مجید بدددددددد .....
وحید حلاجخب قضاش رو به جا می آریم. عیدت مبارک شیدا جان
جمعه 21 بهمن 1390 11:28 ب.ظ
سلام جانا.دیر اومدم عیدی خودم رو برگیرم ولی حلاوت عیدی از لب که و از دست که ...ما را مست و زمان را رام کرد
عیدت مبارک
وحید حلاجعید تو هم مبارک مجید جان
جمعه 21 بهمن 1390 07:58 ب.ظ
با اجازتون من اینو تو وبلاگم گذاشتم!
عیدتون مبارک
وحید حلاجمن چیکاره ام؟ صاحب این شعر دکتر سروش هست. عید شما هم مبارک دوست عزیزم
جمعه 21 بهمن 1390 07:19 ب.ظ
سلام و خسته نباشید به خاطر وبلاگ خوبت. اگه میشه لطفا منو لینک کن در لینک های مفیدت بعد بیا وبلاگ من نظر بده لینکت کنم
دستاوردهای انقلاب ایران
وحید حلاجسلام دوست گرامی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.