تبلیغات
پرگار - سخنی در باب سانسور
 
درباره وبلاگ


پرگار را خاصیتی است که ضربه نخست را محکم و قاطع وارد می کند تا تغییری در کاغذ ایجاد نموده و سوراخی بگشاید اما پس از آن دیگر پیشرفتی نمی نماید و به دور خود خط می کشد. مانند بسیاری از حرکات انقلابی که در ابتدا بسیار محکم و سریع صورت می گیرند اما پس از آن در جا زده و دیگر پیشرفت و اصلاحی در خود راه نمی دهند. نام این وبلاگ را پرگار گذاشتم تا یادم بماند مانند پرگار نباشم که فقط به دور خود دایره بکشم.

مدیر وبلاگ : وحید حلاج
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پرگار
دویدن در پی آواز حقیقت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 20 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : وحید حلاج
واژه سانسور برای اکثر ما آشناست. آنقدر آشنا که با تصورش، تصویر آن بدون احتیاج به هیچ گونه تعریفی به ذهن متبادر می شود. با این حال آنچه من در این نوشته از سانسور مراد می کنم عبارت است از احتساب واسطه ای به نام دولت، میان منتشر کننده متن – به معنای اوسع آن یعنی اعم از متن نوشتاری، صوتی و تصویری و حتی تکنولوژیک- و دریافت کننده آن و انجام عملی از سوی واسطه ( دولت ) در جهت حذف بخش یا همه ی آن متن. با این وصف مصادیق دیگر سانسور از قبیل سانسور اجتماعی و سانسور اخلاقی و یا سانسور در محیط های اجتماعی کوچکتر مانند خانواده و از این قبیل، خارج از مقصود این گفتار است.

در این نوشتار نه در پی آنم که میزان سانسور را در کشور خاصی شرح دهم و نه در پی آنم که از کلیت سانسور دفاع کنم یا نقدش کنم و نه  حتی در پی آن که به طور مصداقی به مواردی خاص بپردازم و شایستگی یا ناشایستگی سانسور در آن موضوعات خاص را بررسی کنم؛ بلکه در پی آنم تا در حد وسع خود و مجال موجود، به تفاوت دولت ها و نگاهشان به مقوله سانسور بیندازم:

به نظرم دولت ها را می توان در دو دسته کلی جای داد: الف: دولت های سلبی ب: دولت های ایجابی.


الف: دولت های سلبی، دولت هایی هستند که تشکیل شده اند تا از بروز برخی مسائل در جامعه جلوگیری کنند. نمونه بارز دولت های سلبی را می توان دولت های لیبرالی با خوانش های مختلف آن نام برد. غالب فلاسفه سیاسی لیبرال مانند توماس هابز، جان لاک، ژان ژاک روسو و غیره، دولت ها را به عنوان شرّ لازم می دانند. از آن جهت که دولت ها چون برخی از آزادی های افراد را سلب می کنند و محدودیت هایی برای زندگی افراد در جامعه می گذارند، شرّ هستند اما از آن جهت که در جهت حفظ برخی از حقوق از جمله بیشینه آزادی ممکن و تامین امنیت شهروندان ،ضروری اند، لازم هستند. بنا بر این تلقی، وضع طبیعی یا وضع اولیه ای برای جوامع در نظر گرفته می شود که در آن وضع، تضاد منافع رخ نداده است و از این جهت دولتی هم لازم نیست؛ اما به مرور تضاد منافع رخ می دهد و برای این که افراد بتوانند به بیشینه حقوق و منافعشان برسند نهادی به نام دولت تاسیس می کنند که وظیفه قانونگذاری و اجرای قوانین را بر عهده دارد. دولت های سلبی در پی آرمان شهر نیستند و اهدافشان، اهداف حداقلی است. مبنای مشروعیت این دولت ها اغلب زمینی است. یعنی دولت ها به واسطه خواست و اراده مردم به وجود می آیند و ادامه می یابند.  از این جهت، دول فوق غالبا دولت هایی سکولار به حساب می آیند. منظور من از سکولار در این جا این است که هم مبنای مشروعیتشان، هم ابزارهایی که در جهت اهدافشان به کار می گیرند و هم اهداف و یاغایاتی که برای رسیدن به آن شکل گرفته اند، این جهانی است. با این حساب در این دولت ها آزادی، فی حد ذاته دارای ارزش است و تلاش دولت در جهت حفظ بیشینه آزادی های ممکن شهروندان در جامعه است و از این روی سانسور در حداقل خود قرار می گیرد.

ب: دولت های ایجابی، دولت هایی هستند که تشکیل شده اند تا جامعه را به هدف خاصی رهنمون شوند و یا پس از تشکیل شدن، این هدف را برای خود ایجاد نموده اند. ظاهرا افلاطون، نخستین فیلسوفی است که از او اثر مدون ( کتاب جمهوری ) در جهت رهنمون شدن جامعه به هدفی خاص یا همان آرمانشهر یا یوتوپیا بر جای مانده است. پس از او هم البته بسیاری از متفکران در پی تدوین آرمانشهر بوده اند و کتاب های بسیاری در این باب نوشته اند که از آن میان می توان کتاب "آرمانشهر" نوشته توماس مور و "آتلانتیس نو" نوشته فرانسیس بیکن را نام برد.  اغلب فیلسوفان و متفکرانی که آرمانشهر را ممکن و مطلوب می دانسته اند ناگزیر از تعریف نهادی به نام دولت بودند  تا جامعه را به سوی عدالت یا سعادت و یا فضیلت هایی از این قبیل سوق دهد. این دولت ها که بسیاری از آن ها در طول تاریخ شکل گرفته و حکمرانی کرده اند بعضا مذهبی و بعضا غیر مذهبی هستند و یا بودند؛ ولی الا ایّ حال، تمام آن ها هدفی در جهت کمال جامعه برای خویش تعریف کرده اند و وظیفه خویش را تدارک مقدمات برای رسیدن به آن جامعه آرمانی و کامل دانسته اند. دولت های ایجابی، معمولا زمینی نیستند و ماموریت خود را فراتر از خواست شهروندان قرار داده و مشروعیت خود را از شهروندان نمی گیرند. این دولت ها ماموریت الهی یا تاریخی یا ماورایی برای خود قائل هستند و سعی خود را در جهت انجام آن ماموریت می دانند. با این حساب آزادی نزد این دولت ها ارزش ذاتی ندارد و اگر ارزشی داشته باشد، ارزش آن ابزاری یا طریقی است. یعنی آزادی تنها در صورتی ارزشمند است که در جهت رسیدن به آن هدف والا باشد و در غیر این صورت اگر نقشی در رسیدن به آن هدف نداشته باشد، خنثی است و اگر مانع رسیدن به هدف مزبور باشد، ضد ارزش تلقی می شود و باید با آن مقابله نمود. واضح است که در دولت های ایجابی، امکان وجود سانسور بیشتر است و دولت ها متونی – متن به معنای اعم - که در جهت ضد رسیدن به آن هدف خاص، که برای خود ماموریت رساندن جامعه به آن را قائل اند، باشد را مضر تشخیص می دهند و خود را محق می دانند که فرآیند سانسور را در آن زمینه ، اعمال نمایند.

                                                                            ***

تفکیک فوق میان دولت ها و تقسیم آن ها به دولت های ایجابی و دولت های سلبی، البته آرمانی است. آرمانی به این معنا که دو سر طیف را نشان داده است و شاید نتوان هیچ دولتی را پیدا کرد که کاملا ایجابی و یا کاملا سلبی باشد. با این وصف می توان انتظار داشت به میزانی که هر کدام از دولت ها به سمت سلبی طیف نزدیکتر باشند، سانسور در آن ها کمتر و هر چه به سمت ایجابی طیف نزدیکتر باشند، سانسور در آن ها بیشتر باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 12:25 ب.ظ
سلام وحید حلاج؛
عجب سكوتی كردی نزدیك انتخابات!
وحید حلاجمنتظر تائید صلاحیت ها هستیم هنوز (:
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 02:31 ب.ظ
سلام
وحید حلاجسلام دوست گلم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.