تبلیغات
پرگار - خسته ام؛ خسته
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 15 اسفند 1390 :: نویسنده : وحید حلاج

اول: هیچ وقت بنا نداشتم که قسمت نظرات رو تائییدی کنم اما متاسفانه چند روزیه که کسی یا کسانی کامنت های پر از فحش و ناسزا می گذارن.  من نمی دونم این شخص/ اشخاص، کیه/کی ان؟ و اصلا من چه کاری با اون انجام دادم؟ و به خاطر همین هم هست که واقعا از این کامنت های بی ادبانه گیج شدم . من دوست ندارم که زحمتی رو که سه سال هست کشیدم و این وبلاگ رو به اینجال رسوندم و دوستان خوبی پیدا کردم به وسیله کامنت های بی ادبانه این شخص یا اشخاص از دست بدم ؛ . بنا بر این با پوزش از دوستان عزیزم، مجبور شدم که حداقل تا وقتی که از شر این کامنت ها خلاص بشم، قسمت نظرات رو تائییدی کنم

دوم: این روزها از لحاظ فکری خسته ام و از مباحثه کردن ناامیدم؛ این روزها فهمیدم با دوستانی که فکر می کردم نزدیکی فکری دارم و نظراتم با نظرات اون ها شبیهه؛ فاصله های خیلی زیادی دارم به طوری که واقعا از نظر روحی خیلی خسته شدم و حوصله هیچ گفتگوی فکری و انتقادی رو ندارم؛ احساس می کنم که  اختلاف مبنا ها بسیار زیاده و کسانی به مبناهایی باور دارند که من نمی تونم اون ها رو قبول کنم و بنابراین نمی تونم حرفشون رو بفهمم و رفتارشون رو درک کنم... اگر دوستانی که با من مباحثه یا گفتگویی رو شروع کرده بودند و من از الان به بعد دیگه اون مباحثه و گفتگو رو ادامه ندم من رو ببخشند و بگذارند به حساب خستگی این روزهام

پی نوشت: این روزها شخص / اشخاصی پیدا شدن که می رن توی وبلاگ دیگران و از طرف من کامنت های فحش دار می گذارن من همینجا اعلام می کنم که هیچ وقت و در هیچ وبلاگی کامنت فحش دار نمی گذارم و دوستان لطف کنند این کامنت ها رو پاک کنند. من فقط می تونم اعلام تاسف کنم و البته اگه این رفتار از طرف اون شخص یا اشخاص ادامه پیدا کنه حتما از طریق قضایی پی گیری خواهم کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 اسفند 1390 12:18 ق.ظ
عشق های امروزی مثل دستمال کاغذی اند خیلی راحت رابطه ها شکل میگیره گرم میشه بعد یواش یواش به سردی میره و بعد هم اصلا همو فراموش میکنن
وحید حلاجهمیشه اینطوری نیست ولی خب در اکثر موارد همینطوره که شما می گید
یکشنبه 21 اسفند 1390 06:47 ب.ظ
سلام !!!!!!!!
وحید جان تو هم دشمن داری !!!!!!!!!؟؟؟
چیزایی آدم میبینه !!!!
...
آمارگیر حرفه ای که داری ... آی پی هاشونو بردار و پیگیری کن ...
...
عزیزم زندگی همینه ، بالا پایین داره ...
هر چی بیشتر سربالایی بری بیشتر اوج میگیری ...
آدمها رو هیچ وقت نمیشه شناخت ...
وحید حلاجسلام فیوهر عزیز
امیدوارم که کار به پی گیری آی پی و قضایای بعدیش نرسه؛ فقط چیزی که برای من جالب بود این بود که این آدم چرا این کار ها رو می کنه و چه دلیلی برای این کار داره. به هر حال ممنونم ازت
شنبه 20 اسفند 1390 09:52 ب.ظ
من اصلاً ازدواج و عشقو قبول ندارم عشق مال تو فیلمها و داستانهاست.............
چه برسه ازدواج و غریضه
متنفرم
از همه چی بدم میاد
برید خونه هاتون!!!!!!!!!!


ههههههههههههههه کلی خندیدیم
شنگول شدم وحید جون
وحید حلاجامیدوارم که یه زن خوب گیرت بیاد بعد معلوم میشه که ازدواج و عشقو قبول داری یا نه (:
شنبه 20 اسفند 1390 04:06 ب.ظ
???
وحید حلاج؟؟؟
جمعه 19 اسفند 1390 11:35 ق.ظ
دقیقا.....من هم همچین پسری در زندگیم بوده که درخواست هیچ رابطه ای نکرده و اول پست هم برای اون نوشتم.....برای اونی که پاک بود و پاک موند.....رفتو خودشم برگشت یه روزی....
پسرانی پیدا میشن با روحیه بسیار لطیف و متایفانه گیر دخترانی میفتن که خصوصیات مردونه درونشون بسیار یافت میشه.
در دوستان خودم بودن دخترانی که با سنگ دلی تمام رابطه رو قطع کردن....و وقتی پای حرفشون نشستم دلیل منطقی برام نیاوردن و خودم هم دعواشون کردم...بخاطر به بازی گرفتن اون پسر مقابلشون.
مثلا یکیشون گفت که از روی تنهایی با اون پسر بوده و دوستش نداشته.....تنهایی.
یا مثلا دختری بوده که برای فرار از چیزی با پسری بوده.....فرار از خانوادش.
یکی از دوستام با دوست پسر شیش سالش تموم کرد دو سه روز پیشو بی خبر رفت خارج از کشور!!!.....کلی دعواش کردم گفتم خودت که هیچی ،حالا میدونی اون پسر چی میکشه!....گفت فهمیدم به دردم نمیخوره اونی نیست که من میخواستم!
گفتم دختر خوب عزیز دل من حالا؟؟...بعد شیش سال؟؟...بعد وابسته کردن اون پسر؟؟....با اون روحیه لطیف اون پسر؟؟.....با اون همه رابطه نزدیکی که باهاش داشتی؟؟....خب چرا وابستش کردی؟
خودشم هیچ جوابی نداشت بده .....پسره رو میشناسم و حالا کلی حالش خرابه...تا حدی که شبا خونه نمیره.
وحید دوست گلم تا وقتی ازدواج نکردیم نباید وابسته و دل بسته کسی بشیم.....عشق خالصو آدم باید به زن و یا شوهرش بده که موندگاره.
وحید حلاجبا جمله آخرت خیلی موافقم
جمعه 19 اسفند 1390 10:28 ق.ظ
سلام وحید.
ازین انسانهای مریض هر از گاهی به تور آدم میخورن.صبر میباید کرد!
وحید منم خیلی خسته ام.به خیلی چیزا شک دارم.ذهنم مشوشه.فکر کنم خودت حالمو میدونی!
وحید حلاجآره جواد، خودمم دست کمی از تو ندارم
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:23 ق.ظ
این روز‌ها به هرکی می‌رسم ازین خستگی‌ها حرف می‌زنه .
شده عین روزایی که سخت بود برای من و دیگران نمی‌فهمیدن
حالا مث اینکه دیگران هم خودشون افتادن تو گود .
پنجشنبه 18 اسفند 1390 11:23 ق.ظ
سلام بر یاران موافق
وبلاگم به روز شده.تشریف بیاورید خوشحال میشوم
وحید حلاجسلام
چشم حتما
چهارشنبه 17 اسفند 1390 11:58 ب.ظ
سلام آقا وحید نبینم بد خواه مد خواهاتو............
عکس بده

