تبلیغات
پرگار - باز هم تنهایی... باز هم فردیت
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 12 مرداد 1391 :: نویسنده : وحید حلاج
چند سالته؟ 20 سال، 10 سال، 54 سال، 78 سال، 101 سال، 2 روز، 143 روز... جالب نیست؟ همه ما شمرده می شویم. فکر کردن به این اعداد ترس عمیقی را در وجودم انداخت. این شمارش ها نشان از چه دارد؟ از دوئیت. " ما" و "جهان پیرامونمان"؛ این شمارش ها نشان از فردیت ما دارد و تنهایی گریز ناپذیر آدمی را تداعی می کند. در اینجا هیچ وحدتی نیست. همه اش جدایی است و تمایز؛ جدایی میان ما و جهان؛ میان ما و پیرامونمان؛ کودکی یک روزه را به یاد بیاورید. "یک روزه"؟ یعنی یک روز است که پا در این جهان گذاشته است. یعنی موجودی است متفاوت از تمام دنیای پیرامونش؛ آنقدر جدا که آمدنش و ماندنش شماره می شود.



نوع مطلب : دغدغه های اگزیستانسیال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 شهریور 1391 09:16 ق.ظ
با سلام
در این مورد کتاب وقتی نیچه کریست و کتاب روان درمانی اگزیستانسیال که هر دو نوشته اروین یالوم هستند بسیار مفیدند .
وحید حلاجسلام دومی را خوانده ام اولی را هم به نظرم بخوانمش؛ ممنون
پنجشنبه 19 مرداد 1391 09:53 ب.ظ
شمرده شدن بهتر از به حساب نیامدن است
ترس من بیشتر ازین است که من میان میلیاردها انسان اصلا به حساب می آیم

چهارشنبه 18 مرداد 1391 12:16 ب.ظ
سلام وحید من این پستت رو پسندیدم
این تنهایی تا حدودی دوست داشتنی هم هست اگر چه بیشتر وقتا دوست دارس ازش فرار کنی
وحید حلاجسلام محمد
موافقم باهات بعضی وقت ها این "تنهایی" به شدت خواستنیه
چهارشنبه 18 مرداد 1391 01:41 ق.ظ
از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
...
همه در یک چیز مشترکیم: ربط به خالقی واحد و مقتدر
و در این رنگارنگی و تکثر میتوان جلوه های وجود یگانه عالم را به نظاره نشست.
عرض ارادت
وحید حلاجسلام
ممنونم
سه شنبه 17 مرداد 1391 11:49 ب.ظ
خوشحالم كه بالاخره یه مطلب جدید ازت میخونم
وقتی مطلبت رو خوندم یاد پستت تو وبلاگ پیاده رو افتادم!
وحیدخدا متشخصه یا غیر متشخص؟ من هنوز فرصت نكردم كتاب خدیث حاضر و غایب رو كه بهم معرفی كرده بودی بخونم
وحید حلاجسلام مجید جان
والله شب های ماه رمضونی سوالای سخت می پرسیا... ولی فرصت کردی اون کتاب رو حتما بخون کلا آرش نراقی مسائل رو خوب تحلیل می کنه و مطالبش ارزش خوندن رو داره
دوشنبه 16 مرداد 1391 12:22 ق.ظ
باز چی شده وحید جان؟

کاریش نمیشه کرد،ما محکوم به تنهایی هستیم.

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع!
وحید حلاجسلام سجاد
این تنهایی اگزیستانسیال دست از سرمون برنمی داره (:
پنجشنبه 12 مرداد 1391 08:54 ق.ظ
سلام دوست خوبم
خیلی خوب بود
اصلا" دغدغه اگزیستاانسیالیسم همین تنهاییش هست

رستگار باشید
وحید حلاجسلام
ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.