تبلیغات
پرگار - تنوع تجربه دینی
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 21 آبان 1391 :: نویسنده : وحید حلاج


تئودور فلورنوئا روانشناس برجسته سوئیسی (1854 – 1920) که علایق همدلانه‌ای نسبت به دین داشت دو اصل– مثبت و منفی- را به عنوان مبنای پژوهش‌های روانشناختی دین قرار داد. «بر اساس اصل «استثنای امر لاهوتی» روانشناسان دین نباید وجود شیء مذهبی را انکار یا اثبات کنند، زیرا این امر به فلسفه مربوط می‌شود و خارج از حوزه صلاحیت آنهاست. از سوی دیگر، بر عهده آنهاست که احساس تعالی را تصدیق نمایند و ظرایف و انواع آن را با بیشترین دقت و امانت ممکن بررسی کنند.» (روانشناسی دین، دیوید ام. ولف، ترجمه محمد دهقانی، ص 86) ویلیام جیمز (فیلسوف و روانشناس آمریکایی 1842 – 1910) هم که دوست و همفکر فلورنوئا محسوب می‌شد این دو اصل را فرض گرفته بود. با این حال ویلیام جیمز مانند دیگر متفکران پراگماتیست نگاهی عملگرایانه به پدیده دین دارد. وی ابتدا میان دو گروه «سالم‌اندیشان» یا «یک بار زادگان» و «روح‌های بیمار» یا «دوبار زادگان» تفاوت می‌گذارد. سالم اندیشان کسانی هستند که: «این احساس را دارند که در عالم همه چیز بر وفق مراد است و/ یا خودشان در طرف راست خدا قرار دارند و، به عبارت دیگر اهل فلاح و نجات سعادت‌اند» (تنوع دین در روزگار ما، چارلز تیلور، ترجمه مصطفی ملکیان، مقدمه ص 15 و 16). اینان گروهی هستند که شرور را در عالم نمی‌بینند و بسیار خوشبینانه به جهان پیرامون می‌نگرند. جیمز، بر این باور است که نفوذ لیبرالیسم در مسیحیت در اوایل قرن نوزدهم باعث نضج و رونق دیدگاه سالم‌اندیشی شده است. وی می‌گوید: «اینک مجامعی را سراغ داریم که مبلغان آن نه تنها آگاهی از گناه را در ذهن ما بزرگ نمی‌کنند بلکه به تخفیف آن عنایت دارند. آنها کیفر ازلی را نادیده انگاشته یا حتی آن را انکار می‌کنند و به جای تاکید بر فساد و شرارت انسان، بیشتر بر قدر و منزلت او اصرار می‌ورزند» (تنوع تجربه دینی، ویلیام جیمز، ترجمه حسین کیانی، حکمت، ص 115 و 116). دسته دیگری که جیمز برمی‌شمرد «روح‌های بیمار» یا «دوبارزادگان» هستند: «کسانی که مزاجی مخالف مزاج گروه اول دارند و بر جنبه‌های تیره و تارتر عالم درنگ می‌کنند و به تعبیر دیگر، از دیدن درد، فقدان و شکست و ضایعه، شر و رنج گریزی ندارند» (تنوع دین در روزگار ما، ص 16). جیمز، کنه دینداری را مربوط به گروه دوم (دوبارزادگان) می‌داند. اینان کسانی هستند که از آگاهی نسبت به الف- فقدان معنا در عالم ب- شر موجود در جهان و ج- احساس شدید گناه شخصی یا گناهکاری خود برخوردارند. جیمز گروه اخیر را مستعد نوعی تجربه دینی می‌داند که موجب ایمان‌‌آوری Conversion می‌شود. دیدگاه‌های عملگرایانه جیمز معطوف به نتیجه دینداری است تا حقیقت فلسفی دین. او در ابتدای این کتاب میان دو رویکرد پژوهشی نسبت به دین تفاوت می‌گذارد یکی این که گرایش‌های دینی چیستند و دیگر این که اهمیت فلسفی آنها چیست. وی پاسخ به پرسش اول را که شامل پرسش‌هایی نظیر: «ماهیت آن چیست؟ چگونه پدید آمده است؟ ساختار، منشاء و پیشینه آن چیست؟» (تنوع تجربه دینی، ص 20) می‌شود را حکم وجودی یا قضیه وجودی (Existensial Judgment) مسئله می‌نامد و پاسخ به پرسش دوم را قضیه ارزشی یا حکم معنوی (Spiritual Judgment) نام می‌نهد. جیمز تاکید دارد که نباید توجه و تمرکز روی ارزش وجودی دین باعث فراموش شدن ارزش معنوی آن بشود. او در این کتاب سعی دارد تا ترکیبی از این دو نوع رویکرد به دست بدهد که هم وجه وجودی و هم وجه معنوی دین و دینداری را مدنظر داشته باشد.کتاب «تنوع تجربه دینی» مجموعه گردآوری و اصلاح شده از بیست درس گفتار است که ویلیام جیمز آنها را در سال 1898 در دانشگاه ادینبورو اسکاتلند ایراد کرده است. رویکرد جیمز در این درس گفتارها، رویکردی پدیدار شناختی است و در جای جای کتاب مثال‌های فراوانی از تجربه‌های دینیِ به ثبت رسیده اعم از تجربه‌های دینی قدیسان یا «نخبگان» و تجربه‌های دینی مردم عادی آورده شده است. جیمز در این کتاب به مخالفت با دیدگاه طبیعت‌گرایانه در روانشناسی که منشاء تمام تجربه‌های عرفانی و دینی را فیزیولوژی بدن انسان می‌داند برمی‌خیزد و معتقد است که دیدگاه طبیعت‌گرایانه از اثبات این که تمام تجربه‌های عرفانی و دینی منشاء فیزیولوژیکی دارند عاجز است. از طرف دیگر جیمز بر روش فلسفی که در پی اثبات یا رد گزاره‌های دینی است هم ایراد می‌گیرد و بر این باور است که باور داشتن به گزاره‌هایی همچون «خدا فاقد قوه است پس تغییرناپذیر است»، «خدا عظیم و بیکران است»، «او علت همه چیز است» و... در حالت کلی نمی‌تواند ارزشی داشته باشد بلکه هنگامی ارزشمند است که بتواند در ساحت روانی فرد تغییرات مثبتی ایجاد کند. به طور کلی دیدگاه بدیلی که جیمز ارائه می‌دهد دیدگاهی پراگماتیک است که تجربه‌های دینی را از این زاویه بررسی می‌کند که منشاء چه تغییراتی در ساحت روانی فرد می‌گردند.نگارش کتاب «تنوع تجربه دینی» (The varieties of religious Experience ) در سال 1902 توسط ویلیام جیمز به اتمام رسیده و چاپ شد و مطابق با انتظارات نویسنده از فروش بالایی هم برخوردار شد. این کتاب شامل بیست فصل است که هر کدام متن مکتوب یکی از جلسات درس گفتار گیفورد ویلیام جیمز می‌باشد که 19 فصل به مباحثی نظیر تحدید موضوع، سالم اندیشی، روح بیمار، ایمان آوری، پارسایی، عرفان، و فلسفه می‌پردازد و فصل بیستم یا آخرین فصل هم به نتیجه‌گیری از مباحث مطرح شده اختصاص یافته است. ترجمه فارسی کتاب فوق که نخستین ترجمه منتشر شده به زبان فارسی و دارای نثر روان و خوشخوانی است توسط آقای حسین کیانی و به وسیله انتشارات حکمت در سال 1391 به چاپ رسیده است.

لینکاین مطلب که در روزنامه "آرمان" به تاریخ 21 آبان 1391 به چاپ رسیده است. 




نوع مطلب : معرفی کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 بهمن 1391 10:56 ب.ظ
سلام من همیشه به وبتون سرمیزدم.این چند وقت هی میام ولی انگاری شما عرصه وبلاگ نویسی رو رها کردید.مطالب وبلاگتونم خیلی خوب بود.هرجا که هستید موفق باشید
وحید حلاجخوشحالم که هنوز دوستانی هستند که به یاد این وبلاگ می افتند اندکی وقفه افتاده در به روز کردن این وبلاگ ولی به امید حق، دوباره می نویسم و امیدوارم که دوستانی مثل شما رو از دست ندم
دوشنبه 25 دی 1391 02:31 ب.ظ
سلام گارداش...وحید
آدرس وبلاگم عوض شده
یه پستی با عنوان فیلسوف یا شاعر
نوشتم که دوس دارم نظر پرگار نشینان هم باشه
-یعنی واقعن بابت محاق نشستنت غمینم.آخه تا کی میخای تو فیس بوک باطل بچرخی برادر من!
بیا تا دوباره دایره بنشینیمو ملامت کشیم و خوش باشیم که هیچ دایره ای خوشتر از دایره پرگاریان نیست
وحید حلاجسلام مجید جان
منم دلم تنگ شده برای روزهای خوش پرگار
دعا کن شوق پیدا کنم واسه نوشتن
راستی اومدم تو وبلاگت اما چیزی نبود
جمعه 15 دی 1391 10:12 ب.ظ
سلام
خوبید آقای حلاج؟خیلی كم پیدا شدید اومدم احوالپرسی..
وحید حلاجسلام شما خوبین؟ این روزا کمتر حال و هوای نوشتن دارم ولی وبلاگ شما و دوستای دیگه رو می خونم (: مرسی
دوشنبه 22 آبان 1391 11:03 ق.ظ
من که در جای دیگه ای نظراتمو گفتم اما مجدد تبریک میگم که وارد عرصه روزنامه نگاری شدی...
وحید حلاجما چاکرتیم رفیق
دوشنبه 22 آبان 1391 09:36 ق.ظ
سلام برادر'سرت سلامت
استفاده کردم.این نوشته نسبت به قبلی به قلمی که از تو سراق داشتم نزدیک تر بود. با خشایار همصنف شدیاا.
یدفعه میبینی یه نامه برات اومده
نویسنده محترم روزنامه زنجیره ای آرمان! شما به جرم همنشینی و همصنفی و فکر کردن و گسترش آن به سر زدن به زندان اوین به مدت 20سال مفتخر شدید
وحید حلاجسلام آقا مجید گل
نه بابا خدا نکنه کار ما به اونجاها برسه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.