عزت زیاد
!
وحید حلاجچاکرتیم آقا محسن
چهارشنبه 17 اسفند 1390 11:07 ب.ظ
سلام آقای وحید حلاج عزیز
برای امثال بنده که بخش اعظم پست های بسیار خوبتان را خوانده ایم و با توجه به روندی که بالاخص در این اواخر پیش گرفته اید ( غلبه دغدغه های اجتماعی برنگرش فردی / فلسفی ) که لاجرم به نقد وضع موجود و عاملان آن منجر میشود ، این لجن پراکنی ها طبیعی است. اگرچه می دانم تحمل آن برای انسانهای شریف و نیک سرشت دشوار است اما همانگونه که پیش از این به یکی از دوستان گفته ام انتظار از " مومنی" چون شما این است که اینگونه دشواری ها فربه ترتان کند ، همانگونه که از مولانا آموخته ایم :
هست حیوانی که نامش اشغرست / او به زخم چوب زفت و لمترست
تا که چوبش می‌زنی ، به می‌شود / او ز زخم چوب ، فربه می شود
نفس مومن ، اشغری آمد یقین / کو به زخم رنج ، زفت است و سمین ! – مثنوی
برایتان تداوم و تعالی مسیر را به دعا خواهانم.
وحید حلاجمن از این که خواننده های خوب و فرهیخته ای مثل شما دارم واقعا احساس غرور می کنم- ممنون
چهارشنبه 17 اسفند 1390 08:30 ق.ظ
منم وقتی جواب منطقی نداشته باشم فحش بدم؟ نه سکوت میکنم چون سکوت برای عالم زینت وبرای نادان پرده ای بر جهالتشه !!اتفاقا پیداست آدم تاثیرگذاری هستی که اینقدر بهت حمله کردن.در کل اینها مظهر این آیه قران هستند که :فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ
الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یَلْهَثْ پس مثل او مانند مثل سگ است كه اگر بر او حمله كنى یا نكنى، زبان خود را بیرون مى‏آورد.
وحید حلاجمرسی خیلی یادآوری خوبی بود این آیه: ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث... ممنون
سه شنبه 16 اسفند 1390 11:04 ب.ظ
سلام آقای حلاج
این چیزها در دنیای مجازی و به خصوص دنیای وبلاگ کاملا عادیه و نباید لرزید...
بنویسید و نقد کنید...دنیای وبلاگ به نویسندگان و نقادان خوبی چون شما نیاز دارد...موفق باشید
وحید حلاجسلام چشم ممنون از دلگرمیتون
سه شنبه 16 اسفند 1390 03:38 ب.ظ
take it easy
سه شنبه 16 اسفند 1390 01:23 ب.ظ
متوجهم،امیدوارم دیگه یه همچین اتفاقی براتون نیافته دشمن همیشه هست برای آدم های بزرگ بیشتر..
یا حق
وحید حلاجممنونم
سه شنبه 16 اسفند 1390 12:06 ب.ظ
از شمایی که از فحشهای مردم دلگیری بعیده بیای تو یه وبلاگ دیگه فحش بدی،الفاظ وبلاگتون با الفاظی که تو قسمت نظر ما نوشتین کاملا متفاوته،واسه شخصیت چندگانتون متاسفم.
وحید حلاجمن هیچ وقت توی وبلاگ دیگران فحش نمی گذارم دوستانم من رو می شناسن این کار هم نمی دونم از طرف کی بوده و چرا این کار رو می کنه به هر حال من از شما عذر می خوام
سه شنبه 16 اسفند 1390 11:51 ق.ظ
سلام
وحید جان فکر کنم هک شدی
مطالب قبلی که نوشته بودی فقط عناوینش هست
حسابی دشمن پیدا کردی داداش
ولی ما هستیم و نمی زاریم مشکلی برای وبت پیش بیاد
وحید حلاجمرسی دوست خوبم، داشتن دوست خوبی مثل تو باعث دلگرمی منه؛ امیدوارم که این شخص یا اشخاص که نمی دونم چرا این کار رو می کنه / می کنن دست از این بازی کثیفشون بر دارند
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:11 ق.ظ
رمز وبتو انگاری یک داره.....
برو رمزتو عوض کن...ایمیل خصوصیتم عوض کن حتما.
وحید حلاجچشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.