تبلیغات
پرگار - شهر من گم شده است
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 29 شهریور 1391 :: نویسنده : وحید حلاج

نشسته بودیم دور هم و صحبت می کردیم. صحبت بر سر شخصی بود که سال ها روزه نمی گرفته و حال می گیرد و البته به صرافت این افتاده که کفاره روزه هایش را چکار کند. زنگ زده بوده به دفتر آیت الله وحید خراسانی  و قصدش این بوده که آقای وحید روزه های نگرفته اش را بر او ببخشد و البته جواب منفی گرفته بوده و گفته بودندش که باید کفاره ها را بدهد : یا روزه بگیرد یا اطعام نماید.

سه نفر بودیم . آن دو نفر دیگر نشستند سر انگشتی حساب کردند که آن شخص اگر بخواهد کفاره بدهد چند ده میلیونی می شود. من گفتم که خداوند فوق طاعت بر کسی تکلیف نمی کند گیریم که آن شخص آنقدر نداشته باشد که کفاره بدهد و آن قدر هم توان نداشته باشد که تمام کفاره ها را بگیرد و در حال حاضر پشیمان شده و توبه هم کرده باشد با این حساب ظاهرا آمرزیده باید باشد. آن دیگری گفت که اینجور هم نمی شود یعنی توءی که از 12 سالگی روزه گرفته ای با اویی که سال ها نگرفته، یکسانید؟

 

پی نوشت 1: مدت هاست می اندیشم که اگر خداوند ارحم الراحمین است و حتی از مادر آدم هم مهربانتر است پس اینهمه عذاب برای چه؟ این همه انباشتن جهنم از انسان ها برای چیست؟ "لاملآنّ جهنم " و "هل من مزید" ظاهرا نشان از هر چه داشته باشد نشان از ارحم الراحمین بودن ندارد

پی نوشت2: این قطعه شعر سهراب حکایت این روزها و این ایام من است :

" اهل کاشانم اما 

 شهر من کاشان نیست

شهر من گم شده است"

دو، سه روز پیش که شعر بلند " صدای پای آب "سهراب را می خواندم با خواندن این قطعه بغض گلویم را گرفت و اشک در چشمانم جمع شد.

پی نوشت 3: ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فامنا

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 دی 1392 11:00 ب.ظ
مراجع می گن اگر توانایی نداره در حد توان انجام بده و برای بقیه اش توبه کنه .
همین
شنبه 15 مهر 1391 04:58 ب.ظ
پرگار بهرام اجبارا آدرس تازه ای دارد.

http://pargar6.persianblog.ir
چهارشنبه 12 مهر 1391 02:48 ب.ظ
سلام آقا وحید :)
ارادتمندیم :)
شهر تو در قلب توست ...
رحیم بودن با محاکمه کردن تناقضی نداره به نظر من ...
هرچند به بهشت و جهنمی معتقد نیستم ...
یکشنبه 9 مهر 1391 08:41 ب.ظ
در دعای شریف از لسان اهل بیت آمده:
" یا من سبقت رحمته غضبه"
"ای کسی که رحمتش بر خشمش پیشی می گیرد!"
و خود خدا در کتاب شریفش می فرماید:
" ان الله یغفر الذنوب جمیعا "
...
دوزخ خدا تنها برای اهل عناد و لجاج است و و شخص توبه کار محبوب خداوند است و برای توبه، پشیمانی به همراه عزم بر جبران در حد توان کافیست.
یکشنبه 9 مهر 1391 05:43 ب.ظ
سلام آقای حلاج
نمیدونم چرا تازگی ها یك غمی توی نوشته هاتون حس می كنم كه قبلا نبود.البته شما هم مثل خیلی از دوستان دغدغه هایی داشتید اما غم نبود.حالا انگار چند وقته یه چیزی آزارتون میده.ببخشید كه رك گفتم ولی واقعا این چیزیه كه احساس می كنم و ان شاالله كه اشتباه باشه.ولی اگر كمكی از دست ما بر میاد هستیم.
جمعه 7 مهر 1391 11:55 ب.ظ
خب حتماً دیگه مشکلی ایجاد نمیکنه
جمعه 7 مهر 1391 11:39 ق.ظ
اوهوم
چهارشنبه 5 مهر 1391 12:04 ب.ظ
سلام همپرگاری خواندم.
فقط میتوانم بگویم که شهرهای ما گم نمی شود، آنها را گم میکنند، آنها را ویران میکنند.
دوشنبه 3 مهر 1391 11:22 ب.ظ
چه مشکلی ایجاد میکنه؟
جمعه 31 شهریور 1391 10:07 ق.ظ
سلام وحیدجان

بحث خیلی مفصله و مستلزم سال ها مطالعه و تعیین موضع در باب رئالیسم / آنتی رئالیسم و آبجکتیویسم / سابجکتیویسم و امر تاریخی / امر فراتاریخی پیش از ورود به مباحث فلسفه دینی و تئولوژیکی که متاسفانه در فضای آکادمیک ما به شدت مورد غفلت واقع میشه

اما پاسخی که در مورد رابطه رحمت (یا رحمانیت) و عذاب اخروی ممکنه از خیلی از مومنان بشنوی اینه که خداوند خیر محضه و همین عذاب هم تحت این تلقی از خداوند تفسیر میشه، ضمن اینکه در کلام و الهیات اسلامی جهنم انباشته از انسان ها نیست، بسیارند متفکران مسلمانی که معدود افرادی را جهنمی میدونن، بازهم بر مبنای خیریت محض اینطور میگن که عذاب جهنم مقدمه ای است برای خیر مرتبه بالاتر چون خداوند ذاتاً خیر محض است
وحید حلاجاتفاقا بر پایه همین خیریت محض باید عذاب های جهنمی به نفع این تلقی از خداوند تفسیر بشه و به نظر من این همه عذاب ، در این باره مشکل ایجاد می کنه
جمعه 31 شهریور 1391 09:48 ق.ظ
خدا مهربونه در عین حال عادل....
دلیل نمیشه چون مهربونه با همه یه برخورد رو داشته باشه.....
شایدم من متوجه منظورت نشدم
راستی سلام وحید
وحید حلاجسلام خوبی؟ (: من نمی گم خدا مهربون نیست من توی ارحم الراحمین بحث کردم یعنی رحم کننده ترین رحم کنندگان
پنجشنبه 30 شهریور 1391 04:39 ب.ظ
......
اما این بدان معنا نیست که انسان بگوید حالا توبه نمی کنم و فعلا زشتی ها را مرتکب می شوم و در پیری استغفار می کنم و یا الان مسلمان نمی شوم و در آینده مسلمان می شوم و بعد از مسلمانی هم که گناهانم بخشیده می شود زیرا اولا ممکن است اجل بدو مهلت ندهد و کافر از دنیا برود و ثانیا هیچ وقت لباسی که پاره شده و دوباره تعمیر شده همانند لباسی که پاره نشده، نخواهد شد و ثالثا خداوند در بخشش گناهان حق الناس را استثناء کرده است و هزاران دلیل دیگر که فعلا جای بحث آن نیست و این همه اقتضاء می کند که این بخشش و مغفرت نه تنها باعث گرایش انسان ها به گناه نمی شود بلکه امید را در دل انسانها زنده می کند و بهانه به دست عده ای نمی دهد که بگویند حالا که اهل جهنم شدیم، مسلمان شدن ما چه سودی دارد؟!
نکته ای در مورد پی نوشت ها: بهره مندی از این شرایط، شکر خدا را می طلبد نه شکوه و گلایه را، اگر کسی بگوید از فلان غذا میل نکن چون آغشته به سم است، آیا از این شرایطی که برای شما پیش آمده شکوه خواهی کرد که چه می شد من هم مثل دیگری می بودم که ندانسته از این غذا می خورد و راحت این دنیا را وداع می کرد بدون اینکه خودش بداند.
اگر عده ای ندانسته از این غذا بخورند معنایش این نیست که سم اثر خودش را نکند و افسوس بر آن کسی است که بدون تحقیق از این سم می خورد و خود را به طبیب دروغین می سپارد.
نکته پایانی: بیایید به خدا حسن ظن داشته باشیم و از سوء ظن به خدا پرهیز کنیم و به این باور برسیم که هر چه از طرف خدا بر ما تکلیف شده همه اش به صلاح ماست. و ما در حد توانمان در انجام تکالیف الهی سعی و کوشش کنیم و اگر خارج از توانمان شد بدانیم که: لایکلف الله نفسا الا وسعها.
پنجشنبه 30 شهریور 1391 04:38 ب.ظ
سلام
در اسلام یک قاعده ای داریم به نام «قاعدۀ جبّ» كه بر پایۀ تشویق كفّار به اسلام آوردن بنا نهاده شده است كه به موجب این قاعده اگر كافر پیش از مسلمان شدن كاری انجام داده یا سخنی گفته یا اعتقادی داشته است كه در اسلام آثار زیانبار یا عقوبت دارد با روی آوردن به اسلام، این آثار نادیده گرفته می شود(فقط تكالیف عبادی نه حق الناس مثل سرقت)
پیامبر اسلام می فرماید:
« الْإِسْلَامُ یَجُبُّ مَا قَبْلَهُ»[ مستدرک الوسائل، ج 7 صفحه 48]
«اسلام گذشته ها را می بخشد»
و این مضمون را آیه 38 سوره انفال هم تائید می کند، آنجا که می فرماید:
«به آنها که کافر شدند بگو: چنانچه از مخالفت باز ایستند و ایمان آورند، گذشته آنها بخشوده خواهد شد؛ و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنّت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جاری می‏شود (و حکم نابودی آنان صادر می‏گردد(.»
این آیه دلالت می کند که کفار در گذشته مکلف بوده اند و الا غفران و بخشش معنایی ندارد و عفو از "ما قد سلف" همان است که موارد آن در فقه بیان شده است مثل ربا و نکاح و منکوح الاب و جمع الاختین و ...
و این قول معقول نیست که کسی بگوید این قبائح فقط برای مسلمانان کارهای زشتی هستند و برای کفار یا خوبند یا نه زشتند و نه خوب، زیرا خداوند این ها را بعنوان قبائح اعلام کرده و معنا ندارد که در پاسخ به این سوال که آیا اینها کارهای بدی هستند جواب داده شود: فعلا صبر کنید اگر مسلمان شدید به شما می گوئیم که اینها از قبائح هستند.
پس عقاب اخروی و احکام فقهی و دنیوی همچون قضای عبادات و ... تا مادامی است که شخص مسلمان نشود و وقتی مسلمان شد خداوند به لطف خودش گذشته را مورد عفو قرار می دهد. همان طوری که بعضی از اعمال و رفتار ما مثل نماز موجب آمرزش گناهان ما می شود.
.......
وحید حلاجسلام
ظاهر آیه اشاره به تکلیف فقهی نداره باید فرق گذاشت بین تکلیف فقهی و تکلیف اخلاقی مسلمن تکلیف اخلاقی نیازمند دین خاصی نیست اما تکالیف فقهی و خصوصا تکالیف عبادی قراردادی و اعتباریه و در چارچوب دین اسلام معنا پیدا می کنه و با این حساب حکم روزه هم مشمول همون احکام عبادی فقهیه؛ درباره حق الناس البته بحث پیچیده تر هست و تا حد زیادی با شما موافقم ولی درباره حق الله به نظرم اگر خداوند ارحم الراحمین باشه به بخشش شایسته تر هست تا عذاب--- در مورد غذای مسموم که گفتید، این اثر وضعی سم هست اما در مورد گناهان بر خلاف ادعای برخی که می گن مجازات های اخروی اثر وضعی گناهان انجام شده است اما به شخصه دلیل قوی برای این ادعا نیافتم و بر این باورم که مجازات های اخروی اعتباری است و نه وضعی و نکته پایانی این که مقصود خداوند با آنچه به عنوان مقصود خداوند فهمیده شده لزوما یکسان نیست در این حرفی نیست که خداوند خواستار خیر و صلاح ماست اما باید دید آنچه تاکنون در تاریخ اسلام و تاریخ فقه استنباط شده واقعا همانی بوده که خداوند اراده کرده است؟
چهارشنبه 29 شهریور 1391 11:20 ب.ظ
"ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان ان آمنوا بربکم فامنا"..چقدر آیه ی قشنگیه..بار دوم یا سوم که به وبلاگت اومدم این آیه توجه م رو جلب کرد و حفظش کردم
اللهم رد کل غریب
"شهر من گم شده است" امیدوارم تشویش نداشته باشی وحید جان.اگرم داشته باشی چه باک...بقول نیچه هر دردی که مرا نکشد قویترم میکند.
وحید حلاجخیلی آیه قشنگیه من توی قران چند تا ایه رو خیلی دوست دارم یکیش هم همین ایه است. تشویش که چه عرض کنم، به قول حافظ: از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود----- زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
چهارشنبه 29 شهریور 1391 05:11 ب.ظ
سلام
دقیقا مثل همین قضیه برا خود منم پیش اومد
با اینحال من فکر میکنم اگه بخوایم در قالب دین و متدینانه عمل کنیم یقیقنا این نوع شرایط نمیتواند از جمله محلهای قابل اجتهاد برای همه باشه
چون علاوه بر ارتباط با مسایل کلامی، با مباحث و علم وفقه نیز ارتباط مستقیمی دارد
و از این منظر فقه شرایط و ابزارها و محدودیتهای خاص خودشو داره

یعنی شاید خود خدا بتواند تسامح کند و از حق خود گذشت کند اما فقه نمیتواند تسامحی صورت دهد چون اصول و قواعد و تعهداتش مانع از این تسامح خواهد بود

باز من فکر میکنم حکم به قضا یا کفاره ی روزه برای کسی که مدتها انجامش نداده زیاد عجیب و غیرمعقول باشه
شخصی را فرض کنید که یک بیماری مختصر دارد اما انقدر فرصتها را از دست میدهد تا اینکه این بیماری کوچک تبدیل به یک بیماری بزرگ میشود و نیاز به عمل جراحی پیدا میکنه
ایا در این حالت کسی میتونه با این شخص به مانند کسی که بیماری اش در حد ابتدایی و غیر محتاج به جراحی هست، معامله کنه؟
این شخص میتونست همون موقعی که بیماری اش قابل درمان بود با مراجعه ی به موقع سلامتیشو بدست بیاره ولی چون خودش عمدا تاخیر کرده و بیماریش عمیقتر وشدیدتر شده خودش مقصره
و باید تاوانش هرچی باشه بپردازه...

در مورد پی نوشت 1:
هیچگاه یک موجود کامل فقط وفقط مهربانی ندارد بلکه باید به موقع خود غضب هم داشته باشد.
تادیب هم داشته باشد
مثل یک پدر که همیشه نباید فقط مهربانی و رحمت خود را نصیب فرزندان کند و انجا که خطایی میبیند باید برخورد کند

پی نوشت 2 و 3 فراوطنی اندیشیدن میتونه بعضی تابوها رو بشکنه اما نمیشه انکار کرد که خیلی سخته خیلی
وحید حلاجسلام در مورد وظیفه فقیه کاملا با شما موافقم- درباره مثال بیماری که زدید هم اتفاقا به نظر من می رسه که اگر کسی چند روز، روزه نگرفته باشه کفاره معقول به نظر می آد اما وقتی تعداد قضاها زیاد شد و پرداخت کفاره فوق طاقت شد، باید جور دیگری به مسئله نگاه کرد- درباره پی نوشت 1 هم باید بگم که اشکالی در این نیست که خداوند غضب هم داشته باشه اما مسئله اینجاست که دیگه نمی شه گفت ارحم الراحمین چون مطابق این وصف این صفت خداوند از تمام رحم کننده ها رحم کننده تر هست و به نظرم می رسه که مثلا یک مادر هیچ وقت راضی نمی شه که فرزندش رو به خاطر نافرمانی یا حتی عدم اهلیت به مجازات های سخت برسونه نکته قابل توجه و مهم اینجاست که مجزات اخروی برای تادیب و یا اصلاح نیست چون دیگه فرصت اصلاحی به انسان داده نمی شه بلکه صرفا مجازات هست و بس- درباره پی نوشت 2 و 3 هم کاملا موافقم با شما
چهارشنبه 29 شهریور 1391 01:27 ب.ظ
سلام شما کتاب 23سال رو خوندید؟تقریبا پاسخ بعضی ازین دست سوالات را من اونجا تو ناگفته هاش خوندم
وحید حلاجنه متاسفانه؛ اگه ممکنه براتون بیشتر توضیح بدید
چهارشنبه 29 شهریور 1391 08:54 ق.ظ
من به دوستتان می گفتم خداوند هیچ کس را با هم مقایسه نمی کند.
و حرف شما رو قبول دارم.
پی نوشت1: این سوالی تقریبا بی جواب است. من معتقدم که بهشت و جهنم برای تشویق و تحذیر ما بوده و حتما حقیقتی دگر دارد.

پی نوشت 2: خوب، اینکه خوبه شهرتان گم شده یک قدم رو به حقیقت برداشتید.
وحید حلاجممنون . ولی من منظورتون رو از حقیقتی دیگر داشتن بهشت و جهنم متوجه نشدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.