تبلیغات
پرگار - زندگی پس از مرگ و کارکرد ادیان
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 2 فروردین 1391 :: نویسنده : وحید حلاج

دکتر هومن پناهنده سال ها پیش، در یکی از جلسات درس گفتارهای فلسفه تحلیلی سخنی به این مضمون گفته بود که یکی از کارکردهای مهم دین این است که پاسخ هایی برای مهمترین و چالش برانگیزترین مسائل فلسفی دارد.

به نظر می رسد مرگ و مسئله معنای زندگی از جمله این موضوعات مهم فلسفی باشند. دکتر یالوم در کتاب " روان درمانی اگزیستانسیال" ]چهار مقوله مهم اگزیستانسیال و تاثیرات آن بر روان انسان ها را بررسی می کند این چهار مقوله عبارتند از : مرگ، آزادی، تنهایی، و پوچی.  دکتر یالوم در این راستا به اضطراب مرگ ، مسئولیت، اراده، معنای زندگی، تعهد داشتن، رابطه با دیگران و... می پردازد و آنها را از زاویه روان درمانی بررسی می کند.

یکی از مهمترین موضوعات اگزیستانسیال فوق، که در این نوشته کوتاه به آن می پردازم موضوع مرگ و اضطراب پایان زندگی است و پاسخی که ادیان به آن می دهند.

اندیشیدن به مرگ اگر به نتیجه ای درخور نرسد می تواند باعث بی معنی شدن هر نوع رفتار اجتماعی و تلاش و کوشش در جهت بهبود زندگی باشد. یک نفر اگر به مرگ بیندیشد و نتواند با آن کنار بیاید ممکن است با خود بگوید که خب این همه تلاش می کنی و آخرش تمام می شود. پس تلاش کردن چه فایده ای دارد. این سوال، دغدغه مهمی است و شخص را می تواند از لحاظ روانی دچار ناهنجاری کند ( این تلقی از مرگ و تلقی های دیگری از مرگ که در ساختار روانی اثرگذار است در کتاب فوق به تفصیل بررسی شده است) اما پاسخی که ادیان به این سوال می دهند می تواند دو کارکرد مهم داشته باشد.

کارکرد نخست در معنا دار بودن زندگی اینجهانی است و پاسخ دوم در نیک رفتار بودن انسان در این جهان است. ادیان به انسان ها وعده می دهند که زندگیشان با مرگ اینجهانی پایان نخواهد پذیرفت و پس از مرگشان زندگی جدیدی را تجربه خواهند کرد. در این میان برخی از ادیان و آئین ها مانند بودیسم و بسیاری از فرقه های هندوئیسم راه حلشان تناسخ است و ادیان ابراهیمی راه حل زندگی پس از مرگ در جهانی دیگر را ارائه می دهند. 

نوع زندگی پس از مرگ در تمام ادیان و آئین های پیش گفته مربوط نوع زندگی در این دنیا می شود اگر در این دنیا اعمال و رفتار شایست انجام پذیرد در آن دنیا پاداش آن دیده خواهد شد و اگر اعمال ناشایست سر زند نیز به همین صورت.

همین وعده دادن به زندگی پس از مرگ و همچنین تناسب نوع زندگی این جهانی با زندگی جهان پس از مرگ باعث می شود که مومنان به آن دین و یا آئین بتوانند معنایی برای زندگی خود قائل شوند و هدفی در اعمال و رفتار خود داشته باشند. از طرف دیگر جهت گیری تمام ادیان و آئین ها به سوی اعمال و رفتار نیک - و در بسیاری از موارد رفتار و اعمال اخلاقی- باعث می شود تا مومنان به آن دین و یا آئین خاص پشتوانه مهمی برای اعمال و رفتار اخلاقیشان بیابند و رغبت بیشتری برای رفتار اخلاقی پیدا کنند. البته این بدان معنی نیست که اگر برای اخلاق پشتوانه دینی وجود نداشته باشد انسان ها رفتار اخلاقی انجام نمی دهند بلکه بدین معنی است که زندگی پس از مرگ و تناسب نوع آن با رفتار زندگی کنونی، باعث می شود تا مومنان ترس بیشتری از رفتار خلاف اخلاق و ناشایست پیدا کنند و برای رفتار اخلاقی و شایست، ترغیب شوند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 فروردین 1391 08:06 ب.ظ
ای وای.دو روز نبودیم.چرا دیگه از لینک شما پاک شدیم؟!!
وحید حلاجراستش چند روز پیشا انگار وبلاگتون از بلاگفا پاک شده بود چون هر وقت سر می زدم نوشته بود که وبلاگی با این نام موجود نمی باشد به خاطر اون من پاکش کردم ؛ دوباره وارد لیست می کنم خانم دکتر گرامی
سه شنبه 15 فروردین 1391 04:42 ب.ظ
اما میشه که به هیچ دینی معتقد نبود و اخلاقی رفتار کرد غالب کارکردهای مذهب بیشتراز لحاظ روانی اهمیت داره به نوعی پشتوانه ای برای افراد اما در دنیای استدلال اندکی پای چوبین مذاهب می لنگد
وحید حلاجکاملا قبول دارم که میشه پایبند به هیچ دینی نبود و یا حتی خدا رو هم قبول نداشت و اخلاقی زندگی کرد کما این که بسیاری از افراد این گونه بودند و ظاهرا هستند
دوشنبه 14 فروردین 1391 02:51 ب.ظ
سلام سال نو ات مبارک تنها کسی که به این پست میخنددعالم جلیل القدر آیت الله العظمی احمد جنتی (دامت تپقاته ) است.
وحید حلاجسلام دوست عزیز سال نو شما هم مبارک... ایکاش اسم اشخاص رو نمی آوردید، ما از نون خوردن می افتیماااا
یکشنبه 13 فروردین 1391 01:33 ق.ظ
سلام گارداش
"والله که زندگی بی تو مرا حبس میشود"
و اما نظرم
مطلبت واضح بود..اما من تجربیش رو بیشتر دوست دارم..تجربه هایی که افراد از این مقولات دارند..به گمانم قدری بهترند؛چراکه اساسن آدم ها خیلی چیزها میفهمند ولی ایمان ندارند ..شیدا حرف درستی زده..ولی چجوری رفتن از دانایی به ایمان خود داستانی دارد که حداقل من نمیدانم.
جناب مشتاق هم خوب نوشتند.
وحید حلاجسلامک کا
چطوری مجید؟ خیلی وقت بود ازت خبری نبودا فکر کردم راسی راسی قهر کردی رفتی... دوست دارم که همیشه بمونی ... دلمون واست تنگ می شه رفیق
پنجشنبه 10 فروردین 1391 08:28 ق.ظ
با سلام و تبریک سال نو خدمت آقای حلاج عزیز
فکر می کنم مهمترین کارکرد دین ایجاد آرامش برای بشری باشد که همواره در معرض درد و رنج و نقصان است.
دین با تفسیر این جهان ناپیداکران، نقش و جایگاه آدمی را در این نظام تعریف کرده و او را در ارتباط با نیرویی مطلق و صرف معنا می کند. این معناداری، حس حقیقت جویی او را اقناع می کند، دغدغه نقصان او را التیام می دهد و رنج تن را نه تنها تحمل پذیر که گاهی گوارا می کند.
دین با دعوت بشر به مفهوم دگرخواهانه ی "پرستش"، او را از رنج روانی "خودخواهی" می رهاند- رنج پرستاری نفسی که هزاران رقیب بی رحم دارد و هر روز به نیستی نزدیک تر می شود- و از سوی دیگر با هدایت و تشویق آدمی به تهذیب رذائل و کسب فضائل و نیز انجام اعمال اخلاقی مطابق با فطرت، هر چه بیشتر او را به آرامش می رساند.
......................
تفسیرجهان » معنای حیات » عمل فطری » آرامش .
وحید حلاجسلام و عرض تبریک متقابل هادی عزیز
نکات خوبی رو مطرح کردی، استفاده کردم، ممنون
چهارشنبه 9 فروردین 1391 06:26 ق.ظ
سلام آقا وحید ؛
اعتقاد به آخرت رو می تونیم به این دلیل بهش دل خوش باشیم كه حداقلش اینه كه حق هایی كه از ما پایمال شده گرفته می شود ، این برای كسانی كه اعتقاد دارند حكم اینو داره كه حق كسی رو پایمال نكنند و این خودش به تنهایی تا حدود زیادی باعث قشنگی زندگی می شه..
وب رو به روز كردم آقا وحید، فرصت كردی تشریف بیار

