تبلیغات
پرگار - هو القادر
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 17 اسفند 1391 :: نویسنده : وحید حلاج
به نظرم خدا اگر متشخص انسانوار نباشد، خدای به درد نخوری است. خدایی که هم متشخص باشد هم انسانوار به من آرامش می بخشد و معنایی برای زندگیم محسوب می شود.پیشتر ها نظرم به سوی خدای نامتشخص سوق می یافت اما رفته رفته به این نتیجه می رسم که آخر خدای نامتشخص به چه دردی می خورد؟ به من چه ارتباطی دارد که روح الوهی در جهان باشد یا نباشد. به من چه ارتباطی دارد که همه موجودات عالم در وحدتی خدای گونه باشد یا نباشند. خدا باید طوری بشود که بتواند کاری انجام دهد و تغییری در طبیعت بنماید و گرنه اصلا خدایی که اینگونه نباشد به چه دردی می خورد؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 دی 1392 02:30 ب.ظ
به قول یکی از دوستان دیدگاه پراگماتیسمی سبب می شود انسان به هر خرفه ای باور ورزد
مثلا وجود یک موجود فضایی که در کهکشان راه شیری که قابل رؤیت نیست ولی وقتی نیاز داشته باشه وازش درخواست کنی حاجتت را براورده می کنه
پس باید جوری زندگی کرد که انگار چنین موجودی وجود داره
و هزار جونور دیگر!!!!!!!
وحید حلاجاگر می بینید اگر جوری زندگی کنید که انگار یک موجود فضایی در کهکشان راه شیری وجود داره و یا هزر جونور دیگه، بهتون آرامش روانی می ده خب از نظر پراگماتیکی مشکلی وجود نداره
جمعه 20 دی 1392 10:54 ب.ظ
کجا ادله اثبات خدا قوین؟
که شما دداری نگاه عمل گرایانه می کنی؟
بعد نگاه عمل گرایانه به نظرم اشتباه است
چون آدم محال است که به خاطر سودش باورش عقیده اش را عوض کند
وحید حلاجمنظور من از نگاه عملگرایانه یعنی این که اگر فکر می کنی وجود خداوند به تو آرامش روانی میده، پس جوری زندگی کن که گویی خدایی وجود داره
شنبه 10 فروردین 1392 06:43 ق.ظ
فكر می كنم برای این پست یك نظری گذاشته بودم ولی نیست؛ نكنه اشتباهی خصوصی فرستادم؟
وحید حلاجنه سید جان نظری ازت توی این پست به دست من نرسیده
دوشنبه 5 فروردین 1392 11:25 ق.ظ
سلام
جالب بود. ولی نمی دونم چرا اصلا برای من یه جوری بدیهی بود. از اول
پنجشنبه 1 فروردین 1392 12:02 ب.ظ
در داستان موسی و شبان، تلقی شبان از خداوند، انسان وار محسوب میشه، پس شخص وار هم هست. اما موسی خدا رو شخص وار می بینه، پس نمیتونه انسان وار ببینه، چون گفتم رابطشون عموم و خصوص مطلقه

این لینک رو هم برات پیدا کردم از سایت ویلیام کریگ، فیلسوف برجسته فلسفه دین، اونجا مشخص میکنه که خدای شخص وار (personal) یعنی چی؛

By "personal" I mean endowed with rationality, self-consciousness, and volition—the usual sort of qualities associated with being a person.

http://www.reasonablefaith.org/personal-god

پنجشنبه 1 فروردین 1392 11:47 ق.ظ
یک مثال الان یادم یومد، در قرآن و کتاب مقدس آیاتی هست که بهشون می گن این آیات علی الظاهر انسانوارن (Anthropomorphic)، مثلاً ید الله فوق ایدیهم
اگر قائل باشی خداوند مثل انسان دست داره یعنی به خدای انسان وار معتقدی
اگر بگی ید الله تمثیله، یعنی به خدا شخص وار معتقدی
پنجشنبه 1 فروردین 1392 11:12 ق.ظ
به ملکیان رفرنس دادی یعنی انداختی گردن ایشون؟!

انسان وارگی تا جایی که من خوندم و فهمیدم اعم از شخص وارگی است و رابطه عموم و خصوص مطلق دارن
انسان وارگی یعنی نسبت دادن ویژگی های انسان به خدا، یکی از این ویژگی ها جسمانیت است، پس خدای انسان وار باید مثل انسان دارای جسم باشد، اما در این هفت ویژگی هیچ اثری ازش نیست. البته این ویژگی ها بعید می دونم جعل ایشون باشه، با این وجود مسئولیتی از ایشون سلب نمیشه و بپذیره ترجمه ش و شاید هم فهمش از انسان وارگی نادرسته
در ضمن این ویژگی ها مخصوص خدای ادیان ابراهیمه که اگر به متون مراجعه کنی هیچکس مدعی نشده خداوند ادیان غربی انسان واره
شنبه 26 اسفند 1391 09:30 ب.ظ
میگم وحید جان،این دفاعی که کردی یکسره کارکردگرایانه/سودگرایانه است. شاید چنین دفاعی بیشتر شاعرانه باشد تا فیلسوفانه
یعنی جهان را مطابق خواست خود دیدن.نه آنگونه که هست
-یه سئوال.من کلی تلاش کردم
اگر خدا غیر متشخص باشد-فرض- خدا را چگونه میتونیم اثبات کنیم؟
اگر فرض کنیم خدا غیرمتشخصه با داروینیسم هم مواجه میشویم فکر کنم؟
برهان رد تسلسل فارابی هم رنگ میبازد.. و در حدی هم رنگ میبازد که میتوان برای اثبات عدم وجود خدا از آن استفاده کرد.
وحید حلاجبه نظرم هم ادله در جهت اثبات خدا قویه و هم در جهت انکارش، حالا اگه ما اینجا عملکرایانه نگاه کنیم، چه ایرادی داره؟
شنبه 26 اسفند 1391 08:15 ب.ظ
سلام وحیدجون

خدایی که مد نظر تو شخص واره نه انسان وار
خدای انسان وار (anthropomormic) یعنی خدایان یونان باستان
خدای شخص وار (personal) یعنی خدای ادیان ابراهیمی که انسان وار نیست
وحید حلاجسلام
«انسانوارگی خدا به این معناست که او نیز، مثل انسان ها،1) موجودی دارای عقل و فهم است، 2) دارای نوع خاصی از آگاهی، یعنی خودآگاهی، است، بدین معنا که محتویات و فعالیتهای آگاهی خود، را درمیابد، آگاهست از اینکه آگاهی دارد یا آگاهست، میتواند آگاهی خود را متعلق شناخت تلقی کند، میتواند برای خود تبدیل به یک متعلق شناخت شود یا،به عبارت دیگر، درباره خود شناخت آفاقی حاصل کند، و میتواند خود را چنان که دیگران میبینند ببیند،3) نه فقط باورها، عواطف، و خواسته هایی دارد، بلکه درباره باورها،عواطف، و خواسته های خود باورهایی دارد،4) برای اعمالش مسئولیت اخلاقی دارد و مشمول ستایش و/ نکوهش اخلاقی واقع می شود، 5) موجودی اخلاقی است، بدین معنا که احکام و داوریهای اخلاقی دارد، یعنی، علاوه بر اینکه در باب سودمند یا زیان آور بودن افعال و موجب خشنودی یا خشم شدن افعال داوری میکند، در باب خوب یا بد، درست یا نادرست، و وظیفه و الزامی بودن اخلاقی افعال نیز حکم می کند، و، از جمله، یک الگوو شیوه ی زندگی را مطلوب میداند،6) دارای یک سلسله حقهاست، اعم از حقهای اخلاقی و حقهای حقوقی،7) انسانها را متعلق به نظام اخلاقی می داند، یعنی آنان را همچون خود، از اعضای یک اجتماع اخلاقی تلقی می کند،8) میتواند، از طریق سخن، با دیگران ارتباط برقرار کند، یعنی قادرست که برای افاده و ابلاغ مقصود خود و برقرار ساختن ارتباط با غیر خود از زبان استفاده کند، با بهره گیری از زبان استدلال کند و در مقام اعتراض به نکته ای نکته ای دیگر پیش کشد، و خلاصه، انواع افعال گفتاری را انجام دهد.»

ملکیان، مصطفی،مهر ماندگار، مقاله ی درد از کجا؟ رنج از کجا؟، صفحه 17، نگاه معاصر،تهران 1389
پنجشنبه 17 اسفند 1391 03:21 ق.ظ
سلام وحید عزیز
اقا چرا این پست رو دوبار گذاشتی ؟؟

بعد اینکه خدای نامتشخص و متشخص یعنی چی ؟؟

وحید حلاجسلام دوست گرامی ام
اصلاحش کردم
خیلی خلاصه خدای متشخص یعنی خدایی که بشه اون رو مشخص کرد و بهش اشاره کرد و اون رو از غیرش تشخیص داد یعنی خدایی که با غیرش متمایزه و قابل تشخیص مثل خدای ادیان ابراهیمی اما خدای نامتشخص هیچ کدوم این صفات رو نداره مثلا در دین بودایی خدای متشخص وجود نداره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.