تبلیغات
پرگار - یادباد آن روزگاران، یاد باد
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 15 خرداد 1391 :: نویسنده : وحید حلاج

ساعت 2:20 نیمه شب یکشنبه است. نشسته ام در اتاق و در حال مرتب کردن کتابخانه ام هستم. آرشیو مجلاتم را ریخته ام بیرون و یکی یکی مرتبشان می کنم  و تیترها را می خوانم و اگر موضوعی نظرم را جلب کرد تاملی می کنم و تورقی و مطلبش را مرور می کنم. آرشیوم البته چندان پر بار نیست از سال 86 برخی از مجلات را جمع کرده ام با این همه اکثر همان چند مجله هم عمرشان چندان بلند نبود و یا به توقیف رفتند و یا به دلایلی دیگر از کار باز ماندند.

با این همه وقتی آرشیو "شهروند امروز" را می بینم؛ نشریه ای که در نوع خودش ابتکاری بود و راه های جدیدی گشود که با تنگ نظری ها بسته شد و یا مجله "آئین" را با پرونده های پرباری که درباره اخلاق، زیست اخلاقی، جامعه اخلاقی داشت و بنا به مشکلاتی نتوانست پایدار بماند و یا "خردنامه همشهری" را که پیش تر ها نوعی دیگر بود و این روزها نوعی دیگر و شاید حکومت پسندانه تر شده است. یا نویسندگان زبردستی که مدت هاست یا نشانی از آن ها نیست یا کمتر نشانی از آنان می توان یافت. نویسندگانی چون: عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، محسن کدیور، سروش دباغ، بابک احمدی، سعید حجاریان، علیرضا علوی تبار،و ... فقط می توانم آهی از ته دل برآورم  و حسرت روزهای پس پشت را بخورم.

توقع زیادی نیست ایکاش فضای اندیشه اندکی بازتر بود و اندیشمندان می توانستند آزادانه بنویسند و سخن بگویند  و رفتارها و اندیشه ها را نقد کنند. ایکاش قدرتمداران اینقدر دلبسته قدرت نبودند و از این نمی ترسیدند که فضای نقد گشوده باشد و شاید اعمال و رفتار و نظراتشان مورد نقد قرار بگیرد. ایکاش دلبسته خودشان و رفتارشان و عقایدشان نبودند. ایکاش سنگینی سایه "هویت مداری" در جامعه کمتر بود و "حقیقت مداری" جلوه گری می کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 31 تیر 1391 09:46 ب.ظ
درود.
اول نمایش نامه ی کرگدن یه مصاحبه هست از اوژن یونسکو. کلش جالبه ولی توش یه جمله هست که برای آدم های زمانهی ما دونستنش باید خیلی مهم باشه. این که آدم خودش فکر بکنه هر چند که افکارش غلط باشه. یا درست فکر نکنه مهم اینه که فکر خودشه. من از این می ترسمف از این واقعیت که فکر مردم ما داره می شه فرهای عاریه، از همون فکرهایی که تو صدا وسیما جار می زنن.
وحید حلاجسلام
حتما می دونید که یونسکو اگزیستانسیالیست بوده و این سخنش هم کاملا با دیدگاه های اگزیستانسیالیستی مطابقه ولی به هر حال با شما موافقم که فکرهای مردم ما ( البته اگه بشه اسمش رو فکر گذاشت ) تحت تاثیر تبلیغات حکومتیه
یکشنبه 21 خرداد 1391 07:00 ب.ظ
کلیت حرفت کاملا صحیح اما شهروند امروز در میان و در میانه شیطنتهای گاه و بی گاه استراتژیستهایش نشریه نخبه کشی بود
جمعه 19 خرداد 1391 01:11 ب.ظ
کتاب خوب، نشریه خوب، استاد خوب آخخخخ که چقدر اکسیرند !!
وحید حلاجواقعا همینطوره
چهارشنبه 17 خرداد 1391 02:14 ق.ظ
هنوز چنین مجلاتی هستند، نمونش نشریه چشم انداز مهندس میثمی که واقعا ایشون از سرمایه های با ارزش هستند
مطالب این نشریه بر خلاف اغلب نشریه ها که بحث و تحلیل را پیرامون یک موضوغ خاص یا موضوع روز یا مناسبتی مطرح می کنند، بطور کلی مطالب مختلف اعتقادی، نظری و فکری را تحلیل میکند که شاید هم مناسبتی با اخبار روز نداشته باشد، اما یک پیوستگی عجیبی در ارتباط تمام مطالبش وجود داره
واقا ارزش خوندن داره
وحید حلاجخب چشم انداز سال هاست که منتشر می شه گرچه پارسال اگه اشتباه نکنم مدتی توقیف موقت شد از لحاظ شخصی چندان قرابتی با اندیشه های چپ ( چه اسلامی و چه غیر اسلامی ) ندارم ولی خوشحالم که چشم انداز هست ولی خب چشم انداز و مهر نامه و چندتایی شبیه این ها واقعا کم اند و جای خالی تفکرات گوناگون وجود داره
سه شنبه 16 خرداد 1391 07:48 ب.ظ
در این حسرت با شما شریکم من هم در آرشیوم از شرق قوچانی و شهروند امروز ،ایراندخت ،بخارا ،فیلم ،آیین ،اعتماد ملی ،...را دارم که غالب آنها دیگر چاپ نمی شوند همین دلخوشی های کوچک را هم بر نمی تابند این روزها مهرنامه و تجربه تا حدی خلا قبلی ها را پر می کنند
وحید حلاجیکی از روزنامه نگاران اصلاح طلب فعلی جایی به این مضمون نوشته بود: که الان آنچه که ما می نویسیم نصف چیزی است که مردم می دانند و آنچه را که مردم نمی دانند و ما می دانیم را هم نمی توانیم بنویسیم؛ تجربه رو خوندم مجله خوبیه ولی خوبه حیطه کاریش ادبیاته بیشتر که خیلی موی دماغ نمی شه؛ مهر نامه رو هم چند شماره اولش به نظرم بهتر بود علی ای حال با وجود این همه انسان های خوش فکر توی این مملکت مجلات و روزنامه های بیشتری باید وجود می داشت
سه شنبه 16 خرداد 1391 12:13 ق.ظ
سلام
آقا ما فیلتر شدیم
sargozashtim1.blogfa.com
سرگذشتیم
وحید حلاجخبر بدی بود ولی متناسب با این پستم هم بود؛ آفتاب آمد دلیل آفتاب
دوشنبه 15 خرداد 1391 07:35 ب.ظ
سلام
روزتون مبارك
عجب توقعاتی دارید؟!!!!!
همین چند روز پیش همایش آسیب شناسی اجتماعی به هم خورد.دلیلش را هم خدا می داند...
وحید حلاجسلام ممنون
راست می گید؛ چه توقعاتی دارم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.