تبلیغات
پرگار - شود آیا که صدایی برسد؟
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 26 مرداد 1391 :: نویسنده : وحید حلاج
زلزله آمد... همانطور که بارها آمده بود و همانطور که بارها خواهد آمد.

 
                     
                                                                 
یادم هست در کلاس معارف دو قرار بر این بود تا هر کس درباره موضوعی کنفرانس بدهد. یکی از دانشجویان ( که نه نامش یادم مانده و نه موضوع کنفرانسش ) در حال ارائه بود که از تاثیر گناه بر زلزله سخن گفت که فلان گناه باعث زلزله می شود و برای جلوگیری از آن باید کمتر گناه کرد. زیر لب و کمی بلندتر گفتم که" این مزخرفات چیست که می گویی؟ نا سلامتی دانشجوی رشته جغرافیایی". این دانشجو البته تقصیر چندانی نداشت هنوز هم بر منابر و از میان صنف روحانیت سخنانی اینچنین بسیار به گوش می رسد.

                                                                  ***
چه انسان های پررو و خوش باوری هستیم ما... هنوز هم از صدا و سیما توقع داریم تا "راست" بگوید و سخنش "حق" باشد بر مبنای " عدالت " و از درد مردم سخن براند. در روزی که مردم آذربایجان در زیر خروارها آوار زجر می کشیدند. تلویزیون "خنده بازار" پخش می کرد. روزی که تیتر نخست روزنامه های حکومتی "هیچ" بویی از انسانیت نداشت و بوی تعفن مصلحت های خودساخته سیاسی می داد.

                                                                  ***
فیس بوک هم عجب رسانه غریبی است. به ساعتی نکشید که صفحات فیس بوک پر شد از اخبار و گزارشات و تصاویر و ابراز همدردی ها و تاسیس نهادهای مردمی برای کمک به زلزله زدگان و ابراز انزجار از رفتارهای مسئولان و صدا و سیما. تاثیر رفتار " فیس بوک" نشینان به قدری بود که صدا و سیما مجبور شد در رفتارش تعدیل ایجاد کند و برخی از مسئولان مجبور به پاسخ گویی شوند تا جایی که صدای مجلس هم به اعتراض به این  بی مسئولیتی بلند شود.
                                                              
                                                                  ***
پریشب دوستی رفته بود به سازمان انتقال خون در خیابان وصال تا خون بدهد. ساعت حدود 11 شب بود و او از ازدحام عجیب مردم برای اهدای خون می گفت تا جایی که جمعیت تا خیابان وصال هم صف کشیده بودند. این خبر را از بسیاری کسان دیگر هم شنیده ام که از صف های طولانی مردم برای اهدای خون به "انسان" هایی از جنس خودشان خبر می دادند.

                                                                  ***
سال 82 بود؛ وقتی بم را زلزله ویران کرد. آن وقت ها سرباز بودم و ماموریتی خورد و رفتیم به یکی از مراکز هلال احمر تا کمی به هلال احمریان کمک کنیم. سوله ای که ما را واردش کردند حجم زیادی از البسه و پوشاک و پتو را در خود جای داده بود. مطمئنم که اگر فقط همان ها را تماما و به کمال به آسیب دیدگان می رساندند بسیاری از مشکلات بمی ها حل می شد. اما چه بسیار کمک هایی که که از "جاده اصلی" خارج شد و در بازار آزاد به فروش رسید.

                                                                  ***
نمی دانم مرگ مادر رئیس جمهور سیرالئون که آن هم 40 روز پیش فوت کرده مهمتر است یا مرگ صدها تن در آذربایجان ایران و در زیر آوار ماندن و خانه خراب شدن هزاران تن دیگر که بزرگترین مقام اجرایی کشور اولی را تسلبیت می گوید و از کنار دومی به آسانی می گذرد انگار نه انگار که مسئولی هست و مسئولیتی و انسانیتی.

                                                                  ***
جامعه ایران جامعه ای عجیب و پیچیده است. در زمانی که همه از گسست اجتماعی سخن می گفتند و از بی اخلاقی ایرانیان؛ صف های طویل اهدای خون و تشکیل گروه های مردمی برای کمک به زلزله زدگان و اهدای انواع کمک های مادی و معنوی جلوه گر می شود.  به نظرم دیگر نمی شود به راحتی از گسست اجتماعی و بی اخلاقی مردم ایران سخن گفت.


پی نوشت: عکس فوق کاری است با عنوان "حقیقت وارونه" اثر سلمان طاهری که در 25 مرداد 91 در روزنامه شرق به چاپ رسیده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:20 ق.ظ
ای واااااای باز زلزله اومد!؟
آهان
این همونه !
وحید حلاجالبته بازم زلزله اومده ولی این همونه (:
دوشنبه 27 شهریور 1391 05:59 ب.ظ
سلام برادر عزیز
شرمنده که تو این چند وقت فرصتی نمیشد خدمت برسم و ادامه ی بحث رو پی بگیرم
از پاسخهای زیبای شما بهره مند شدم

اعتراف میکنم من در کامنت قبلی یه ادعایی کردم که الان تو سند علمیش موندم
همون ادعایی که در مورد تاثیر رفتار ما بر طبیعت کرده بودم
امیدوارم بتونم مطلب ارزشمندی در این رابطه پیدا کنم
که اگه بشه قطعا کمک شایانی در بحث به ما خواهد کرد.
موفق باشید
وحید حلاجسلام دوست و برادر عزیزم از این که با شما گفتگو می کنم هم یاد می گیرم و هم لذت می برم ممنون
دوشنبه 27 شهریور 1391 01:50 ب.ظ
به دریا بنگرم دریا تو وینم
پس کوشی شازده
دیگه کسی زن نگرفته،آیا؟
خوش باشی وحیدجان
وحید حلاجمدتی بود دور بودم از این فضا ولی دوری دوستان تحمل نتوان کرد
سه شنبه 21 شهریور 1391 02:40 ق.ظ
خسته نباشی همپرگاری.
وحید حلاجممنون دوست عزیزم
یکشنبه 12 شهریور 1391 08:14 ب.ظ
به نظر من اشتباه صداوسیما در پوشش ندادن اخبار زلزله اتفاقا عامل بسیاری از کمک‏های مردمی شد. مردم برای مخالفت با این اقدام و در حرکتی اعتراض‏گونه از مال و جان خود مایه گذاشتند و به یاری زلزله‏زدگانی شتافتند که در رسانه ملی کشورشان مظلوم واقع شدند.
وحید حلاجبه نظر من هم یکی از علت های کمک های مردمی همین واکنش به بی توجهی مسئولان و رسانه های رسمی بود
پنجشنبه 9 شهریور 1391 03:27 ب.ظ
3- منظور حقیر از عبارت نقل شده در واقع این بود :
از انجا که دین و علم به نوعی از راههای معرفت ما انسانها محسوب میشوند هرکدام ابزار مخصوص به خود دارند مثلا علم عمده ابزارش بر اساس تجربه است و توان معرفت بر گزاره هایی را دارد که قابل تجربه هستند
دین نیز به همان صورت از ابزار خاص خود بهره میجوید که در اعتقاد دینداران همان وحی یا ارتباط با عالم متافیزیک است
اکنون هرکدام از علم و دین ممکن است در مورد یک پدیده ی خاص با توجه به ابزار و امکانات خود نظر خاصی داشته باشند و حکمی مغایر با دیگری بدهند
نمونه اش همین بحث ما که دین ممکن است یک نظر داشته باشد (البته با پیش فرض گرفتن همان شروط ماخوذ شما) و علم نظری دیگر و حتی مغایر
گاهی ممکن است حتی این نظرییات همدیگر را نفی هم بکنند که باز البته در بحث ما اینگونه نیست و علم هیچگاه ادعای دین را رد نمیکند بلکه نگاههی متفاوت تر از دین فقط ارایه میکند
دین نیز همینطور نمیگوید علم اشتباه میکند بلکه ان نیز از نگاه متمایزی به نسبت برخوردار است.
که من گمان میکنم این تفاوت نگاهها بازگشت دارد به تفاوت ابزاری که برای هرکدام وجود دارد.
بنابراین وقتی این تفاوت نگاه منجر به تفاوت ارا و نه تضاد ارا بین دین و علم انجامید فرد میتواند با توجه به انفعال و تاثیر پذیری خود در برابر هرکدام از این دو، پذیرای حکمش نیز باشد. یا اصلا به نوعی بتواند در اندیشه ی خود تلفیقی از این دو را ایجاد نماید.
یعنی اگر شخصی علم گرایی را بیشتر تمایل داشت میتواند نظر علمی را بپذیرد
و اگر متدین باشد و از ایمان دینی برخوردار باشد و گزاره ی دینی را هم موثق و یقین اور بداند، یقینا به همان سخن دین معتقد خواهد شد.
4- موضع اینجانب در بحث عبارت از اینست که رفتار مناسب/اخلاقی و نامناسب/غیر اخلاقی ما در طبیعت میتواند تاثیر گذار باشد
و این را از دین نتیجه میگیرم زیرا نه در حوزه تجربه و علم است و نه در حوزه ی فلسفه که بخواهد نفیا یا اثباتا در باره ان حکم صادر کند
5- باز تاکید میکنم من نیز معتقدم نمیتوان انگیزه ی خدا از حوادث تشخیص داد و تنها زمانی اجازه داریم امری را بلا و اثار گناه بدانیم که برای ما یقینا با حجت موجه ثابت شود و الا هیچ کسی حق چنین پیشگویی را ندارد.

بی نهایت پوزش از بابت اطاله ی کلام
سلامت و موفق باشید
پنجشنبه 9 شهریور 1391 03:27 ب.ظ
سلام
و سپاس دوباره از بزرگواری شما
فکر میکنم جا داشته باشد چند سوال دیگر نیز مطرح شود:
1- ایا اساسا معتقد هستید که ایا دین میتواند در مباحث علمی نیز نظر داشته باشد یا نه؟
منظورم هم جنبه ی امکانی ان است و هم جنبه ی وقوعی ان
2- نکته ی اولتان را میپذیرم و فکر میکنم بهترین تعبیر از نتایج علمی همان (:بهترین پاسخ و شاید بهترین کارکرد پراگماتیستی) باشد
3- شرطهایی هم که برای نظریات علمی دین برشمرده بودید بسیار معقول بودند
اما من از همان قسمت دوم شرط اولتان نسبیت را استنباط میکنم همچنین از اعتبار فهم درست
به این صورت که با ان شرط اولتان پای ایمان به وسط کشیده میشود و ایمان هم چون در افراد نسبیست فلذا این اعتقاد هم خود بخود نسبی میشود
نهایت نتیجه ای که از این شرط میتواند عاید ما شود میتواند این باشد که این نوع اعتقادات را به ایمان افراد ربط دهیم و باز در صدق و کذب ان سکوت کنیم
وحید حلاجسلام و تشکر متقابل از حوصله شما
1) نظرم را پیش تر به طور تقریبا مفصل در همین وبلاگ گفته ام که به نظر من دین در مورد ساحت های خرد پذیر ( و از جمله ساحت علم ) می تواند ورود نماید اما شانیت داوری با خرد و روش های مربوط به آن است در مباحث علمی دین می تواند ایده بدهد یا نظری را بیان کند اما هنگامی پذیرفته می شود که طبق روش های پذیرفته شده در علم مورد آزمون قرار بگیرد و سربلند بیرون بیاید 2) البته نظر من وجه پراگماتیستی را در بر نمی گرفت بلکه منظور من این بود که اگرچه علم یقینی نیست اما از میان پاسخ های موجود در مسائل طبیعی پاسخی که مورد تائید علم با روش های مورد قبول ان باشد بهترین پاسخ موجود است 3) من متوجه نشدم که چظور نسبیت را اسنباط کردید ولی به شخصه از نسبیت تمام و کامل دفاع نمی کنم و قبولش ندارم اگر خواستید در این باره بیشتر می توان گفت و گو کرد 4) نمی توانم بفهمم که چطور ممکن است دین و علم جواب متفاوت بدهند و هر دو هم درست باشند به هر حال در یک موضوع خاص سوالی خاص مطرح می شود و آن سوال در شرایط خاص پاسخی متناسب می طلبد و من نمی فهمم که پاسخ متفاوت که پاسخ دیگر را رد می کند و در عین حال با آن پاسخ دیگر، متضاد هم نیست یعنی چه.5) مورد آخر را هم نمی فهمم که رفتار مناسب اخلاقی می تواند در طبیعت تاثیر گذار باشد. به هر حال رخدادهای طبیعی از قوانین طبیعی پیروی می کنند مثلا در کره مریخ هم که تا به حال هیچ انسانی به آن پای نگذاشته آتشفشان رخ می دهد و به نظرم زلزله هم اتفاق می افتد و این ارتباطی به رفتار اخلاقی انسان ها ندارد البته به نظرم این ادعای شما که رفتار اخلاقی انسان ها در طبیعت تاثیر گذار است نیازمند دلیل است و من خوشحال می شوم دلیل/ دلایل شما را بشنوم
سه شنبه 7 شهریور 1391 11:21 ب.ظ
سلام
و سپاس از پاسخ زیبای شما
ولی چند مساله را هم اگر برای بنده حل فرمایید ممنون میشم
1- درست که علم وقتی به چیزی رسید میتواند برای ما یقینی باشد اما این نیز مسلم است که علم با ابزار محدود و خاص خود به احکام قطعی نایل میشود و اگر ما به یک دین ماورایی یقین داشته باشیم و ان برای ما گزاره ای خاص را بیان کند ایا نباید به سخن وی وقعی بنهیم؟
2- از افزایش فرضیات هم نباید بی جهت احتراز کرد در حالی که علم با ابزار خود و دین با ابزار خود به نتایجی دست می یابند
البته در این میان ارتباط بین دین و علم باید با دقت لحاظ گردد

3- در مورد تاثیر گناهان بر بلایای طبیعی در روح و کلیت قرانی فکر نمیکنم کسی بتواند شکی داشته باشد
بلایای الهی بر امتهای پیشین در قران به طور مکرر بیان شده

البته من هرگز نمیگویم این زلزله ناشی از گناه مردم است
چون فکر نمیکنم دین و اخلاق و عقلانیت به ما این اجازه را بدهد
وحید حلاجسلام دوست گرامی
به نظرم می رسد که 1)جمله ای که فرمودید: " درست که علم وقتی به چیزی رسید میتواند برای ما یقینی باشد " اگر در اینجا علم را به معنای Science بگیریم من موافق نیستم که افاده یقین می کند بلکه به نظر می رسد بهترین جواب است مگر این که خلافش ثابت شود. در مورد "دین ماورایی و گزاره خاص" البته که باید وقعی نهاد اما به سه شرط: اول: این کهما بر اساس چه دلایلی به ان دین ماورائی باورمند شده ایم و همچنین چه مقدار ارزش معرفتی به گزاره های مرتبط با آن دین قائلیم دوم: وثاقت تاریخی متن یا آن گزاره سوم: تفسیر ( فهم ) معتبر از آن متن یا گزاره 2) منظور شما را نتوانستم بفهمم این که "علم با ابزار خود و دین با ابزار خود" منظور شما این است که علم و دین هر دو به یک نتیجه خواهند رسید گرچه از راه های مختلف و با استفاده از ابزارهای مختلف؟ یا این که ممکن است علم به جوابی برسد و دین به جوابی دیگر و در عین حال هر دو جواب صادق باشند؟ ممنون می شوم بیشتر توضیح بدهید 3) من منکر بلایای الهی نیستم اما تمام سخن من این است که بلایای الهی به صورت استثنا رخ داده و قانون نیست و بنابراین اگر خداوند خود در مورد حادثه ای تبیین خاص نماید و اشاره به بلا نماید آن حادثه بلای الهی است و گرنه ادعای این که زلزله به وسیله گناه حادث می شود و نوعی بلای الهی به سبب گناهان انجام شده است ادعای کذب است
سه شنبه 7 شهریور 1391 09:56 ق.ظ
سلام آقا وحید
مطلب خوبی بود تشکر
وحید حلاجسلام آقا رامین عزیز
ممنونم
سه شنبه 7 شهریور 1391 12:47 ق.ظ
دردناک است خیلی دردناک!!!
دوشنبه 6 شهریور 1391 08:12 ب.ظ
سلام آقا وحید
به نکات قابل تأملی اشاره فرمودید و هر کدام از اینها کاملا وارد و به جا می باشند و مسؤلین باید در این زمینه ها کاملا هوشیار باشند و نباید بهانه به دست دشمن بدهند.
و اما نکته ای که در ابتدا اشاره فرمودید در مورد تأثیر مستقیم گناه بر ایجاد زلزله که بعضی ها قائل به آن هستند. این مطلب در شهر تبریز حرف و حدیث های فراوانی داشت و حتی بسیاری عوض همدردی و کمک کردن می گفتند که این بلائی است که بر اثر گناهشان آمده و جوی عجیب و غیر انسانی حاکم بود. در این مورد انصافا رفتار مقام معظم رهبری خیلی جالب و آموزنده بود و سخنرانی رهبری باعث از بین رفتن این جو شد. و به نوعی رفتار رهبری بیانگر این بود که هر بحثی رو هر زمانی نمی شود مطرح کرد و بهترین رفتار همان رفتار رهبری بودند که باز هم ناجی منحرفین شدند.
یا علی
وحید حلاجسلام جناب صادقی عزیز
ممنون از حسن نظرتون
دوشنبه 6 شهریور 1391 07:24 ق.ظ
سلام وحید ؛
مطلبت رو همون روزها خوندم ولی اون موقع نشد كه نظرمو بگم؛
وقتی ما از اینور قضیه رو می بینیم و رفتار مسئولین رو یكطور درد می كشیم ولی اگر ما جای اون زلزله زده ها می شدیم و این بی توجهی ها رو می دیدیم صدها برابر درد داشت این رفتارها!
عكس خیلی جالب و پر مفهومی گذاشتی، استفاده كردیم ..
وحید حلاجسلام سید
حتی تصورش هم وحشتناکه؛ که خودم رو به جای زلزله زده ها بگذارم
شنبه 4 شهریور 1391 02:27 ب.ظ
سلام
وحید حلاجسلام
جمعه 3 شهریور 1391 12:33 ب.ظ
این عکست کلی حرف تووش بود....
متایفم و هرچی بم بیشتر حرص میخورم وحید......
همه ابراز همدردی کنن....ولی دلوتمردان به فکره....بیخیال.
خستم
وحید حلاجهمون "بی خیال" شرح حال امروز خیلی از ماست
سه شنبه 31 مرداد 1391 12:04 ق.ظ
نمیدانم تا چه حد حرف قران را می توانید میتواند برای شما حجت باشد .....
و نمیخواهم به طور تخصصی بحثی را خدمتتان عرض کنم
فقط اینکه ایا فکر نمیکنید اخلاقیات و رفتارهای ما به همراه نیتهای ما در وضع طبیعت هم ممکن است تاثیر گذار باشد؟

نمیتوانیم همه چیز را با همین عقل ریاضی وار خود حل و فصل کنیم
و این کار را حتی یک فیلسوف هم بلد نیست

همواره باید جایی برای ایمان و قلب هم باشد و برخی معرفتها را هم به او بسپاریم
وحید حلاجسلام
پاسخ اجمالی به نقد شما را در پاسخ به نظر "اکبری" داده ام. ممنون
دوشنبه 30 مرداد 1391 11:48 ق.ظ
سلام آقا وحید
عین فطر را خدمت شما تبریک می گم
امیدوارم طاعات و عبادات شما قبول باشه
نکته آخر نکته مهمی است
به نظر من مردم ما یه جورایی خیلی غیر قابل پیش بینی هستند در همه حوزه ها
و مثلا یک بخش از رفتارهای اجتماعی مردم ما به بخش های دیگر نمی خورد
مثلا سبک رانندگی ما ایرانیان که کاملا خودخواهانه است به این نوع فداکاری ها نمی خورد یعنی اگر کسی ببیند باورش نمی شود این مردم همان مردم هستند
که البته این برای خودش مشکل بزرگی است
این غیر قابل پیش بینی بودن قدرت محاسبه گری را در معادلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی می گیرد
وحید حلاجسلام آقا وحید عزیز
ممنونم، امیدوارم طاعات و عبادات شما هم مورد قبول درگاه حق باشه
یکشنبه 29 مرداد 1391 08:45 ب.ظ
سلام علیکم
بحث گناه و حوادث طبیعی در قرآن هم آمده و وعده الهی است و در این شکی نیست اما قضاوت برای من انسان سخت است که آیا علت این زلزله مبتلا بودن آن گروه به فلان گناه بوده یا نه ؟ عللی مثل از بین رفتن پوشش گباهی و روی خط گسل بودن و ... تنها علت لازمه اما نه تامه حوادث هستند . فیس بوک هم اگه راست میگه این انرژی رو به جای همدردی با زلزله زدگان بعد از زلزله جلوی بد اخلاقی درون سایتش رو بگیره که منشا بسیاری از گناهان و عادی شدن خیلی گناهان میشه اصولا کسی اعتقاد به قرآن داشته باشه سراغ این سایتها نمیره چون اینها قول احسن نیستن ولی قرآن گفته آنهایی که ایمان دارند یتبعون احسن القول ( اگه اشتباه ننوشته باشم) به هرحال حادثه دلخراش زلزله اذربایجان باید همه رو به خودشون بیاره تا از بروز این حوادث جلوگیری بشه مثلا اونی که در سازمان مقاوم سازی ساختمانها کار میکنه باید به فکر این باشه که تمام روستاها رو با سرعت بیشتری در این طرح پیش ببره اونی که خیره به این امر اهتمام داشته باشه اونی که کارش فرهنگ سازی برای اخلاق اجتماعی است برای این مقوله بیشتر کار کنه و ... ان شالله
وحید حلاجسلام علیکم
1- من ادعا نمی کنم که علم یقینی است و تقریبا هیچکدام از فیلسوفان علم هم چنین ادعایی ندارند اما تا وقتی که علم می تواند در حوزه هایی به سوالات پاسخ بگوید می توان خود را از افزایش فرضیات مستغنی دانست 2- خاصیت بلای الهی در استثنا بودن ان است و اتفاقا آنچه در قرآن آمده همین استثناهاست از طرف دیگر هیچ کس نمی تواند ادعا کند که وقتی زلزله مطابق با قواعد طبیعی صورت می گیرد پس بلایی هم از طرف خداوند بوده است مگر این که به بتواند ادعا کند به کنه تصمیم و اراده خداوند دسترسی داشته است 3- تنها در مواقعی می توان ادعای بلا کرد که خداوند خود تصریح کرده باشد بنابراین نه زلزله بم نه زلزله آذربایجان و نه هیچ حادثه طبیعی دیگری بلای الهی نیست و کسی که چنین ادعایی کند یا عالم به ذات الهی است و یا دروغگوست 3- من نمی فهمم که منظور شما از علت تامه و علت ناقصه چیست و از کجا فهمیدید که علت دیگری هم علاوه بر علت طبیعی وجود دارد و علل طبیعی علل ناقصه است اما آنچه مشخص است این که حادثه های طبیعی بنابر ربط و نسبت های طبیعی اتفاق می افتند 4- قضاوت شما از فیس بوک هم ظاهرا نشان می دهد که اطلاع چندانی درباره آن ندارید فیس بوک یک شخص نیست که اراده کند و کاری انجام دهد فیس بوک یک ابزار است و کسانی که عضو آن هستند می توانند کاری انجام دهند یا انجام ندهند 5- آیه مورد اشاره شما هم می فرماید: "الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه" اول این که قرآن می گوید کسانی که سخن را می شنوند و بنابراین شما برای این که بفهمید فیس بوک قول احسن هست یا نیست باید با آن آشنا باشید و برای این کار هم می توانید عضو بشوید و استفاده کنید و دوم این که اینجا اصلا بحث تبعیت مطرح نیست فیس بوک فقط زمینه ساز است و شما می توانید هر نوع استفاده ای از آن بکنید مثل تلفن مثل اتومبیل و مثل تمام ابزارهای دیگر . موفق باشید
جمعه 27 مرداد 1391 05:45 ب.ظ
اما به نظر من پیچیده نیست، من نظرم این است که برایند جامعه ما فرهنگ به غایت فاسدی دارد؛ ماحصلش هم همین سیاست فاسد.


من عکسی نمی بینمدر ضمن
وحید حلاجسلام
ممنونم، عکس رو چک کردم مشکلی نداشت ظاهرا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.