یا حق
وحید حلاجاین دلیلی که شما گفتی هم یکی از کارکردهای ادیان به حساب می آد مطمئنا؛ چشم آقا سید خدمت می رسم
دوشنبه 7 فروردین 1391 09:16 ق.ظ
گویا مسافرت تشریف دارید آقای حلاج.....خوش بگذره.
اگه زندگی بعد از مرگی وجود نداشت وقعا همین فکر میشد که تمام تلاشمون بیهودست.....
چه بسا افرادی که لذت وافرو از اینجا ببرن و از نظر معنوی کار شایان و درخوری نکرده باشن براشون مهم نیست که تلاشی بخواد از بین بره یا نره.
خیلیا هم باور ندارن که اون دنیایی هست ولی قبولش کرد....و به مرحله باور نرسیدن.
وحید حلاججای شما خالی دو سه روزی رفته بودیم سفر [ لبخند ]به نظرم جمله آخرت تامل برانگیزه که خیلی ها قبول کردن ولی باور ندارن
شنبه 5 فروردین 1391 05:23 ب.ظ
سلام
توضیحات خوبی بوددرموردکارکردادیان. اما این نوع نگاه درواقع یک نگاه ابزاری به دین هست که به نظرم اگرچه اشکالی نداردکه چنین نگاهی داشته باشیم اما گاهی وقتا این طورنگاه کردن به دین مبنایی میشه برای نفی حقانیت انبیا.برای مثال فروید باهمین توجیه گفته که انسانها برای رسیدن به آرامش در ذهن خودشون خدایی وآخرتی تصورکرده اند تاازاین طریق به آرامش برسند.

نظرشماراجع به روشنفکری چیست؟با «روشنفکری وحرفهای نگفته»بروزم...
وحید حلاجسلام
البته من در این نوشته نه نفیا و نه اثباتا در پی این نبودم که به حقانیت جهان پس از مرگ بپردازم که البته مطلب مهمی هم هست ولی منظور من صرفا پیامد عملی این آموزه بود فارغ از واقعیت داشتن یا نداشتنش
شنبه 5 فروردین 1391 01:18 ب.ظ
سلام آقا وحید
با دو نمودار در مورد معیارهای حقیقت به روزم
موفق باشید
وحید حلاجسلام خدمت می رسم
چهارشنبه 2 فروردین 1391 10:57 ق.ظ
سلام آقا وحید
1.من تصور می کنم 4 موضوع برای انسان (اعم از انسان امروز و انسان دیروز) مهم بوده
خدا،انسان،دنیا،آخرت(بهتر است بگوییم زندگی پس از مرگ)
و اساسا اگر این 4 موضوع برای انسان خوب تعریف نشوند و به نتایج راضی کننده ای نرسد آرامشش را از دست خواهد داد و دچار پوچی . بی معنایی زندگی می شود
در این میان ادیان خصوصا ادیان ابراهیمی دقیقا بر اساس این 4 موضوع و تبیین این چهار موضوع شکل گرفته اند
2.در مورد موضوعی که اشاره کردید که با ادیان با پاسخ دادن به سوال زندگی پس از مرگ زندگی را معنا دار می کنند
آیا مراد این است که فقط پس از یافتن این جواب زندگی معنا دار می شود یا یکی از راه های معناداری زندگی یافتن جواب سوال زندگی پس از مرگ است
چون تصور می کنم می توان حتی یک ملحد هم بود ولی زندگی معناداری داشت
وحید حلاجسلام وحید جان
1- به نظرم می رسه همه ادیانی که در طول تاریخ مورد قبول گروهی از انسان ها قرار گرفتند به نوعی به این مسائل پرداخته اند 2- مطمئنا پاسخ ادیان تنها راه رسیدن به معنا نیست کما این که بسیاری از ملحدان هم بوده اند که بسیار اخلاقی زندگی کرده اند و زندگی پرباری هم داشته اند حتما می دونید که بسیاری از متفکران اگزیستانسیال مثل سارتر یا کامو فلسفه خودشون رو بر پایه این قرار دادند که انسان ها خودشون باید معنای زندگی خودشون رو بسازند، اون ها به معنادار کردن زندگی بدون توسل به دین باور داشتند اما به هر حال به نظر من پاسخی که ادیان به این سوالات می دن هم تونسته تعداد بسیار زیادی از انسان ها رو قانع کنه و هم زندگی اون ها رو معنا دار کنه و از این جهت شایان توجهه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر