تبلیغات
پرگار - میازار موری که دانه کش است
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 20 خرداد 1391 :: نویسنده : وحید حلاج

روی زمین دراز کشیده  بودم و چشمانم را هم گذاشته بودم وقتی بازشان کردم دیدم که مورچه ای ذره نانی به دندان گرفته و می رود یک لحظه به ذهنم رسید که اگر الان این ذره نان را از دهان مورچه بگیرم او چه احساسی پیدا می کند؟ اصلا می فهمد که من با گرفتن نان، زحمت او را به هدر داده ام؟ بعد به این فکر کردم که فردیت در دنیای حیوانت اصلا ارزش دارد یا نه؟ به نظرم رسید که فردیت وقتی ارزش مند است که فرد بتواند فردیت خودش را درک کند؛ در آن صورت است که فردیت مهم می شود مثلا در مورد همین مورچه؛ فرض کنید که قرار است n واحد ذره نان به لانه مورچه ها برسد و تا n واحد جمع آوری نشده است مورچه ها از کار نخواهند نشست مورچه ها در این کار جمعی به این کار ندارند که خودشان یا دیگران چقدر کار کرده یا می کند آن ها نگاهشان به کار کننده ها نیست بلکه نگاهشان به هدف و مقدار نان جمع آوری شده است در این صورت اگر من نان را از دهان مورچه بگیرم اتفاق خاصی نخواهد افتاد چون آن مورچه و دیگر مورچه ها به کارگر و کسی که نان می برد نگاه نمی کنند در این صورت تلاش ادامه خواهد یافت تا n واحد به سرانجام برسد.

نمی دانم که آیا در جهان واقعی مورچه ها چنین چیزی حکم فرماست یا نه ولی به نظرم اگر این طور باشد فردیت معنایی نخواهد داشت و احتمال دارد با گرفتن نان از دهان مورچه ظلمی هم صورت نگیرد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 31 خرداد 1391 02:10 ق.ظ
الان یک مسئله ای بوجود آمد و اون هم اینکه که آیا یک کار ظالمانه،مطلقا ظالمانه هست؟ یااینکه مثل خیلی چیزهای دیگه درجهان، نسبیه؟
اگر که یک کار صرف نظر از ماهیتش، از دید طرفین مشکلی نداشته باشه پس ظلم هم تعریفی نداره!... پس بااین تعریف میشه با تغییر عادت یک فرد یا جامعه، تعریف عملی که در قبال اون جامعه انجام میشه را هم تغییر داد!....(مثلا در یک زمان یک کاری ظلم هست و بعد با عادت کردن و پذیرفتن اون کار توسط مخاطبین دیگه یک امر عادی میشه و کسی اون را ظالمانه نمیبینه)
و مورد سوم اینکه چه معیار ثابتی برای سنجیدن اخلاقی بودن یانبودن یک عمل وجود داره؟ شاید برای انسان بتوان اخلاقیات، اعتقادات، و عرف را تعریف کرد که البته مورد اول و سوم هم بر حسب عادات و رفتار های پذیرفته شده در جامعه تعریف میشه. اما در قبال ارتباط انسان با طبیعت چطور؟؟؟؟؟ واقعا سوال مهمیه....
وحید حلاجخب من نمی فهمم مطلقا ظالمانه یعنی چی؟ خب ظلم نسبت به کسی یا چیزی انجام میشه پس اینجا مطلقا یعنی چی؟ اونطور که من می فهمم ظلم در حالت کلی یعنی این که حق کسی بهش داده نشه یا ازش گرفته بشه؛ خب مسلمه که در این صورت حق افراد مختلف فرق می کنه و در این صورت "مطلق" بودن یعنی چی؟ در مورد سوم هم به نظرم می رسه که مهمترین سنجه برای رفتار اخلاقی " همون قاعده طلایی" باشه و این که شما دوست داشته باشی توی همون شرایط اون رفتار رو باهات انجام بدن
دوشنبه 29 خرداد 1391 08:04 ب.ظ
خوب امیدوارم در كنكور سال آینده حتما در رشته ی مورد علاقه تون قبول بشید.از صمیم قلب این آرزو رو دارم چون درك می كنم كه سطح شما واقعا از كارشناسی بالاتره.
وحید حلاجممنونم ازتومنم امیدوارم که بتونم سال اینده قبول بشم
دوشنبه 29 خرداد 1391 12:47 ق.ظ
میشه ظلم ندونست؟؟؟
با اتکا به قاعده ی زرین
وحید حلاجخب من بهترین تقریری که از قاعده زرین خوندم توی کتاب "درآمدی جدید به فلسفه اخلاق" هری گنسلر بود اون اینطور آورده:«با دیگران فقط طوری رفتار کنید که رضایت می دهید در همان موقعیت با شما رفتار کنند» این قید " در همان موقعیت" خیلی مهمه؛ خب اگه ما دقیقا توی موقعیت مورچه باشیم با همون ادراکات و احساسات و اگر مورچه رفتار مورد بحث رو ظلم به حساب نیاره و همچین درکی از این رفتار نداشته باشه، به نظرم این کار مخالف قاعده زرین هم نیست
یکشنبه 28 خرداد 1391 03:30 ب.ظ
سلام
آقای حلاج كارشناسی ارشد قبول شدید؟البته ببخشید فضولیه ولی چون با علاقه درس می خوندید همینطور تو ذهنم بود كه بپرسم.
وحید حلاجسلام راستش از چند ماه قبل از کنکور و بعد از ثبت نام توی کنکور جغرافیا، کلا نسبت به رشته جغرافیا بی انگیزه شدم و اصلا نخوندم و طبعا آمادگی هم برای کنکور نداشتم؛ رتبه ام شد 247 جغرافیای سیاسی و با این حساب انتخاب رشته نکردم چون قبول نمی شدم
یکشنبه 28 خرداد 1391 01:23 ب.ظ
دو ماه نامه ی اندیشه ی نو كه گرداورندگانش همان تیم شهروند امروز است با مطالب مفصل راجع به جامعه شناسی به همراه یك پرونده ویژه برای مصطفی ملكیان منتشر شد. وحیدجان بخوان..
وحید حلاجخوندمش ایمان جان؛ مرسی از پیشنهادت
یکشنبه 28 خرداد 1391 09:53 ق.ظ
حالا همین مورچه چند وقت پیش وقت خوندن کتاب درسیم اومد از وسطش رد شد.....
همون لحظه پیش خودم گفتم اگه فوتش کنم یا بکشمش چیزی میشه؟ آیا اصلا این مورچه برای خودش همین فردیتی که شما میگی داره یا نه؟
این پستت سوال منم هست
وحید حلاجو به جوابی هم رسیدی؟
جمعه 26 خرداد 1391 12:46 ق.ظ
سلام
راستش من مورچه نیستم بدونم ایا واقعا تو دنیاشون هم اونجور که شما گفتین هستن یا یجور دیگه
ولی از نظر انسانی اینو میدونم اگه شما و هر انسان دیگه ای اگه دانه ای از دهن مورچه بردارید شاید از طرف مورچه چیزی نفهمه و احیانا مشکلی پیش نیاد ولی از ناحیه خود انسان و شان انسانیتش این کار به هیچ عنوان اخلاقی نیست.
وحید حلاجخب به نظرم اگه توی ذهن و ضمیر انسانی که این کار رو انجام میده؛ این کار رو ظلم تصور کنه حتما اخلاقی نیست ولی اگه ظلم تصور نکنه ؛ خب متفاوت می شه
پنجشنبه 25 خرداد 1391 07:14 ق.ظ
سلام وحیدجان؛
گاهی رفتاری چه خوب و چه بد به صورت عادت میشه و كسی كه بهش ظلم می شه گاهی به این رفتار عادت می كنه پس به قول شما اتفاقی برای اون مورچه نمی افته، چون انسان ها از این كارها زیاد كردند؛
حالا اگر بخواهیم همین رو از مورچه كه یك حیوان است به انسان ربط بدیم می بینیم كه حتی خود ما هم از بس ظلم دیدیم ، دیگه ظلم رو ظلم نمی دانیم و ایستادگی ای در برابرش نمی كنیم..
وحید حلاجبا جمله آخرت کاملا موافقم سید جان
سه شنبه 23 خرداد 1391 04:35 ب.ظ
شاید در غالب فردیت ظلمی روا نشه (چون بطور پیش فرض فردیت را در این مورد رد کردیم) اما اگر قبول کنیم که به کل ظلم شده، پس به تک تک اجزای تشکیل دهنده اون کل هم ظلم وارد میشه، اینطور نیست؟
وحید حلاجبه نظرم اینطور نیست؛ چون اون مورچه درکی از فردیت نداره و بنابراین اصلا نمی تونه تصور کنه که به فردیتش ظلمی صورت گرفته باشه ( البته این ها در صورتیه که مورچه واقعا درکی از فردیت نداشته باشه و گرنه موضوع منتفیه )
سه شنبه 23 خرداد 1391 03:18 ب.ظ
به نظرم عدل و ظلم ربطی به فردیت مورچه نداره برای تحقق ظلم کافیه حق صاحب حق رو ازش بگیریم حالا اون تیکه نون حق مورچه هست یانه ؟ به نظرم وقتی طفلی کلی راه به زحمت اون نون رو باخودش حمل کرده اگه حقشم نبوده حقش شده درنتیجه شما نونش رو، حالا !! نون فردش رو یا نون جمعشون رو قطع کنید ظلمه و ظلم بده، زشته و ازشما بعیده ..
تازه اگه براساس مکتب حقوق طبیعی هم بخواهیم بحث رو به پیش ببریم مورجه حق حیات داره و این حق بهش حق داشتن نون رو میده پس نباید حقش رو گرفت.
تازگیها سرعت و دقت نظریه پردازیم بالا رفته چشم نشم.
وحید حلاجخب منظور من این بود که وقتی مورچه درکی از فردیت نداره؛ یعنی خودش رو نمی تونه موجودی جدا از دیرگر مورچه ها به حساب بیاره پس نمی تونه ظلم رو هم تصور کنه منظورم اینه که وقتی درکی از فردیت وجود نداشته باشه به تبع اون درکی هم از ظلم به فرد وجود نخواهد داشت و وقتی طرف نتونه درک کنه که فردیت داره ونتونه درک کنه که ظلمی به فردیت اون تعلق گرفته پس احتمالا این کار ظلم هم به حساب نمی آد
یکشنبه 21 خرداد 1391 07:58 ب.ظ
فردیت مورچه؟ فکر کنم مسئله اصلی اینست که تعاریف انسانی و شبکه باورهای انسانی ربطی به همه موجودات ندارد.
وحید حلاجخب به نظرم این ادعا نیازمند دلیله
یکشنبه 21 خرداد 1391 06:22 ب.ظ
با سلام
وحید .این فردیت رو كاش یك مطلبی دربارش مینوشتی
هروقت به خودم فكر میكنم؛دچار پوچی میشوم

و اگر انسانی در كنار من نباشد نمیتوانم زندگی ام را تعریف كنم.
نمیدانم؛این دیدگاه اشتباه است یا نه؟
تو میتونی خودت رو بدون دیگران تعریف كنی؟مثلن رابطه خدا و وحید هم به نظر من بدون طرف سومی معنا نخواهد داشت.
و اگر اینها رو كه گفتم صادقانه بفهمیم به نظرم مالكیت هم از اساس یك تغییراتی خواهد كرد. ..تو دنیایی كه غیر از خودت به فكر دیگری نباشی؟؟ اصلن برایم غیر قابل تصور است(.البته میتوان به فكر كس دیگری بود و هدفت خوردن از او باشد.باز هم هر خوردنی منظورم نیست.چون به نظرم ما از هر انسانی و هر غیری می خوریم.اما آنچه میخوریم مهم است.و آنچه كه میخوریم یا میخورانیم چیزی به جز "تنبه " نیست.)

و اگر من اعتقاد داشته باشم زندگی ام بدون دیگران معنی ندارد .ناگریز باید به همان اندازه.دقیقن به همان اندازه به فكر دیگران باشم و سود رساندن به آنها
.این نوشته ات این اراجیف ر به ذهنم آورد.شرمنده اگر ربط نداره.
وحید حلاجبه نظرم به نکات درستی اشاره کردی اما به هر حال فردیتی وجود داره که در ارتباط با دیگران معنا می شه
یکشنبه 21 خرداد 1391 03:21 ب.ظ
شاید با گرفتن یک ذره نان از دهان مورچه ای با این تفاسیر، طلمی صورت نگرفته باشد،اما اگر تمامی مورچه هارا یک کل واحد فرض کنیم که یک هدف مشترک دارند، به آن کل ظلم کرده ایم
نه فقط گرفتن یک تکنه نان بلکه هر اتفاقی در خصوص چنین جمع هایی که در آنها فرض بگیریم فردیت معنا ندارد، اینگونه است، و هر اتفاقی به آن کل بر می گردد.
وحید حلاجخب دقیقا منظور من هم همین بود که اینجا فردیت معنا نداره و به فرد ظلم نمی شه اما این که ظلم به کل چطوریه بحث دیگه ایه
یکشنبه 21 خرداد 1391 08:53 ق.ظ
سلام اقا وحید
چندین بار اومدم اینجا
اوائل ارتباط گرفتن با مطالبتون برام سخت بود کم کم دارم بامطالبت همدلی میکنم.
وحید حلاجسلام
مخلصیم اقا رضا؛ خواننده همیشگی وبلاگت هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر